واکسینه شدن در مقابل آسیب‌های اجتماعی

بچه که بودیم در برابر بیماری‌ها ما را واکسینه کردند، بزرگ‌تر که شدیم بیماری‌ها بیشتر شدند، اما نه لزوما جسمی؛ بلکه بیماری‌هایی که روان جامعه را مبتلا می‌کنند. ما خود دست به کار شدیم و خویشتن را بدجوری در برابر آنها واکسینه کردیم. گاهی ما خیلی چیزها را نمی‌بینیم بویژه آنهایی که مهم هستند، آنهایی که مانند ما آدم هستند، اما آدم‌هایی که فراموش شده‌اند.
کد خبر: ۶۷۰۲۵۴

خیلی‌ وقت‌ها خود به اراده چشم از آنها برمی‌گیریم. واقعیت این است که تعداد آدم‌هایی که هر روز به خیابان می‌پیوندند از سر جبر و فشار اجتماعی و اقتصادی، روز‌به‌روز در حال فزونی است. درست به همین دلیل جامعه ازجمله من و شما در مقابل این آسیب اجتماعی به نوعی واکسینه شده‌ایم؛ انگار از یاد برده‌ایم آنان نیز همچون ما می‌توانند درد را احساس کنند سرما و گرمای روزگار آزارشان دهد، ولی هنگامی که بیمار شوند بی‌حامی بر کف نامهربان خیابان می‌خوابند. آنها را شما خوب می‌شناسید، تمام دختران و پسران دستفروش سر چهار راه‌ها، تمام کارتن خواب‌ها و... آنها بخشی از زندگی اجتماعی ما شده‌اند، بخشی از سر اجبار اجتماعی و ما نیز به این آسیب کاملا خو گرفته‌ایم. معمولا در این موارد نخستین پاسخ ما به وجدان خویش، متوجه کردن وظیفه و رسیدگی به این آسیب‌ها به بخش‌ها و نهادهای دولتی است که صد البته بیراه نیست. مسئولان و متولیان هم هر روز با رسانه‌ها گفت‌وگو می‌کنند و توپ را به میدان ارگان مقابل شوت می‌کنند. دولت‌ها پی در پی آمدند و رفتند، مسئولان صندلی‌های خود را به یکدیگر قرض دادند، آمدند و گفتند و رفتند، اما آنچه باقی ماند آدم‌های خیابان بودند. مسئولان هم به‌عنوان بخشی از این جامعه در مقابل این آسیب واکسینه شده‌اند. متاسفانه آنها نیز این پدیده را به‌عنوان امری طبیعی در زندگی شهری پذیرفته‌اند....

و اما دوباره به خویش بازمی‌گردیم، به خودمان، به خودی که هر روز عکس‌های بسیاری از این آدم‌ها را در شبکه‌های اجتماعی «لایک» می‌کنیم و گاهی هم برای آنها «کامنت‌های خیلی شاعرانه » می‌نویسیم تا انسان‌دوستی خویش را بیش از پیش به رخ بکشیم و قدردانی دیگران را از آن خود کنیم. البته در این میان نهادهای خیریه‌ای هم هستند که این افراد را به‌عنوان گروه هدف خویش برگزیده‌اند و به اندازه توان خود یاری‌شان می‌دهند، اما با توجه به تعدد، پراکندگی و نیازهای متفاوت همین گروه هدف، نهادهای مدنی و مردمی نیز قادر به رفع نیازها و پاسخگویی بخش زیادی از آنها نیستند و نخواهند بود. لابد این پرسش برای شما مطرح می‌شود که خب چه باید کرد؟ باید گفت قدمت این پرسش به اندازه تاریخ بشریت است. پاسخ ساده به آن این است همه باید کاری بکنیم؛ از مسئول گرفته تا غیرمسئول؛ همه به عنوان شهروندان متمدن ایرانی پاسخی دهیم به سعدی شاعر بزرگمرد ایران که فرموده است «بنی آدم اعضای یک پیکرند‌ که در آفرینش ز یک گوهرند.»

واکسینه شدن و عادی شدن ما در برابر این آسیب خود یک بیماری است، نه درمان. بیایید چیزهای مهم را بیشتر و بهتر ببینیم.

فاطمه حامدی‌خواه / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها