نامزدهای ریاست جمهوری ما یا بیگانگان؛!

این حق ماست که به منافع خود در چهارگوشه دنیا بیندیشیم. اگر تغییری در حکومت عراق پدید می آید، اگر در منطقه قفقاز و آسیای میانه تحولی ایجاد می شود، اگر در پاکستان دولتی بر سر کار می آید، اگر در انگلیس حزب کارگر رقبایش را کنار می زند و...
کد خبر: ۶۵۸۱۵
ما حق داریم به این وقایع از عدسی عینک منافع ملی خودمان نگاه کنیم.
از یکی خرسند شویم ، دیگری نگران مان کند، یکی منافع اقتصادی مان را تامین کند و... به همین دلیل است که دولتمردان و اهل سیاست ، همواره رخدادهای منطقه ای و بین المللی را رصد می کنند و هر حرکتی در عرصه شطرنج را با حرکت دیگران طراحی می کنند.
اگر فرض کنیم همه دولتها، تحولات سایر کشورها را برای خود مهم می دانند باید بپذیریم هر آنچه در ایران رخ می دهد، مورد ارزیابی آنها قرار می گیرد.
اما رویکرد کشورها نسبت به آنچه در نقاط دیگر جهان پیش می آید یکسان نیست. قدرتهای برتر سعی می کنند از راه اعمال فشار و گاه از طریق مداخله مستقیم و غیرمستقیم ، بازی را به سود خود تمام کنند.
داستان فناوری هسته ای از این موارد است و اخیرا نیز پروژه انتخابات به آن اضافه شده است. طی سالهای گذشته محافل سیاسی غربی به طور مشخص از یک جریان سیاسی در داخل کشور حمایت می کردند.
هدف آنها از چنین رفتاری به زعم خودشان ایجاد حاکمیت دوگانه در ایران بود. غربی ها با نوگرا و پویا خواندن یک طرز تفکر خاص در کشور ما، آن را در برابر جریان دیگر فکری قرار می دادند.
عقلای جریانی که مورد حمایت رسانه های غرب بودند به سادگی دریافته بودند که علاقه امریکایی ها و اروپایی ها به آنها، نه به خاطر اندیشه که به خاطر مطامع قدرتهای برتر است.
با این حال ، بخشی از جریان یاد شده ، با جدی گرفتن تعریف و تمجید بیگانگان ، شمشیر از غلاف بیرون کشید و به سود دشمن ، علیه خودی تیغ کشید.
این تیغ کشیدن البته بی پاداش نماند و صله ای که بابت آن دریافت کرد القاب پرطمطراقی چون دمکرات ، نواندیش و آزادیخواه و نظایر آن بود.
تقویت یک جریان و دفاع از سوی قدرتهای بیگانه ، در طول تاریخ ، نه در کشور ما که در همه نقاط دنیا امری مذموم و ناپسند بوده ، اما طی سالهای اخیر، برخی جریانات سیاسی تلاش کردند قباحت و زشتی آن را بشکنند اما این که در این زمینه چقدر موفق شده اند، نیازمند بحثی جداگانه است.
همین جا باید اشاره کنیم حمایت بیگانگان از یک جریان سیاسی ، گاه با هدف تخریب و بدنام کردن آن جریان صورت می گیرد.
در واقع وقتی تلاش برای شکست یا انحراف به بن بست می انجامد، روش دفاع و حمایت در دستور کار قرار می گیرد. ضمن این که پشتیبانی بیگانگان از یک جریان سیاسی ، با کدام هدف صورت گرفته. گرچه تا حدی پیچیده به نظر می آید، غیرممکن نیست.
از مدتها پیش و با مطرح شدن مساله انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان ، بسیاری از رسانه های غربی ، تحلیل و ارزیابی پیرامون آن را آغاز کردند.
شاکله اصلی تبلیغات ، حول حضور کمرنگ شهروندان ایرانی پای صندوق های رای دور می زد. القای این نکته که مردم ایران به دلیل پاسخ نگرفتن مطالباتشان ، از حکومت و نظام رنجیده شده و دیگر حاضر به دفاع از آن نیستند محور اصلی تبلیغات است.
آنها سعی می کنند این واقعیت به مخاطبانشان منتقل نشود که در کشورهای غربی حضور 50درصدی در انتخابات ، امری موفقیت آمیز است و در عین حال همین میزان حضور را برای کشوری مانند ایران شکست سیاسی تلقی می کنند. اما کار به همین جا ختم نمی شود.
رسانه های غربی ، گاه از یک نامزد خاص طرفداری می کنند و او را کلید حل همه مشکلات می دانند. این اقدام ، لزوما بدان معنا نیست که نامزد مورد نظر در جهت اهداف آنها گام برمی دارد.
