علم ژنتیک علمی است که همیشه منتقدانی داشته است و حتی در بسیاری از کشورها با توجه به این که این علم به نوعی دستکاری در خلقت محسوب میشود، تحقیق در این حوزه با محدودیتهایی همراه بوده است؛ دیدگاه جهانی نسبت به این علم امروز تا چه اندازه تغییر کرده است؟
در دنیا 90 درصد افراد نسبت به این قضیه دیدگاه مثبت داشتهاند و 10 درصد نیز همیشه نسبت به علم ژنتیک و تحقیق در این زمینه دیدگاه منفی داشتهاند که دیدگاه این افراد به استفاده ناروا از این علم مربوط بوده است. اگر از هر علمی به روشی نادرست استفاده شود، مردم نسبت به آن جهتگیری میکنند. مردم از این میترسیدند که مبادا بتدریج ژنتیک به ابزاری نامناسب تبدیل شود. فرضیه نژادبرتر نخستین بار از سوی یک فیلسوف فرانسوی مطرح شد و آلمانیها اساسا نژادپرست نبودند. آلمانیها پس از مطرح شدن فرضیه نژادبرتر بشدت دچار نگرانی و هراس شدند و ترسیدند پیشرفت علم ژنتیک به اصلاح نژاد منجر شود؛ اما از سوی دیگر باید در نظر داشت اگر زوجی ناقل ژن بیماری هستند، نمیتوان گفت آنها آزادند صاحب فرزند بیمار شوند. وقتی فرزندی نابینا یا معلول متولد شود در زندگی پدر و مادرش محدودیتهای بسیاری بهوجود آورده و زندگی آنها را مختل میکند. علاوه بر این هزینههای زیادی را به جامعه تحمیل میکند و این هزینهها از سوی دیگر به شهروندان جامعه تحمیل میشود، بنابراین به نوعی زندگی همه مردم جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد. هر فردی بخشی از سرمایه جامعه را تشکیل میدهد و اینطور نیست که هر کس بخواهد، هر طور دلش خواست رفتار کند. پس باید از به دنیا آمدن افراد بیمار و افرادی که با محدودیتهای جسمانی مواجه هستند، پیشگیری کنیم و این درست است. وقتی این کار با روشی درست انجام شود مشکلی ایجاد نمیشود. اگر از علم ژنتیک برای تولد افراد قدبلند یا افرادی با چشمان آبی رنگ یا بهطور کلی برای افزایش جمعیت افرادی با ویژگیها و خصوصیات خاص استفاده کنیم به این معنی است که رفته رفته به طرف دوپینگ ژنتیک حرکت میکنیم و در این شرایط این علم در منافات با حقوق بشر و جامعه خواهد بود. بیشترین ترس از علم ژنتیک از مشاوره ژنتیک نبوده است، بلکه این نگرانیها از زمانی بهوجود آمد که حدود بیست سال پیش موضوع دستکاریهای ژنتیکی و بحثهایی در زمینه دستکاری و مهندسی ژنتیک برای ایجاد موجوداتی جدید مطرح شد.
یکی از مباحثی که امروزه مطرح شده این است، گروهی از دانشمندانی که در حوزه ژنتیک فعالیت میکنند قصد دارند راهکارهایی را پیش پای مردم قرار دهند که بتوانند پیش از تولد فرزندشان رنگ مو، اندازه قد و رنگ چشم آنها را تعیین کنند. آیا شما با اینکه ژنتیک در این مسیر حرکت کند موافقید؟
من از 31 سال پیش عضو کمیته اخلاق در ژنتیک پزشکی سازمان جهانی بهداشت هستم. آن زمان با توجه به احساس چنین خطراتی در حوزه علم ژنتیک، کمیتهای تحت عنوان کمیته اخلاق در ژنتیک پزشکی در این سازمان راهاندازی شد و به این ترتیب اصول اخلاقی مطرح شد که باید در این حوزه حاکم باشد. این درست نیست عدهای که پول دارند با استفاده از روشهای مبتنی بر علم ژنتیک روزبهروز زیباتر شوند و در مقابل عدهای که توانایی مالی ندارند از این روشهای پیشرفته محروم باشند؛ البته باید توجه داشت این بیعدالتی و نابرابری در همه زمینهها به نوعی دیده میشود. افرادی که به بیماری مبتلا میشوند در صورتی که از توانایی و امکانات مالی مناسبی برخوردار باشند از بهترین امکانات درمانی برخوردار هستند و بر عکس افرادی که چنین امکانی را نداشته باشند بناچار باید با پیامدهای ناشی از بیماری دست و پنجه نرم کنند؛ اما این که افراد بتوانند با استفاده از روشهای مبتنی بر مهندسی ژنتیک از ویژگیهای برتر برخوردار شوند، خلاف اصول اخلاقی است و سازمان جهانی بهداشت و یونسکو با این موضوع بشدت مخالف هستند و در برابر چنین حرکتهایی از خود مقاومت نشان میدهند؛ البته چنین ادعاهایی بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و تاکنون هیچکس در دنیا موفق نشده است به این هدف دست یابد. حدود 15 سال پیش همزمان با روزهای آغاز سال میلادی خبرهایی مبنی بر موفقیت یک محقق کرهای در ساخت نوزادی به روش مهندسی ژنتیک مطرح شد و آن زمان من اعلام کردم اینها همه دروغ و تبلیغات بوده است و بعد از مدتی اعلام شد باوجود اینکه به این فرد جایزهای هم اهدا شده بود ادعایش دروغی بیش نبوده است. در حقیقت انجام چنین کارهایی بسادگی امکانپذیر نیست.
از طرف دیگر محققان به دنبال راههایی هستند که بتوانند اعضای بدن انسان را با استفاده از روشهای مبتنی بر مهندسی ژنتیک تولید کنند تا بتوان از این اعضا و اندامها برای درمان فرد بیمار استفاده کرد؛ البته از زمانی که محققان به یافتههایی درباره سلولهای بنیادی دست یافتند بازار مهندسی ژنتیک نیز بهطور ناگهانی از رونق افتاد. با استفاده از سلولهای بنیادی میتوان اعضا و اندامهای مختلف بدن را تولید کرد و به این ترتیب با توجه به ویژگیهای منحصربهفردی که در سلولهای بنیادی دیده شد، تب مهندسی ژنتیک نیز بتدریج فروکش کرد.
آیا خبرهایی که در زمینه ژن درمانی یا به عبارتی اصلاح ژنها در مرحله جنینی اعلام میشود تحقق پیدا کرده است؟
خیر، بعضی کارهای تحقیقاتی با هدف افزایش جذابیت بلافاصله خبرساز میشود از آن زمان که محققان روی خرگوش نژاد سفید آفریقایجنوبی در آمریکا آزمایش میکنند تا زمانی که همهگیر شود و بتوان این آزمایش را روی انسانها انجام داد مدت زمانی در حدود 50 سال طول میکشد و شاید نتایج این یافته که تا 50 سال دیگر تحقق پیدا میکند در آن زمان اصلا کاربردی نباشد و کنار گذاشته شود.
آیا این درست است که سلول درمانی (استفاده از سلولهای بنیادی فرد برای درمان بیماریها) تا حد زیادی موجب از رونق افتادن ژن درمانی شده است یا این که فکر میکنید ژن درمانی و سلول درمانی میتواند به موازات همدیگر پیش رود؟
ژندرمانی با مشکلات و محدودیتهایی همراه است که این محدودیتها در زمینه سلول درمانی کمتر به چشم میخورد. نمیتوان گفت با استفاده از ژندرمانی انجام هر کاری امکانپذیر است؛ مثلا میتوانستند با استفاده از ژندرمانی بعضی از انواع سرطانها را درمان کنند یا این که ناراحتیهای پانکراس را برطرف کنند. یکی از مشکلات ژندرمانی این است که برای این که این ژن را سوار کنند تا در عضو مورد نظر جایگزین شود، مجبور بودند از وسیله نقلیهای استفاده کنند تا این ژن را به مقصد برسانند که این وسیله نقلیه میتوانست میکروب یا باکتری باشد یا این که پلاسمیدهایی درست میکردند تا این ژن را به هدف برساند که اینها خودشان برای بدن مضر بودند و خودشان پیامدهای دیگری را بههمراه داشتند؛ از این رو حرکت در مسیر ژندرمانی با در نظر گرفتن ملاحظاتی انجام شده است.
جدیدترین دستاوردها در حوزه ژنتیک که در روند درمان یا پیشگیری جنبه کاربردی پیدا کرده چیست؟
یکی از کارهایی که اکنون در حوزه ژنتیک انجام میشود استفاده از راهکارهایی برای پیشگیری از بیماریهاست و هیچگونه دردسری هم ندارد. بعضی از روشهای درمانی مبتنی بر ژنتیک یا پیشگیری از بیماری در مرحله پیش از تولد از جمله دیگر دستاوردهای جدید در حوزه ژنتیک است. حدود 20 هزار بیماری ژن داریم. حدود 600 تا 700 بیماری نیز ناشی از ایجاد نقص در کروموزومهاست. خیلی از بیماریهای کروموزومی امروزه با روشهای سیتوژنتیک یا سیتوژنتیکمولکولی در دوران جنینی در نمونهبرداری موسوم به CVS در هفتههای دهم و یازدهم بارداری قابل تشخیص و شناسایی است؛ البته میتوان این آزمایشها را تا هفته بیستم بارداری هم به تعویق انداخت اما بهتر است این کار زودتر انجام شود. همچنین علاوه بر نمونهبرداری CVS میتوان از روش آمنیوسنتز یا برداشتن مقداری از مایع دور جنین در هفته پانزدهم تا بیست و یکم نیز استفاده کرد. به این ترتیب بسیاری از بیماریهای ژن مانند تالاسمی، هموفیلی، دیستروفی عضلانی و بعضی از انواع نابیناییها و ناشنواییها و همچنین بیماریهای کروموزومی قابل تشخیص خواهد بود. اما وقتی میگوییم 20 هزار بیماری ژن داریم اگر توانایی شناسایی و تشخیص 200 بیماری را داشته باشیم، بازهم میتوانیم بگوییم کار بسیار بزرگی انجام دادهایم. در هر جامعه معمولا روی بیماریهایی تحقیق میشود که در سطح آن جامعه شیوع بیشتری دارد.
کدام بیماریهای ژنتیکی در کشور ما شیوع بیشتری دارد؟
اگر بخواهیم از بیماریهایی صحبت کنیم که منشأ ژنی دارد میتوانیم به بیماریهای تالاسمی، هموفیلی، دیستروفیهای عضلانی، نابینایی و ناشنوایی صحبت کنیم. البته باید توجه داشت ازمجموع 20 هزار بیماری ژنی در حدود 8000 تا 9000 بیماری پدر و مادر باید ناقل این بیماری بوده باشند تا فرزندشان به این بیماری مبتلا شده باشد بنابراین احتمال ابتلا به چنین بیماریهایی در ازدواجهای خویشاوندی بیشتر خواهد بود. پس نقطهضعف ما بیشتر در زمینه همین بیماریهاست؛ یعنی بیماریهایی که پدر و مادر ناقل آن هستند و خودشان هیچ اطلاعی در این زمینه ندارند. در هر کشوری که ازدواج خویشاوندی بیشتر باشد، شیوع این بیماریها بیشتر است. بیماری تالاسمی با توجه به شرایط آب و هوایی و وجود کمربند تالاسمی که دور دنیا را فراگرفته در کشور ما شیوع بیشتری دارد. اگر از اروپا شروع کنیم همه کشورهای اطراف مدیترانه از پرتغال، اسپانیا، یونان و ایتالیا تا عربستانسعودی ، ایران، پاکستان ، هندوستان ، تایلند، اندونزی و مالزی در این کمربند قرار میگیرند.
شما در صحبتهایتان به ازدواجهای خویشاوندی اشاره کردید که بزرگترین عامل تاثیرگذار در شیوع بیماریهای ژنتیکی است. آیا ممکن است علم ژنتیک به اندازهای پیشرفت کند که ازدواج فامیلی مانعی نداشته باشد؟
اجازه بدهید سوال شما را با یک سوال دیگر پاسخ بدهم. خیلیها همیشه از من سوال میکنند ازدواج خویشاوندی خوب است یا بد. ازدواج خویشاوندی با وجود اینکه میتواند ناقل بیماریهای ژنتیکی باشد منافع اجتماعی زیادی دارد. در ازدواج خویشاوندی گرچه باید مراقب بیماریها باشیم اما بسیاری از محدودیتهای موجود در ازدواج از میان برداشته میشود. اما از نظر بیماریهای ژنتیکی باید توجه داشته باشند بسیاری از بیماریها را میتوان از طریق مشاوره ژنتیکی پیشبینی کرد و در دوران بارداری این بیماریها را با استفاده از انجام آزمایشهای ژنتیکی در مرحله ژنتیکی تشخیص داد و به این ترتیب از تولد فرزندان مبتلا به بیماریهای ژنتیکی جلوگیری به عمل آورد. بنابراین میتوان گفت پیشرفت علم ژنتیک توانسته است بسیاری از این محدودیتها را از میان بردارد.
فرانک فراهانیجم / گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم