گفت‌وگو با مردی که متهم به قتل است

همسایه ام خودکشی​کرد

اصغر اهل دعوا نبود. این جمله را مادرش بارها در دادسرا گفته و تاکید کرده که فرزندش مرتکب قتل نشده‌ است، اما مدارک موجود در پرونده، خلاف آن را ثابت می‌کند. اصغر یک سال است به اتهام قتل همسایه‌اش به نام کیان در زندان به سر می‌برد. متهم که دو هفته قبل در شعبه 113 دادگاه کیفری ‌استان تهران محاکمه شده، درباره آنچه اتفاق افتاده ‌است، توضیح می‌دهد.
کد خبر: ۶۷۱۳۸۹

قتل را قبول داری؟

نه قبول ندارم. من این کار را نکردم.

پس چه کسی کیان را کشت؟

او خودکشی کرد. این موضوع به من ربطی ندارد.

چطور مدعی‌ هستی او خودکشی کرده‌ است؟

کیان همسایه‌ ما بود و با هم در یک ساختمان زندگی می‌کردیم. او آدم عصبی بود.

شاهدان گفته‌اند شما قبلا باهم درگیر شده ‌بودید، در این‌باره چه توضیحی داری؟

بله، ما با هم درگیری داشتیم. مدتی قبل برسر جای پارک موتور من، باهم دعوا کردیم. من هم عصبانی شدم و شیشه ماشین کیان را خرد کردم این دعوا کش پیدا کرد و بعد هم در جلسه‌ای در ساختمان مقابل همه عذرخواهی و قبول کردم کارم اشتباه بود و نباید شیشه ماشین او را می‌شکستم با این‌که آشتی کرده ‌بودیم اما کیان به من گفته ‌بود یک روز تلافی می‌کند.

تلافی کردن که معنایش خودکشی نیست؟

بله، درست است اما گفته‌ بود یک روز خودم را می‌کشم و خونم گردن تو می‌افتد.

تو و مقتول روز حادثه پشت‌ بام بودید. چرا به آنجا رفته ‌بودید؟

می‌خواستیم پشت‌بام را متر کنیم.

به چه دلیل باید پشت‌بام را متر می‌کردید؟

قرار بود پشت‌بام را ایزوگام کنیم من هم آن را متر کردم و هزینه تقریبی که هر واحد باید می‌پرداخت، درآوردم اما کیان قبول نکرد و گفت تو اشتباه محاسبه کرده‌ای. روز حادثه قرار بود دوباره پشت‌بام را متر کنیم تا کیان خودش محاسبه کند، اما او خودش را از آن بالا پرت کرد.

یعنی بدون این‌که صحبتی پیش بیاید، او خودش را از آن بالا پرت کرد؟

بعد از این‌که متر کردیم، با من جرو بحث کرد و گفت تو دروغ گفتی و بعد هم به سمت لبه پشت‌بام رفت و خودش را به پایین پرت کرد.

تو چه واکنشی نشان دادی؟

از پله‌ها پایین آمدم تا شاید بتوانم کاری بکنم اما او بدجوری زمین خورده بود و دیگر نمی‌شد کاری کرد. حتی اورژانس هم خبر کردیم اما او فوت شده‌ بود. من سعی کردم کمکش کنم اما نشد. قسم می‌خورم کیان خودکشی کرد من هیچ‌ نقشی در مرگ او نداشتم حتی پزشکی قانونی هم نتوانسته تشخیص دهد این قتل عمد بوده و مرا فقط به خاطر شهادت یک نفر بازداشت کرده‌اند.

اولیای‌دم مدعی‌هستند تو به دلیل اختلافاتی که با مقتول داشتی، دست به این قتل زدی و حالا دروغ می‌گویی؟

من منکر اختلاف نیستم، ما با هم درگیری داشتیم اما اولیای‌دم خودشان می‌دانند فرزندشان بشدت عصبی بود و با خیلی‌ها دعوا می‌کرد. این درست نیست حالا که او خودکشی کرده، مرا مقصر نشان بدهند هیچ مدرکی وجود ندارد که ثابت کند من قاتل هستم.

یکی از شاهدان گفته تو را دیده ‌است که در حال فرار از محل بودی، اگر دست به قتل نزده‌ بودی چه لزومی داشت فرار کنی؟

من نمی‌خواستم فرار کنم. داشتم دوان دوان از پله‌ها پایین می‌رفتم تا ببینم چه اتفاقی برای کیان افتاده ‌است و چطور می‌توانم به او کمک کنم. اگر فرار می‌کردم، پلیس باید مرا دستگیر می‌کرد مردم دیدند که من همان جا ایستاده‌ام و درخواست کمک می‌کنم.

شاهدی داری که این ادعایت را ثابت کند؟

بله، شاهد وجود دارد. البته من معرفی نکردم او یکی از همسایه‌های ما بود که خودش دید چه اتفاقی افتاد و بعد هم به ماموران گزارش داد. او داشت در حیاط فرش می‌شست و پرت شدن کیان را دید. بعد هم گفت من و مادرم را دیده ‌است که دوان دوان پایین می‌آمدیم. او به طور خاص از واژه پرت کردن استفاده کرده یعنی دیده‌ است که کیان خودش را به پایین پرت کرد و بعد هم ما هراسان برای کمک رفتیم. چرا به شهادت او استنادی نمی‌کنند؟ کسی که داشته از بیرون می‌آمده و مرا مضطرب دیده و فکر کرده من مرتکب قتل شده‌ام و شهادت داده. حالا به دلیل گفته او بیشتر از یک سال است که در زندان به سر می‌برم.

سابقه‌دار هستی؟

من هیچ‌سابقه‌ای ندارم. آدم آبروداری هستم و با کار کردن و عرق ریختن، خرجی زندگی‌ام را تامین می‌کردم. اگر خلافکار و آدمکش بودم، وضع زندگی‌ام این‌طوری نبود. من آدم درستی هستم و می‌توانید از همسایه‌هایمان بپرسید آزار من به یک مورچه هم نمی‌رسید چه رسد به این‌که بخواهم کسی را بکشم. ضمن این‌که دوباره تاکید می‌کنم درگیری من و مقتول تمام شده بود و ما باهم آشتی کرده ‌بودیم. این‌که حرف مرا قبول نمی‌کرد و می‌گفت تو در مورد ایزوگام دروغ می‌گویی، ربطی به درگیری قبلی ما نداشت. اگر در مورد من تحقیق کنید، متوجه می‌شوید واقعا کار من نبود. همسایه‌ها مرا می‌شناسند.

یکی از همان همسایه‌ها گفته تو را در حال فرار دیده‌ است؟

او اشتباه متوجه شده. من فرار نمی‌کردم اگر او چنین حرفی زده، دیگران هم گفته‌اند که من فرار نمی‌کردم؛ چرا به حرف آنها توجهی نمی‌کنید؟

اگر حکم بر قصاص تو صادر شود، چه خواهی کرد؟

بر بی‌گناهی‌ام پافشاری می‌کنم، چون واقعا این کار را نکردم. تا هر زمان که لازم باشد در زندان می‌مانم اما هیچ‌‌وقت قتل را گردن نمی‌گیرم. حکم قصاص را نمی‌پذیرم و اعتراض می‌کنم بالاخره یکی پیدا می‌شود حرفم را گوش کند. من به بازپرس هم گفتم این کار را نکردم. او گفت مدارکی علیه من وجود دارد و مجبور است کیفرخواست صادر کند و دادگاه تشخیص نهایی را می‌دهد. اگر هم در این دادگاه محکوم شوم، دادگاه بعدی وجود دارد. همه می‌دانند قتل کار من نبود. همسایه‌ها دیده‌اند. نمی‌دانم چرا یک‌نفر علیه من شهادت داده شاید هم خودش می‌داند اشتباه کرده ‌است به همین دلیل هم در دادگاه حاضر نشد.

حرفی با اولیای ‌دم نداری؟

به آنها تسلیت می‌گویم. کیان مرد خوبی بود. اما کمی عصبی بود، به هر حال اعضای خانواده‌اش، دوستش داشتند، اما این علاقه نباید باعث شود انگشت اتهام را به سمت من بگیرند. من واقعا بچه آنها را نکشتم. از وقتی این پرونده تشکیل شده، زندگی‌ام زیر و رو شده ‌است خانواده‌ام هم به اندازه من سختی می‌کشند، ما همگی درگیر شدیم.

خانواده کیان هم در عذاب هستند؟

بله قبول دارم آنها هم عزیزی را از دست داده‌اند اما او به دست من کشته نشده‌ است. چرا من باید تاوان کار ناکرده را پس بدهم؟ همه اعضای خانواده‌ام اذیت می‌شوند. چرا اولیای‌دم به این فکر نمی‌کنند؟ به هر حال من نمی‌خواهم حرفی بزنم که ناراحت شوند فقط می‌گویم قتل کار من نبود و کیان خودکشی کرد. ای کاش این واقعیت را قبول کنند.

روزهای زندان را چه گونه سپری ‌می‌کنی؟

واقعا سخت است. من گناهکار نیستم که بگویم تاوان گناهم را پس می‌دهم. سعی می‌کنم خودم را از دیگران جدا کنم ودرگیر نشوم. زندان جای آدم‌های خلافکار است. بعضی‌ها هستند که منتظرند کاری بکنی تا دعوایی راه بیندازند، اما من سعی می‌کنم این اتفاق نیفتد و با کسی درگیر نشوم. بیشتر گوشه‌گیری می‌کنم. واقعا سخت می‌گذرد. امیدوارم این کابوس هرچه زودتر تمام شود. دلم برای خانه‌ام تنگ شده حالا قدر روزهایی را که کنار مادرم می‌نشستم و با او صحبت می‌کردم، می‌فهمم. مادرم خیلی اذیت می‌شود. امیدوارم بتوانم این روزهای سخت را که به خاطرم تحمل کرده ‌است، جبران کنم.

مریم عفتی

شما چه فکر می‌کنید؟

برای ما به شما 300011224 پیامک بزنید و نظرتان را درباره این پرونده بنویسید. اگر آپارتمان‌نشین هستید، آیا تا به حال شاهد درگیری اهالی ساختمان بوده‌اید؟ فکر می‌کنید دلیل اصلی چنین اختلافاتی چیست و چگونه می‌شود از آنها جلوگیری کرد؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها