در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در طول ده روز برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، مخاطبان بسیاری جذب آن میشوند و مخاطبانش از نظر تعداد با بسیاری از برنامهها و سریالهای تلویزیونی پرببینده برابری میکند. تلویزیون و کتاب شباهتهای زیادی به هم دارند که اصلیترینش برقراری ارتباط با مخاطب است، اما شاید از بخت بد در اینجا یکی مهجور مانده و دیگری هواداران بسیاری دارد.
به عقیده بسیاری نمایشگاه کتاب تهران یکی از شلوغترین نمایشگاهها در سطح جهان است و همین مطلب کافی است تا برای آنهایی هم که به هر دلیل سراغ کتاب نمیروند، کتاب محبوبیتی بیسابقه پیدا کند. حتی آنتن برنامههای تلویزیونی هم بیشتر از هر زمان دیگری به کتاب اختصاص پیدا میکند، دوربینهای صدا و سیما به میان جمعیت میروند تا حال و هوای بزرگترین رویداد فرهنگی کشور را پوشش دهند، پای درددل ناشران بنشینند و از مردم درباره تاثیر کتاب بر زندگیشان و این که در روز چقدر از وقتشان را به مطالعه اختصاص میدهند، بپرسند، سوالهایی که عمری ده روزه دارد و پس از تمام شدن نمایشگاه از یادها میرود.
درست است که هر رسانهای کارکردهای خودش را دارد، اما اگر پای دردل ناشران و علاقهمندان کتاب بنشینید، یکی از راههای رونق کتابخوانی در بین مردم را تبلیغات تلویزیونی و حرف زدن از کتاب در رسانه ملی میدانند مثل روزهای نمایشگاه کتاب که حرف زدن از آن و نمایش روزهای پررونقش از پشت قاب جادویی بسیاری را به مصلای تهران میکشاند.
مهسا ملک مرزبان، مترجم و مجری برنامه کتابنامه که از شبکه چهار سیما پخش میشود، درباره تاثیر تلویزیون در رواج کتابخوانی میگوید: تلویزیون به عنوان یک رسانه و همسو با دیگر رسانهها، باید دین خود را نسبت به کتاب ادا کند و یکی از روشها برای رسیدن به این هدف، برنامهسازی است. هرچند برخی برنامههای رادیویی هم در این سالها به تبلیغ و معرفی کتاب پرداختهاند، اما در تلویزیون این موضوع کمرنگتر بوده است. معمولا کتاب یا دغدغه طبقه نخبه جامعه است یا افراد آن را بنا به رشته و تخصص خود تهیه میکنند و مطالعه مردم عادی نهایتا به روزنامهها و مجلات محدود میشود، اما برنامههایی مثل کتابنامه باعث میشود کتاب از حالت انزوا خارج شود و در میان مردم جایگاه مهمش را پیدا کند. ناشران هم با استفاده از چنین تریبون قدرتمندی برای جذب مخاطب تلاش بیشتری کنند.
جای خالی کتاب
یکی از راههایی که میتواند جدا از روزهای نمایشگاه مردم را با کتاب آشنا کند و باعث شود کتاب از یک محصول غیرضروری به کالایی ضروری تبدیل شود نشان دادن آن در برنامههای پرمخاطب تلویزیونی مثل سریالهاست. سریالهایی که در آن صحنهای به خواندن کتاب اختصاص پیدا کند یا از کتابخانه به عنوان یکی از وسایل خانه استفاده شود، به انگشتان یک دست هم نمیرسد در صورتی که نمایش یک کتاب در تلویزیون یا در دست بازیگری که موردپسند مردم است، باعث میشود مردم هم به سراغ آن بروند. سریال «کتابخانه هدهد» ساخته مرضیه برومند، شاید تنها سریالی باشد که سعی در آشتی دادن مخاطبان تلویزیون با کتاب دارد. کتابخانه هدهد داستان کتابفروشی است که به فستفود تبدیل شده مثل بلایی که این روزها سر بسیاری از کتابفروشیها میآید. مرضیه برومند در این سریال که چند سالی از نمایش آن میگذرد از یک سو کمتوجهی مسئولان به اماکن فرهنگی مثل فروشگاههای کتاب را زیر سوال میبرد و از طرف دیگر با ارائه جزئیات ماجراهای یک کتابفروشی سیار نشان میدهد که هنوز هم علاقهمندان و مشتاقان کتاب بیشمارند و باید به نیازهای فرهنگی آنها پاسخ داده شود. کتابخانه هدهد در یکی از قسمتهایش ماجرای زن و شوهری را روایت میکند که مرد از دست غذاهای بدمزه همسرش به تنگ آمده بود. یک کتاب آموزش آشپزی مشکل این خانواده را حل میکند و آن دو راضی و خشنود به زندگیشان ادامه میدهند.
در سوی دیگر میدان کارتونها و سریالهایی هستند که داستان آنها از روی رمان یا داستانی معروف نوشته شده است. بسیاری از آثار این نویسندگان بعد از نمایش فیلمی که از روی کتاب آنها نوشته شده بود به یکی از پرفروشترین کتابهای کتابفروشیها تبدیل شدند و برخی نویسندگان خارجی پس از نمایش کارتونی که با الهام از داستان کتاب آنها نوشته شده بود، به مخاطب ایرانی معرفی شدند. زمانی که کارتون بابا لنگدراز و مجموعه قصههای مجید از تلویزیون پخش میشد، کتاب «بابا لنگدراز» نوشته «جین وبستر» و مجموعه قصههای مجید نوشته هوشنگ مرادی کرمانی چند بار تجدید چاپ شد و هنوز هم خریداران زیادی دارد.
آنهایی که بر نقش تلویزیون به عنوان مهمترین رسانهای که میتواند مردم را به مطالعه وادارد تاکید میکنند، پیشنهادهایی را هم برای سازندگان برنامههای تلویزیونی دارند که مهمترین آنها برنامهسازی و نمایش تیزر تبلیغاتی یک کتاب در بین برنامههای پرمخاطب تلویزیون است. آنها میگویند از این راه مردم جدا از اوقاتی که به دلیل تحصیل و رفع نیاز سراغ کتاب میروند، در مواقع دیگر هم از آن غافل نمیشوند. اگر به کتابفروشیهای خیابان انقلاب تهران سرزده باشید حتما دیدهاید که بعضی از آنها فهرست پرفروشترین کتابهای هفته را پشت ویترین چسباندهاند، کاری که به کمک بسیاری از خریداران میآید و آنها را تشویق به خرید راحتتر کتاب میکند. تلویزیون هم میتواند با اطلاعرسانی مناسب، بینندگان را به خریدن و خواندن کتابهای پرفروش تشویق کند. همان طور که در بخش پیامهای بازرگانی تلویزیون کتابهای تستزنی، کمکآموزشی و آمادگی برای آزمونهای سراسری تبلیغ میشود و آنها را به پرفروشترین کتابهای منتشر شده تبدیل میکند.
مهدی غبرایی، مترجم کتابهایی مثل کوری، بادبادک باز و موجها هم درباره این که برنامههای تلویزیون در سالهای اخیر تا چه حد توانسته به رونق کتابخوانی کمک کند، میگوید: برنامههای تلویزیونی در سالهای گذشته اهالی کتاب را آن طور که باید مد نظر قرار ندادهاند. البته برنامههایی هم بوده که در آنها کتابهایی که مورد خاصی ندارند هم معرفی شدهاند.
مترجم آثار موراکامی درباره تاثیر معرفی کتاب در تلویزیون میگوید: همه میدانند که کتاب اگر در تلویزیون که رسانهای تصویری است نشان داده شود، تاثیرگذاری بسیاری خواهد داشت. در این میان باید سهم رادیو را از تلویزیون جدا کرد. موارد مختلفی بوده که دوستان صاحب ذوق و صاحبنظر برنامههای رادیویی از مترجمان، شاعران و نویسندگان برای صحبت درباره کتاب دعوت کردهاند. مسئولان این رسانه باید درباره کتاب صحبت کنند، طرح و جلد کتاب را نشان بدهند و یقین داشته باشند که تاثیر زیادی خواهد گذاشت. اگر مسئولان واقعا میخواهند آمار کتابخوانی را بالا ببرند باید از قابلیتهای این رسانه بهتر بهره ببرند.
صدای کتاب میماند
صدای کتاب در رادیو بلندتر از تلویزیون شنیده میشود و برنامههای شبکههایی رادیویی (بخصوص شبکه فرهنگ) بیشتر به اخبار مربوط به کتاب میپردازند. جدا از برنامههایی که موضوع اصلیشان به کتاب اختصاص پیدا میکند، برنامههایی هم هستند که کار را برای آنهایی که حوصله کتاب خواندن ندارند آسان کردهاند و گوینده در هر برنامه بخشی از یک کتاب را میخواند و شنونده را از طریق صدایش با داستان کتاب همراه میکند. برنامه هایی مثل فانوس (شبکه جوان) و برنامههای رادیو فرهنگ ازجمله این برنامهها هستند که از طریق آنها کتابها ورق میخورند و به گوش مخاطب میرسند. جدا از آن رادیوهای اینترنتی هم هستند که دست به تولید کتابهای گویا زدهاند و کار را برای کسی که وقت خواندن کتاب را ندارد آسان کردهاند.
این روزها که فرهنگ تصویری ماندگاری و طرفداران بیشتری دارد میتواند به کمک فرهنگ مکتوب بیاید و آن را از انزوا و بیمهری دور کند چیزی که نیازش حداقل برای آنهایی که دغدغه فرهنگ نوشتاری را دارند بیشتر از هر زمان دیگری حس میشود.
سحر مظفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: