در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست دیدهشدن بازیگران در یک اثر نمایشی همچون نمایش، فیلم یا سریال محصول تلاش گروههای مختلف کارگردانی، تولید، فیلمبرداری، صدابرداری، گریم، لباس و شاخههای دیگر فیلمسازی است. گروه بازیگران معمولا به سیاق سایر گروههای یک مجموعهدارای انسجام و تعامل مدام و هر روزه با یکدیگر ـ مثلا آنطور که گروه کارگردانی و فیلمبرداری با هم در ارتباطند ـ نیستند و این همکاری تنها هنگام تمرین و بازیهای رو در رو محدود و منحصر میشود.
نقش اول مرد همانطور که از نامش برمی آید، نقشی است که یک بازیگر مرد که معمولا جزو بازیگران شناخته شده و چهره است، به عهده دارد. درواقع بار اصلی فیلم یا سریال روی دوش این بازیگر قرار میگیرد و تماشاگر قصه را باتوجه به حضور او دنبال میکند. نقشهای مهدی هاشمی در مجموعه «روزگار قریب»، پارسا پیروزفر در «در چشم باد» و حمید فرخنژاد در «حلقه سبز» چند نمونه از نقشهای اصلی و موفق مرد است. انتخاب و هدایت بازیگر نقش اول مرد و تعامل همواره او با کارگردان، تاثیری اساسی در موفقیت یا شکست یک فیلم یا سریال تلویزیونی دارد، چرا که او در چهره و شیوه بازیگری باید از توانایی بالای جذب مخاطبانی انبوه و مهمتر از آن ترغیب آنها برای دنبال کردن مجموعه تا پایان برخوردار باشد.
نقش اول زن نیز به همان میزان نقش اول مرد، دارای اهمیت و اعتبار است و تماشاگران با پیگیری و علاقه خاصی مسیر او را در قصه یک فیلم یا سریال تعقیب میکنند. مرجان محتشم سریال «پس از باران»، نرگس محمدی «ستایش» و رویا نونهالی «خواب و بیدار» تنها چند نمونه از نقش اولهایی هستند که توسط زنان در مجموعههای تلویزیون بازی شدهاند.
البته نقش اول مرد و زن معمولا در همه فیلم و سریالها وجود دارد و بازیگرانی شناخته شده عهدهدار این نقشها میشوند و اینگونه نیست که یک مجموعه فقط نقش اول مرد داشته باشد و بار و محوریت سریال تنها به عهده او باشد و هیچ زنی نقشی مهم و تاثیرگذار در قصه نداشته باشد یا برعکس حضور محوری یک زن در فیلم و سریال باعث نمیشود دیگر پای مرد تاثیرگذاری در میان نباشد. مثلا در سریال «دردسر والدین» مهران مدیری نقش اول مرد و فاطمه گودرزی نقش اول زن را دارند ا در سریال مناسبتی «او یک فرشته بود» حسن جوهرچی و بهاره افشاری نقشهای اصلی مرد و زن را بازی میکنند.
پس از نقشهای اصلی به نقشهای مکمل میرسیم. نقشهایی که شاید فقط عنوان نقش مکمل را یدک میکشند، اما در عمل و در فیلمنامه میزان تاثیرگذاری و اهمیتشان به هیچ عنوان کمتر از نقشهای اصلی نیست. درواقع شکلگیری چنین نقشهایی در یک قصه و فیلم ناگزیر است، چون در یک اثر نمایشی معمولا یک یا دو شخصیت به عنوان قهرمان و ضدقهرمان برجسته میشوند و ما نگران و پیگیر سرنوشت آنها میشویم و افراد دیگر بنا به اقتضای داستان در کنار و اطراف شخصیتهای اصلی چیده میشوند تا قصه روایت شود و به انتها برسد. چه بسا در قصهای دیگر و از زاویهای دیگر بتوان قصه نقشهای مکمل را تعریف کرد و آنها به جایگاه قهرمان و نقش اصلی ارتقا یابند و جای این دو گروه از بازیگران با یکدیگر عوض شود. پرویز فلاحیپور (یاور) در «شب دهم» یکی از نقشهای مکمل به یادماندنی تاریخ تلویزیون را بازی میکند یا کامبیز دیرباز در مجموعه «درچشم باد» در نقشی مکمل میدرخشد. مرجانه گلچین، رویا تیموریان، شقایق دهقان، بیژن بنفشهخواه، بهنوش بختیاری و مهران رجبی فقط چند نمونه از بازیگران نقشهای مکمل زن و مرد در تلویزیون هستند.
بازیگران نقشهای فرعیتر هم گروهی از بازیگران هستند که اهمیت و اعتبار بسیار کمتری از سایر نقشها دارند و حضورشان تنها پل ارتباطی نقشهای مهم و در راستای هرچه پررنگتر کردن آنهاست. جایگاه اسمی این دسته از بازیگران در عنوانبندی پایانی است و از آنها به عنوان سایر بازیگران یاد میشود. این نقشها معمولا توسط بازیگرانی کمتر شناخته شده بازی میشود و ناشناخته بودن بازیگران ضربهای به مجموعه وارد نمیکند. هرچند گاهی بازیگران شناخته شده هم در چنین نقشهایی بازی میکنند تا کارگردان از همه ابزارهای ممکن برای جذابیت اثرش بهره گرفته باشد.
سیاهی لشکرها و هنرورها هم همیشه یک پای ثابت گروه بازیگری هستند و حضورشان نقشی اساسی در پرکردن قاب و ایجاد اتمسفر و فضایی باورپذیر در فیلم و سریال دارد. مردم کوچه و خیابان در مجموعههای معاصر و تاریخی همین افراد هستند که گاهی ساعتها منتظر میمانند تا نمای موردنظرشان گرفته شود. خیلی از آنها حتی هیچگاه مجال و فرصتی برای دیدهشدن هم پیدا نمیکنند یا اگر خیلی شانس داشته باشند مفتخر به گفتن یکی دو جمله دیالوگ میشوند. معمولا در تیتراژهای پایانی تلویزیونی با عنوانی به نام مسئول هنروران روبهرو میشویم که وظیفه انتخاب و ساماندهی و هدایت این جماعت را به عهده دارند.
در برخی فیلم و سریالها نیز با عنوانهایی چون بازیگر مهمان یا افتخاری مواجهایم که همینطور که از نامشان پیداست بازیگران چهره و شناختهشدهای هستند که برای حضور در نقشی خاص و کوتاه در یک اثر دعوت میشوند و بدون انعقاد قرارداد و به خاطر رفاقت با تهیهکننده یا کارگردان آن را بازی میکنند. در چنین مواقعی در عنوانبندی اولیه فیلم و سریالها مینویسند «با حضور...» یا پس از اسامی بازیگران نقشهای اصلی و مکمل مینویسند «... و فلانی.»
عنوان «با معرفی...» هم درباره بازیگران جوانی به کار میرود که بتازگی قدم به عرصه بازیگری گذاشتهاند و تهیهکننده و کارگردان آن اثر گمان میکنند چهره تازه و شاخصی را کشف و روانه عالم سینما و تلویزیون کردهاند. البته گاهی فقط واقعا گمان میکنند!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: