jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۶۶۶۲۸۴ ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۳  |  ۱۸:۲۵

گفت‌وگو با محمد​حجت ذیجودی، کارگردان سریال «قاب خاطره»

زندگی در«قاب خاطره» جریان دارد

پخش سریال تلویزیونی «قاب خاطره» به کارگردانی محمدحجت ذیجودی و تهیه‌کنندگی داوود بیدل از چندی پیش از شبکه آی‌فیلم آغاز شده است. داستان این سریال اپیزودیک در عکاسخانه سیدرضی می‌گذرد و زائرانی که برای زیارت به مشهد مقدس می‌روند، تصمیم می‌گیرند در این عکاسخانه عکس بگیرند و همین اتفاقاتی را شکل می‌دهد. سیدرضی تلاش می‌کند با همفکری، مشکلاتی را که برای زائران پیش‌آمده حل کند. ذیجودی که ساخت تله‌تئاترهایی همچون «یک موقعیت و سه انتخاب» به تهیه‌کنندگی حسن کمالی و «سر عشق» به تهیه‌کنندگی علیرضا سرباز، سریال اپیزودیک «تلاقی» و تله‌فیلم‌های «همه چیز رو به راهه»، «همنشین» و «تصادف ممنوع» را در کارنامه دارد، معتقد است برای ساخت این سریال به هیچ وجه تلاش نکرده با قرار دادن گره‌های عجیب و غریب، داستان را برای مخاطبان پیچیده کند، بلکه بیشتر تلاش کرده روایتگر قصه‌ای با مفاهیم انسانی باشد و به همین دلیل تصویرگر قصه زندگی آدم‌های معمولی بوده است. با ذیجودی درباره این سریال به گفت‌وگو نشستیم.

قصه سریال تلویزیونی قاب خاطره در یک عکاسخانه می‌گذرد و تا امروز سریال‌های مشابه اپیزودیک را که قصه‌های آنها در یک هتل و مهمانسرا اتفاق می‌افتد، دیده بودیم. ضمن این‌که سال‌های قبل هم سریال عکاسخانه از شبکه دو پخش شده بود که داستان‌های آن هم در یک عکاسخانه می‌گذشت. شما از چه زاویه‌ای به موضوع قاب خاطره نگاه کردید تا قصه برای مخاطبان جذاب باشد؟

ماجرای ساخت سریال تلویزیونی قاب خاطره به 2.5 سال قبل برمی‌گردد که طرح اولیه سریال را حسن وارسته به همراه یکی از دوستانش تصویب کرده بود. تا این‌که فیلمنامه به دست من رسید و قرار شد کارگردانی این سریال را به عهده بگیرم. بعد از خواندن فیلمنامه احساس کردم می‌توان از آن کار خوبی ساخت.

برای این‌که قصه برای مخاطب تازگی و جذابیت لازم را داشته باشد چند بار فیلمنامه بازنویسی شد تا داستان‌های سریال به روز شود. ضمن این‌که ما در قالب اتفاقاتی که برای زائران قصه می‌افتد، فرهنگ‌‌ها و قومیت‌ها مختلف را هم معرفی می‌کنیم تا مخاطبان بیشتر با آنها آشنا شوند.

ما سعی کردیم بازیگرانی را برای این سریال انتخاب کنیم که ضمن با تجربه و حرفه‌ای بودن، پرکار هم نباشند و مخاطب آنها را در همه شبکه‌ها ندیده باشد. برای نقش سیدرضی هم اولین گزینه ما علی نصیریان بود و من و آقای بیدل اصرار داشتیم این اتفاق بیفتد و خوشبختانه امکان آن میسر شد.

نمی‌خواهم بگویم این سریال در نوع خودش کار جدید و بکری است و تا به حال نظیر آن ساخته نشده است، اما ما تلاش کردیم این سریال حرف‌های تازه‌ای برای مخاطبان داشته باشد. شما به سریال عکاسخانه اشاره کردید، ولی قاب خاطره با آن سریال تفاوت دارد و هرکدام گونه متفاوتی دارد. ما در این سریال به مفاهیم انسانی پرداختیم و شما این مساله را در دیالوگ شخصیت‌های این سریال می‌بینید. معمولا در سریال‌ها تعدد لوکیشن وجود دارد، اما در این سریال ما تعدد لوکیشن نداریم، اما با وجود این تلاش کردیم از زاویه‌ای متفاوت قصه را به تصویر بکشیم تا برای بینندگان جذاب باشد. ضمن این‌که در سال‌های اخیر اکثر سریال‌هایی که پخش شده طنز بوده و کمتر سریال‌های جدی داشتیم. در سریال قاب خاطره ما یک قصه جدی را تعریف می‌کنیم که به نظرم این مساله هم برای مخاطبان جذابیت دارد.

ولی این‌طور نبوده که تلویزیون فقط سریال طنز پخش کرده باشد و خبری از سریال‌های جدی نباشد؟!

بله، اما تعداد سریال‌های جدی در سال‌های اخیر کم شده است. در ایام نوروز امسال چهار سریال پخش شد که همه آنها طنز بودند. در سریال تلویزیونی قاب خاطره سعی کردیم ذات زندگی را به تصویر بکشیم تا وقتی مخاطب این سریال را می‌بیند، برایش کاملا رنگ و بوی زندگی خودش را داشته و اتفاقات آن برایش ملموس باشد. به همین دلیل شخصیت‌های این سریال برای بینندگان غریبه نیستند و مخاطب آنها را در خانواده خودش و اطرافیانش دیده است. در مجموع از فضای تکراری پرهیز کردیم و علاقه‌مند بودیم به مفاهیم انسانی بپردازیم تا مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.

فیلمنامه سریال تلویزیونی یکدست نیست و قصه برخی اپیزودها انسجام لازم را ندارد. به‌عنوان مثال اپیزود فراموشی خوب بود، اما اپیزودی که مربوط به مهمان شهرستانی با بازی میثم یوسفی بود که به دیدن یکی از شخصیت‌های اصلی قصه (محمد الهی) آمده بود، مخاطب را جذب نمی‌کرد و فیلمنامه مشکلاتی داشت. چرا چنین مساله‌ای پیش آمده است؟

حسن سریال‌های اپیزودیک در این است که هر قسمت قصه مستقل خودش را دارد، بنابراین اگر مخاطب قصه یکی از اپیزودها را دوست نداشته باشد، می‌تواند قصه‌های بعدی را پیگیری کند و از دیدن آن لذت ببرد. ضمن این‌که باید بپذیرید ساخت یک سریال و جلب کردن نظر و سلایق اکثر مردم کار راحتی نیست و سختی‌های خودش را دارد.

نمی‌توان اثری ساخت که همه مخاطبان نظر یکسانی درباره آن داشته باشند. این مساله هم فقط شامل حال آثار نمایشی ما نیست و در سینمای دنیا هم این قاعده وجود دارد که هر اثری مخاطب خودش را دارد و هر فردی با توجه به سلایق و علایقش کاری را دنبال می‌کند که آن را دوست داشته باشد.

بنابراین طبیعی است برخی داستان‌های یک سریال اپیزودیک خوب و بعضی دیگر متوسط یا ضعیف باشد. یک سریال با فراز و نشیب‌های زیادی رو‌به‌روست. من به نظر شما احترام می‌گذارم که اپیزود آلزایمر را دوست داشتید، اما آن اپیزود را نه. شما هم سلیقه خودتان را در دیدن یک اثر نمایشی دارید، ولی آنچه در مجموع اهمیت دارد، این است که ما تلاش کردیم یک اثر آبرومند و با موضوع انسانی بسازیم که به دور از کارهای عجیب و غریب باشد تا مخاطب شاهد یک زندگی ملموس و باورپذیر از سوی شخصیت‌های قصه باشد.

با همه اینها من برخلاف نظر شما معتقدم همان اپیزود هم خوب بود و میثم یوسفی هم خیلی خوب نقشش را بازی کرده است، ولی شما نظر دیگری دارید. من در سریال 26 قسمتی قاب خاطره تلاش کردم گره‌های پیچیده در قصه قرار ندهم و داستان را خیلی ساده روایت کنم.

برخی مواقع شاهد قصه‌های پیچیده هستیم که مخاطب با دیدن آن گیج می‌شود، اما در سریال قاب خاطره خبری از این مسائل و قصه‌های پیچیده و عجیب و غریب نیست. ما به هیچ وجه نیامدیم داستان را پلیسی و با قرار دادن تعلیق بیش از اندازه مخاطب را اذیت کنیم.

البته منظورم این نیست که ساخت آثاری در چنین گونه‌هایی خوب نیست، هر اثری ویژگی‌های خودش را دارد. درواقع داستان این مساله را مشخص می‌کند که چطور به تصویر کشیده شود. سریال قاب خاطره تصویرگر زندگی آرام و جدی آدم‌هایی است که همیشه کنارمان بودند و هستند.

پس می‌توان نتیجه گرفت شما آگاهانه گره‌های پیچیده در قصه سریال قاب خاطره قرار ندادید؟

بله، چون ساختار روایی و نوع کارگردانی آن نمی‌طلبید ما گره‌های پیچیده در آن قرار دهیم. داستان این سریال در یک بازارچه روایت می‌شود. بنابراین ما داستان پلیسی و جنایی نداریم که بخواهیم گره‌های زیادی برای آن طراحی کنیم، بلکه قصد داشتیم یک سریال عاطفی و انسانی با پیام‌های اخلاقی بسازیم که زندگی کاملا ایرانی در آن دیده شود و بیننده نسبت به فضا آشنا باشد، نه این‌که بیگانه باشد. به همین دلیل برای دکور این سریال بازارچه‌ای طراحی کردیم تا بتوانیم به وسیله آن زندگی مردم عادی را بازگو کنیم. درواقع ما در هر قسمت از این سریال که به مدت نیم ساعت است، روایتگر یک قصه ساده، اما پرمعنا از مفاهیم اخلاقی و انسانی هستیم.

در اپیزود نبات که نقی سیف جمالی نقش فردی را بازی می‌کرد که نبات در گلویش گیر می‌کند، تداعی‌کننده فیلم «یه​حبه قند» بود. فکر نمی‌کنید بهتر بود داستان دیگری جایگزین می‌کردید؟

طرح قصه این سریال به چند سال پیش برمی‌گردد که تصویب شده بود. در آن زمان فیلم یه حبه قند ساخته نشده بود. بنابراین نویسنده به هیچ وجه نمی‌خواست داستان مشابهی بنویسد. علاوه بر آن ما در این سریال مفهوم دیگری را دنبال می‌کردیم که این مساله در دیالوگ علی نصیریان کاملا مشخص بود. او خطاب به فرد مقابلش می‌گوید آدم فقط آه و دم است. یعنی در زندگی باید خیلی مراقب رفتار و عملمان باشیم. ممکن است شباهت‌هایی وجود داشته باشد، اما در مجموع ما در قصه چیز دیگری به مخاطب می‌گوییم.

شبکه آی‌فیلم علاوه بر مخاطبان داخلی، بیننده برون‌مرزی هم دارد. آیا به این مساله فکر کرده بودید موضوعات به چه شکلی انتخاب شوند تا مورد توجه تماشاگران خارجی قرار بگیرد؟

بله، این مساله از ابتدای نگارش مد نظر قرار گرفته شده بود، چون مخاطب این شبکه فقط کسانی نیستند که در ایران زندگی می‌کنند. به همین دلیل موضوعات طوری انتخاب شده است که مورد توجه هر تماشاگری که در هر جای دنیا زندگی می‌کند، قرار بگیرد.

اعتقاد دارم مفاهیم انسانی، عاطفی و اخلاقی همیشه مورد پسند مخاطبان قرار می‌گیرد، چون آدم‌ها آرزوهای مشترک دارند؛ آرزوهایی که تفاوت چندانی باهم ندارد. البته اهمیت دارد این آرزوها با چه زبانی گفته شود. بنابراین در سریال قاب خاطره حرف‌های انسانی را مطرح کردیم که اطمینان دارم با مخاطبان بین‌الملل هم ارتباط خوبی برقرار می‌کند و برایشان قابل باور است.

درباره انتخاب علی نصیریان بگویید که چطور شد ایشان را برای بازی در نقش سیدرضی انتخاب کردید؟

من و تهیه‌کننده خیلی علاقه‌مند بودیم آقای نصیریان نقش سیدرضی را قبول کند. خوشبختانه وقتی ایشان فیلمنامه را خواندند، رضایتشان را اعلام کردند. یکی از ویژگی‌هایی که باعث شد ایشان بازی در سریال قاب خاطره را بپذیرند، قصه ساده و بی‌غل و غش این سریال بود. او تاکید می‌کرد خوب است در این سریال با واقعیت‌های زندگی رو‌به‌رو هستیم و قصه عجیب برای این سریال نوشته نشده است.

در این سریال برخی بازیگران همچون رامین ناصر‌نصیر خیلی با نقششان عجین نشده است. به نظرتان چرا چنین مشکلی پیش آمده است؟

من مخالف نظر شما هستم. اتفاقا خیلی همکاران معتقد هستند رامین ناصرنصیر نقشش را خیلی خوب بازی کرده است. به‌عنوان کارگردان این اثر از بازی او دفاع می‌کنم و به نظرم نقشش را باورپذیر درآورده است. البته هر فردی سلیقه‌ای دارد. شاید از دید شما این‌طور باشد، ولی بقیه مخاطبان نظر دیگری دارند.

چرا تصاویر این سریال به لحاظ رنگ، کیفیت خوبی ندارد؟

ما این سریال را با دو دوربین ضبط کردیم و هادی شلالوند، مدیر نور و تصویر این سریال بود و او بهتر و تخصصی‌تر می‌تواند به این سوال شما پاسخ بدهد، اما موقع ضبط و تدوین این سریال هیچ مشکلی به لحاظ کیفیت نداشته است، ولی قبول کنید هر سریالی قبل از پخش از فیلتری عبور می‌کند که ممکن است کیفیت همانی نباشد که ما هنگام ضبط و تدوین دیده‌ایم.

این مساله هم فقط شامل حال سریال قاب خاطره نیست و دیگر سریال‌های تلویزیون هم به این شکل خواهند بود. در مجموع، سریال قاب خاطره را خیلی دوست دارم و نمی‌خواهم این جمله کلیشه‌ای که همه کارهایم، بچه‌هایم هستند را استفاده کنم. معتقدم زندگی در این سریال جریان دارد.

فاطمه عودباشی ‌‌/ ‌‌گروه رادیو و تلویزیون

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر