تلهفیلم «کلاس سوم ب» از نامش پیداست که در چه فضا و موقعیتی روایت میشود. این تلهفیلم درباره معلم سالخوردهای است که ناگهان مدرسه را ترک میکند و دانشآموزانش که به او علاقهمند شدهاند، در غیاب او نمیتوانند با معلم جدید ارتباط برقرار کنند. نسبت عاطفی، آموزشی بین دانشآموز و معلم همواره یکی از چالشهای دراماتیک در ادبیات داستانی و سینمایی بوده است.
اینکه دانشآموز معلم را بهعنوان یک دوست، راهنما و مربی بپذیرد که میتواند دوستش داشته باشد یا از او بترسد و گریزان باشد. این نسبتی است که میان مردم و پلیس نیز قابل تعمیم است. یعنی به جای اینکه مردم با حضور پلیس احساس امنیت کنند، احساس ترس میکنند. همین موقعیت و روانشناختی آن را میتوان در نسبت بین دانشآموزان و معلم در این فیلم ردیابی کرد. نسبت دوگانه دانشآموزان با آقای ربیعی و شیوه تربیتی او بهعنوان هسته مرکزی درام قرار گرفته و قیاس روش و رفتار او با معلم قبلی که در نهایت به تغییر نگرش ربیعی نسبت به بچهها و شیوه آموزشی خودش منجر میشود. درواقع به موازات قصهای که تعریف میشود دو سبک آموزشی و تدریس که هر کدام پیامدها و تاثیرات خاص خود را دارد نیز به نمایش گذاشته شده که میتوان آن را یک مستند داستانی ـ آموزشی هم قلمداد کرد که تماشای آن به معلمان و کسانی که به نوعی با آموزش پیوند دارند واجد نکات آموزشی و مفیدی است. در این حوزه بویژه شبکه دو و شبکه آموزش میتواند دست به تهیه و تولید آثار بیشتری زده و بسیاری از مشکلات و چالشهای آموزشی، تربیتی را در قالب ساختاری دراماتیک به نمایش بگذارد.
خود این شیوه یعنی بهرهگیری دراماتیک از موقعیتهای تربیتی و بازنمایی آنها در بستر یک ساختار نمایشی میتواند به گرهگشایی از بسیاری از معضلات آموزش و پرورش با هزینه کم و فایده زیاد بینجامد.
بخشی از چالشی که بین بچههای کلاس ب با آقای ربیعی (بهروز شعیبی) بهعنوان معلم جدید وجود داشت به تصویر غلط و خطاهای شناختی است که دانشآموزان و معلم نسبت به هم دارند. بچهها به دلیل علاقه و رضایتی که از معلم قبلیشان دارند، نسبت به ربیعی جبهه گرفته وتلاش میکنند با جدی نگرفتن او یا مقاومت در برابر خواستههایش او را به تسلیم واداشته و از ادامه تدریس منصرف کنند. ربیعی نیز به دلیل نداشتن آگاهی نسبت به رفتار بچهها و مبتنی بر ظن و گمان خویش تلاش میکند تا با سختگیری هرچه بیشتر در انجام تکالیف و گرفتن امتحان به مقابله با آنها پرداخته و واکنش دفاعی نشان دهد.
این در حالی است که هیچکدام از این شیوهها جواب نمیدهد و به لج و لجبازی بیشتری بین آنها منجر میشود. البته جوان بودن ربیعی و سر پرشور او در رسالت معلمیاش نیز موجب میشود تا او بسیاری از ظرافتهای تربیتی، روانشناختی دانشآموزان را در نظر نگرفته و اتفاقا بر ضد منافع و موقعیت خود رفتار کند.
به موازات این دوگانگی در درون خود بچهها نیز یک دودستگی شکل میگیرد که برخی موافق و برخی مخالف مقاومت در برابر معلمشان میشوند. اتفاقاتی که در ادامه موجب آشنایی و شناخت بیشتر معلم و دانشآموزان نسبت به موقعیت یکدیگر میشود و در نهایت رابطه سرد و خشک و کینهتوزانه آنها را به رابطهای نزدیک و صمیمی و دوستانه بدل میکند، نشان میدهد که اولا بسیاری از معضلات تربیتی و آموزشی ناشی از خطاهای ذهنی ـ شناختی بوده و دوما رابطه حسی ـ عاطفی بین معلم و دانشآموز بیش از مواد و مفاد آموزشی و شیوه و سبک تدریس میتواند در ارتقا و رشد کیفیت آموزشی و علاقهمند کردن بچهها به درس و علمآموزی موثر باشد. در اردویی که بچهها با آقای ربیعی میروند شاهد ترمیم این رابطه و کاهش فاصله بین آنها هستیم و همین عشق و علاقه، شوق به آموختن را نیز به بچههای کلاس ب برمیگرداند. تلهفیلم کلاس سوم ب را میتوان مصداق آن شعر و ضربالمثل معروف دانست که: درس معلم ار بود زمزمه محبتی / جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
یکی از ویژگیهای مثبت این فیلم فارغ از نقاط ضعف و قوت دراماتیکی، نگاه آسیبشناسانهای است که به معلم و موقعیت او داشته و صرفا به روایت شاعرانه و توصیفی از جایگاه او نپرداخته است. اینکه قدرت و جاذبه و اهمیت معلم بیش ازهرچیز در نوع رابطه او با دانشآموزان است و لاغیر!
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم