گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
گردشگری ایران هم مدتهاست از نداشتن رسانهای فراگیر مینالد. هرچند نگاهی به روزنامهها و وبسایتهای خبری نشان میدهد حوزه گردشگری جایگاه چندان بدی حداقل در رسانههای موجود ندارد، اما چیزی که جای تعجب دارد این است که چرا همه این رسانهها حرفهای تکراری میزنند و هنوز درگیرودار پاسخ به سوالاتی همچون کجا برویم؟، چگونه برویم؟ و... هستند. هنوز بسیاری از ظرفیتهای این حوزه مغفول مانده است و تعداد کمی از این رسانهها به آنها اشاره میکنند. یکی از آنها سفرنامهنویسی است. حوزهای که میتوان با تقویت آن مسافران تازهای را راهی کشورمان کرد. سفرنامهنویسی که ریشه در فرهنگ ادبیات مکتوب ما هم دارد و بسیاری از بزرگان ادبیات از این قالب استفاده کردهاند این روزها مورد بیمهری فراوانی است، حداقل از سوی رسانههایی که همچنان در گیر و دار رو کردن جاذبهای تازه از این سرزمین هستند، غافل از این که باید راه را نشان داد نه مقصد را.
سفرنامهنویسی یکی از آن راههاست، راهی که میتواند بسیاری را به مقولهای به نام «سفر» آشنا کند، راهی که میتواند بسیاری را از لذتهای سفر آگاه کند و تعریفشان را نسبت به آن تغییر دهد. کار رسانهها شاید همین باشد، نه این که آنها شعارشان «آگاهی» است، پس باید کوشید تا راه را نشان دهیم. راه رفتن به سفر.
سفرنامهنویسان معروف
بیتردید همه ملل در سطوح و زوایای گوناگون در فرهنگ خود سفرنامههایی داشته و دارند که از منابع مهم تاریخی و جغرافیایی به حساب میآیند. جالب آن که گاهی اوقات سفرنامهها نزد ملل مختلف از صورت یک گزارش مکتوب خارج شده و به یک اثر ادبی تبدیل و ماندگار شده است. پس با یک حساب سرانگشتی میتوان سفرنامهها را از جهات مختلف به اشکال متعدد تقسیمبندی کرد؛ یعنی گاهی اوقات سفرنامهها به شکل نمادین بیان میشوند که هدف از نگارش آن شرح رموز عرفانی یا فلسفی است، مثل منطقالطیر عطار که سفرنامه پرندگان است در سیر و سلوک به سمت معشوق. گاهی سفرنامهها به صورت اخلاقی و مذهبی درمیآیند، مثل کمدی الهی، نوشته دانته و سیاحت غرب اثر آقا نجفی قوچانی. گاهی این سفرنامهها جنبه سیاسی و اجتماعی به خودشان میگیرند که هدف از نگارش آنها انتقاد همراه با طنز است، مثل سفرهای گالیور، اثر جاناتان سویفت و سیاحتنامه ابراهیم بیک اثر زینالعابدین مراغهای.گاهی هم این سفرنامهها جنبه علمی و تخیلی پیدا میکنند مثل اغلب آثار ژول ورن، چون سفر به اعماق زمین، اما در این بین اغلب سفرنامهها شامل دیدهها و شنیدههای واقعی است که نویسندگان تلاش کردهاند در قالب آن تا حد امکان بدون اعمال نظرهای شخصی خود آنچه را به عینه مشاهده کردهاند گزارش کنند.
در پهنه زبان و ادب فارسی نگارش سفرنامه چون دیگر ملل سابقهای بس طولانی دارد و در این راستا آثار بسیاری به رشته تحریر درآمدهاند، گاهی اوقات این آثار به شکل منظوم است و گاهی هم به شکل نثر. آثار منثور از اهمیت و گستردگی فراوانی برخوردار است و در این میان آثاری چون «سفرنامه ناصرخسرو» اهمیت خاص و ویژهای دارد، زیرا این گرانمایه، یکی از قدیمیترین آثار در این حوزه به شمار میآید. این سفرنامه که حاصل سفرها و به تبع آن دیدهها و شنیدههای حکیم ناصرخسرو قبادیانی است، شامل رهاورد چند سال سفر وی به طائف، یمن، لحسا، بصره، فارس، اصفهان، مصر، بلخ، تبریز و... است که دیدههای حکیم را در سالهای ۴۳۷ تا ۴۴۴ هجری شامل میشود.
این سفرنامه با نثری ساده و گزارش دقیق دیدههای او، به زیبایی هرچه تمامتر نوشته شده است. گاه این سفرنامهها به فارسی هم ترجمه میشد، مثل سفرنامه «ژان شارون»، سیاح فرانسوی با عنوان «سفر به ایران و هند شرقی» یا سفرنامه ادوارد براون با عنوان «یک سال در میان ایرانیان» و نیز سفرنامه دکتر «ادوارد پولاک»، سیاح آلمانی و طبیب مخصوص ناصرالدین شاه قاجار تحت عنوان «ایران، سرزمین و مردم آن» و چند سفرنامه دیگر.
سفر آرامش است یا مرارت؟
سفرنامه میتواند فارغ از زنده نگه داشتن حلاوت و شیرینی سفر به تغییر فرهنگ سفر هم بینجامد. همان طور که میتوان از خواندن سفرنامهها متوجه شد سفر در گذشته به مفهومی نبوده است که حالا هست. جالب این که با خواندن سفرنامههای امروزی میتوان متوجه شد فاصله تعریف سفر در گذشته و حال چقدر زیاد است.
نوشتن سفرنامه به سبک امروزی ریشه در دهههای پایانی سده نوزدهم میلادی ـ عصر کشتیهای بزرگ تجاری و قطارها ـ دارد. زمانی که نویسندگان این نکته را بدیهی میگرفتند که سفر به معنای ماجراجویی است نه آسایش و رفاه و این که هر فردی سفری یک ماهه به خارج از کشور داشته باشد، به قصد شناخت فرهنگها و سرزمین آن کشور است. در آن روزها نویسندگان بندرت تنها در زمینه سفر متخصص بودند. توجه آنها به این نکته بود که فرهنگهای خارجی به همان اندازه که باشکوه بودند بد هم بودند. سنگ محک آنها مارکوپولو پدربزرگ سفرنامهنویسی بود. هنگامی که توصیفات مارکوپولو از جهان در حوالی سال 1300 میلادی انتشار یافت، مردم ایتالیا فکر کردند توصیفات مارکوپولو از چین در دوران قوبیلایخان، کاملا خیالپردازانه است. داستانهایی درباره ولخرجی دربار خان شامل قصری از سنگ مرمر، طلا و نقره، سخاوتمندی خان نسبت به اطرافیان، اختراع عجیب خان به نام پول کاغذی و جزئیات دقیق از پلهای بزرگ و جادههایی که در سراسر امپراتوریاش ساخته بود، به عنوان امری محال به تمسخر گرفته شد.
200 سال بعد کریستف کلمب کپی مشابهی از شاهکار مارکوپولو در سفر دریاییاش به آن سوی اقیانوس اطلس در جستجوی کشور هند انجام داد. آن روح ماجراجویی از صفحات نخستین کتابهای راهنما محو شد. بیتردید سفر در قرن 19 و اوایل قرن بیستم منحصر به نخبگان یا دیپلماتهای حرفهای و بوروکراتهای استعماری بود که میتوانستند هفتهها را صرف تحسین شگفتیهای باستانی مانند اهرام کنند. سفر در آن زمانه چنان امتیازی محسوب میشد که مردم ماهها وقت خود را صرف آمادگی سفر با اتکا به کتابهای راهنما به منظور یافتن مسیرهای پنهان و بستری برای استراحت در شب میکردند. راهنمای آلمانی سفر (بائدکر) کتاب راهنمایی در سال 1876 برای بیتالمقدس و اطرافش منتشر کرد که روایتی هر روزه از چگونگی مسافرت بر پشت اسب به سمت شهر مقدس را در برمیگرفت. «در مسیر پوشیده شده از درخت انجیر، راه دیگری از سمت چپ ملحق میشود و به روستای بیدو میرسیم که با انبوهی از سنگ و درختان بیشاخ و برگ احاطه شده است. این صحنهای از بیابانهای سنگی است که در عهد عتیق پیشگویی شده است.»
علی محزون
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی جام جم آنلاین با حجتالاسلام دکتر قاسم خانجانی بررسی شد