هدف رسانه های یاد شده و دولتهای متبوعشان ، جهت دهی به افکار عمومی و مهمتر از آن ، نشان دادن قدرت خودشان در امور کاملا داخلی یک کشور است. ابزار رسانه ای در غرب معمولا برای دوبله کردن نیت سیاستمداران به کار می رود و در واقع ، نقش نوعی جاده صاف کن را بازی می کند.
بحرانی نشان دادن فضا و ایجاد رعب و ترس از ترفندهایی است که در 27سال گذشته دایما با آن روبه رو بوده ایم. هم اینک نیز پالس هایی از سوی رسانه های غربی می رسد که مثلا اگر پرونده هسته ای به نفع اروپا و امریکا خاتمه نیابد، امکان حمله نظامی به ایران وجود دارد.
طرح این موضوع در آستانه انتخابات و نیز ضمیمه کردن این مطلب که تنها فلان جریان سیاسی قادر به کنار آمدن با اروپا خواهد بود، روشی است که از دیرباز به کار گرفته می شده و اکثرا بی نتیجه بوده است.
در این میان ، گاه بعضی رسانه های داخلی نیز فریب حیله بیگانه را می خورند. مثلا روزنامه ای می نویسد اگر می خواهیم از خطر حمله نظامی رهایی یابیم به فلانی رای بدهیم!
این روزنامه که شاید هدف تبلیغاتی برای یک نامزد خاص را دارد و بعید نیست چنین حمایتی را از روی صداقت نیز انجام دهد، متوجه این امر نیست که در حال ایفای نقش یک دوست نادان برای نامزد موردنظر خود است.
این که اخیرا غربیها تیغ شان را علیه برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تیز کرده اند و پیروزی آنها را موفق شدن گفتمان انقلابی می دانند، نباید کسی را بفریبد آنها قطعا از رقیبان نامزدهایی هم که به آنها اشاره شد خوششان نمی آید و تنها با قصد ایجاد تفرقه میان مردم ، وارد میدان می شوند.
متاسفانه در فرهنگ انتخاباتی ما هنوز رسم نیست که همه نامزدها خط قرمزی به نام منافع ملی را رعایت کنند. لبخندهای بیگانگان به یک نامزد، قند توی دل عده ای آب می کند و پیروزی جهانی تلقی می شود. حال آن که بیگانه هر که باشد هیچ چیز و هیچ کس را به منفعت خود و کشورش ترجیح نمی دهد.
یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که خدمتی فراوان و سابقه ای درخشان دارد در برخی رسانه های غربی و روزنامه های داخلی مورد تبلیغ قرار گرفته و به نوعی ناجی کشور و مملکت معرفی شده است. رسانه های خارجی او را دارای پتانسیل سازشکاری ! می دانند.
این در حالی است که همین نامزد در همه اظهارنظرهای خود حتی طی یکی دو ماه اخیر برسازش ناپذیری و کوتاه نیامدن بر سر فناوری هسته ای ، تاکید فراوان دارد. با این توضیح کاملا روشن است که حمایت غربیها، با علم به موضع قاطع اوست و در ورای این سناریو، هدفی جز رودررو قرار دادن چهره های نظام وجود ندارد.
با این همه ، نامزدهایی که به نحوی در رسانه های غربی چهره ای مثبت پیدا می کنند حتی برای حفظ حرمت و شخصیت خود چاره ای جز تکرار مواضع خود ندارند و مهمتر از آن ، باید اطرافیانی را که با بازگو کردن مطالب تفرقه آمیز رسانه های غربی ، مثلا نامزدی خود را تبلیغ می کنند، به عواقب رفتارشان آگاه سازند.
اعضای ستادهای انتخاباتی ممکن است دیدگاه های نامزد مورد حمایت خودشان را دربست قبول نداشته باشند و شاید هم برای خوش خدمتی! بخواهند از هر طریق مشروع و نامشروعی رای جمع کنند. در دنیای انتخابات ، به درست یا غلط، چنین فرهنگی نهادینه شده.
اما از آنجا که حضور چنین عناصری ، شفافیت فضای تبلیغات را به شدت زیر سوال می برد، باید برای آن چاره ای اندیشیده شود. کوتاه سخن آن که ممکن است رسانه های بیگانه در راستای سیاست های دولت متبوع شان از نامزدی خاص حمایت کنند. اما چنین حمایتی را نه نامزدها جدی می گیرند نه مردم.
خاستگاه این اعلام موضع ها منافع ملی کشورهایی است که از نامزدها پشتیبانی به عمل می آورند. اگر مردم احساس کنند فلان نامزد به جای آن که رئیس جمهور خودشان باشد، عامل فقط منافع بیگانگان است چه احساسی پیدا می کنند؛ محبت و احترام یا انزجار و نفرت؛

محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir



newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها