jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۶۵۴۳۴۵   ۲۰ اسفند ۱۳۹۲  |  ۰۶:۱۵

می‌دانید درد چیست؟ آهان! دیدید اشتباه کردید! دستتان شکسته؟ این که درد نیست پای آدم هم که بشکند درد نیست، اصلا دور از جانتان، زیر غلتک ده تنی هم که بروید باز هم درد نیست.

می‌دانید درد چیست؟

به هر حال از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که ما با هوش و ذکاوت بالایی که داریم! ـ اصلا خودمان هم شیفته این تواضعمان هستیم ـ به این نتیجه رسیده‌ایم که درد واقعی این است که شما مثلا دستتان بشکند، اما به‌جای آن‌که دنبال دلیل آن بگردید و بفهمید که چرا این اتفاق ناخوشایند برای شما افتاده، یک گوشه بنشینید و مدام تکرار کنید که تقدیر ما این بوده و حتما اتفاق بدتری در راه بوده و خدا را شکر که به همین ختم شد! البته خدا را شکر، اما چرا یک لحظه هم فکر نمی‌کنیم که شاید این اتفاق براثر بی‌ملاحظگی خودمان افتاده است؟ در عوض مدام فکر می‌کنیم تمام بدبختی‌های دنیا را فقط برای ما ساخته‌اند و قرار است یک به یک برایمان اتفاق بیفتد. ضمنا خیلی اوقات با گفتن این‌که مشیت الهی بود، اشتباهات خودمان را توجیه می‌کنیم.

بین خودمان باشد همین چند وقت پیش خبطی کردیم و برای درآوردن وسایل از بالای کمد منزلمان رفتیم روی صندلی، چشمتان روز بد نبیند که یکهو عینهو... کف اتاق پخش شدیم و بعد چشم که باز کردیم، دیدیم وسط بیمارستانیم و بعد... خلاصه الان حالمان خوب است.

اما به جان شما که نباشد به جان خودمان از صد نفری که به عیادت ما آمدند حتی یک نفر هم نگفت: «مرد حسابی صندلی برای این کارها نیست!» اما در عوض تا دلتان بخواهد برای ما داستان‌های مختلف از کسانی که روی صندلی رفته بودند و الان یا در قید حیات نبودند یا حداقل ماه‌ها گرفتار بیمارستان و دوا و دکتر بودند تعریف کردند. خلاصه آن‌قدر گفتند و گفتند که ما از خوشحالی در پوست خودمان نمی‌گنجیدیم، چون فقط یک دست و یک پا و مهره کمرمان مختصری شکسته بود! به هرحال الان مانده‌ایم که این چه عادتی است که هر بلایی سرمان می‌آید. یک نگاهی به کوتاهی خودمان نمی کنیم.

راستی دیشب داشتیم فیلم می‌دیدیم، باور بفرمایید با دیدن این فیلم بدجور یاد زندگی خودمان افتادیم. دقیقا همان جایی که یکی از بازیگرها گفت: «می‌شه بر درد غلبه کرد؟‌/‌ آره، یه بار مارتین دندون درد داشت، اتو رو زد به برق و صبر کرد،‌ بعد اتوی داغو گذاشت روی شونش، دندون دردشو فراموش کرد.»

به جان شما که نباشد به جان خودمان به این قسمت از فیلم که رسیدیم دی‌وی‌دی را خاموش کردیم و تخت خوابیدیم! چون گمان می‌کنیم که ما هم گاها هیچ اقدامی‌ برای ریشه‌یابی و رفع مشکل اصلی‌مان نمی‌کنیم. راستی این قضیه برای شما هم آشنا نیست؟

مهیار عربی / جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

معاملات ربوی و نظم عمومی

معاملات ربوی و نظم عمومی

مشاهدات عینی و نتایج حاصل از رصد فضاهای مجازی، حکایت از افزایش تبلیغات برای اعطای وام‌هایی دارد که سرمایه‌گذاران ناشناس روی اموال منقول و غیرمنقولی همچون ملک، خودرو، طلا، سکه، ارز و حتی سیمکارت به متقاضیان ارائه می‌کنند.

ویروس جهش‌یافته زیر ذره‌بین

ویروس جهش‌یافته زیر ذره‌بین

آخرین خبرها درباره تغییرات وضعیت کرونا در کشور از این حکایت دارد که این روزها ۹شهر خوزستان، در وضعیت قرمز قرار دارد و به‌تازگی هم اولین فرد مبتلا به ویروس جهش‌یافته انگلیسی در استان قزوین، جان خود را از دست داد.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر