jamejamonline
فرهنگی عمومی کد خبر: ۶۶۹۹۹۱ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳  |  ۰۹:۰۷

در فرودگاه امام با مومنی دو تا بستنی خوردیم به قیمت 12000 چوب. به یارو گفتم زمان شاه چقدر ارزان بود، همین بستنی‌ها را در همین فرودگاه می‌خریدیم به ده هزار تومان. الان2000 تومان گران شده است. یارو خیلی جدی برگشت و گفت: زمان شاه که فرودگاه امام نبود. گفتم شما سن‌ات قد نمی‌دهد. این فرودگاه از زمان رضاشاه بوده!

امیرخانی جایگزین کی‌روش

ابوالقاسم طالبی از ساعد باقری می‌گفت. گفت. چقدر به ساعد نصیحت کردم که مواظب باش. سوار اتوبوس این جماعت که بشوی، پیاده‌شدن آسان نیست. گفت میانه‌ات با ساعد و سهیل چطور است؟ گفتم عالی ست! از این بهتر نمی‌شود. م

ومنی خندید و گفت از آقای قزوه شکایت کرده‌اند. به بچه‌ها گفتم این لحظه آخری که از ایران خارج می‌شویم اگر تلفن ساعد را دارید بدهید تا حلالیت بطلبم. گفتم که دو روز پیش از افشین هم حلالیت طلبیدم.

تلفن زدم به مادرم. به مادرم نتوانسته‌ام بعضی وقت‌ها راست بگویم. زمان جنگ می‌رفتم جنوب و می‌گفتم می‌رویم اردوی شمال. به پاکستان که می‌رفتم ـ همین دو سه ماه قبل ـ گفتم می‌روم هند. برای رفتن افغانستان لابد بهترین بهانه تاجیکستان بود. به مادرم گفتم دارم می‌روم دبی. گفت چه خبر است آنجا؟ گفتم یک جشنواره ادبی است، راجع به سوریه. از شیخ کویت، شیخ عربستان، شیخ دبی و من دعوت کرده‌اند و همه‌مان سخنرانی داریم، منتها آنها در حمایت از تکفیری‌های سوریه حرف می‌زنند و من به نفع بشار اسد سخنرانی دارم. بنده خدا باور کرد و گفت: خدا به همراهت! فقط مواظب باش.

وقتی از گیت بازرسی رد می‌شدیم سر شوخی را با بچه‌های حفاظت باز کردم که چرا مومنی را می‌گردید؟ مگر مومنی را نمی‌شناسید؟ بنده خدا خیلی جدی گفت که ما وظیفه داریم همه را بگردیم. گفتم به رئیس‌تان بگو مومنی... خودش می‌داند. رفت به رئیس‌شان گفت مومنی آمده و رئیس‌شان هم که مومنی را نمی‌شناخت با تعجب به من و مومنی نگاهی کرد و لابد آرام گفت بگردشان. من هم به مامور حفاظت گفتم: نگفتم خودش می‌داند! اتفاقا خوب بگردش... یارو گیج شده بود و آخر سر پرسید مگر مومنی چه کاره است؟ گفتم چطور مومنی را نمی‌شناسی؟ دوست امیرخانی است. طرف پرسید امیرخانی کیست؟ گفتم امیرخانی را که همه می‌شناسند، بناست به جای «کی‌روش» سرمربی تیم ملی شود. طرف کوتاه آمد. گفت خودت چه کاره‌ای؟ گفتم من هیچ کاره‌ام. عضو تیم گلبال نابینایانم. طرف مخش سوت کشید و فقط حیران نگاهمان کرد.

خلوتی فرودگاه امام مثل همیشه برایم دردآور بود. من اگر جای این جماعت بودم روزی هفت پرواز فقط می‌گذاشتم به سیبری و قطب جنوب. این جوری که نمی‌شود. خدا لعنت کند مسببش را. بعد اندر حکایت گله از ساخت بد فرودگاه امام و ناشیگری‌های شرکت ترک و لیفت و لیس‌های احتمالی و یقینی سخن رفت و این که فرودگاه تهران چه کم از دبی و دهلی دارد.

دکتر علیرضا قزوه - شاعر

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

وداع با ماه عزیز

وداع با ماه عزیز

ماه مبارک رمضان که تمام می شود به خاطر ویژگی‌هایش با آن «خداحافظی» می‌کنیم. هرکسی که در این ماه مبارک با شرایطی روزه گرفته که در رساله‌های عملیه آمده، ان‌شاءا... از همگان قبول است، زیرا خداوند اساس شریعت را بر سهل بودن نهاده است.

گفتگو

بیشتر
بازیگری نمی‌ایستد

گفت‌گو با پرستو گلستانی به مناسبت تولدش و همه خاطراتی که این سال‌ها برای ما ساخته است

بازیگری نمی‌ایستد

پیشنهاد سردبیر بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر