در همین نمایشگاه اخیر کتاب، جای سوزن انداختن نبود. این واقعیت از طرفی به خاطر وجود این همه علاقهمند کتاب مرا خوشحال میکند و از سوی دیگر ناراحت میشوم و میگویم پس چرا این وضع منجر به خروجی مناسبی در مطالعه نمیشود و بسی مایه تاسف است که با وجود این جماعت مشتاق آمار تیراژ کتاب اینقدر پایین است. به شخصه اصلا متوجه این تضاد نمیشوم.
روزگارانی را به یاد دارم که تیراژ کتابها حداقل پنج هزار نسخه بود، اما الان درباره برخی کتابها حتی به عدد 300 رسیده است.
و در چنین وضعی میرسیم به شاهنامه که خواندنش هم پندآموز است و هم حکمتآموز، چون فردوسی تنها شاعر نبود، بلکه حکیم بود. شاهنامه جدا از همه اینها اثری هنرمندانه و جاودانه است و همه داستانهای حماسی فردوسی در این کتاب فوقالعاده زیبا و خواندنی است.
مهمترین و بزرگترین کار فردوسی در نوشتن شاهنامه این بود که غرور از دست رفته ایرانیان را به آنها بازگرداند. اصلا مهم نیست که ما کدام داستان آن را دوست داریم یا نداریم، همین نفس خلق شاهنامه، بزرگترین خدمت این شاعر بلندآوازه به هر ایرانی است و برای یکایک آنها کفایت میکند. با شاهنامه احساساتی نظیر غرور، هویت، شخصیت و ملیت ما بیدار میشود و به نظرم همین یک بیت چکیده این اثر را بیان میکند و برای هر ایرانی بس است:
بنا کردم از نظم کاخی بلند / که از باد و باران نیابد گزند
براستی هم فردوسی با خلق شاهنامه اثری بلندتر و ماندگارتر از هر ساختمان ادبی دیگری بنا میکند، به همین دلیل سپاسگزار این شاعر بزرگ ایران زمین و ادامهدهندگان راهش هستم.
داریوش فرهنگ / کارگردان و بازیگر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم