تضمین کننده شاهکار بودن فیلمی که از روی آن ساخته میشود، باشد؛ اما گاهی عکس این گفته هم صدق میکند و فیلمی که از روی یک رمان ساخته میشود، به همان اندازه میتواند نظر بسیاری را جلب کند. بسیاری از فیلمهای مطرح سینمای جهان مثل گتسبی بزرگ، آرگو، بینوایان و آناکارنینا که سال گذشته و امسال ساخته شدند، اقتباسی از رمانهای مطرح بوده و هستند. در اینجا کمتر کارگردانی برای ساخت سریال به سراغ رمانها و داستانهای کوتاه میرود، اما در سالهای نهچندان دور تلویزیون به پخش سریالهایی اقدام میکرد که از روی رمانهای مطرح و پرخواننده ساخته شده بودند؛ اتفاقی که این روزها چندان خبری از آن نیست. در اینجا نگاهی داریم به دو سریال پربیننده که در دهه 70 از تلویزیون پخش شد.
معروفترین کارآگاه خصوصی جهان
داستانهای پرماجرای «شرلوک هولمز» که بسیاری او را معروفترین کارآگاه خصوصی جهان میدانند و عدهای دیگر از او بهعنوان یک شخصیت داستانی شاخص یاد میکنند، یکی از ماندگارترین سریالهایی است که ابتدای دهه ۷۰، شبکههای مختلف صدا و سیما اقدام به پخش آن کردند. شرلوک هولمز نام یک کارآگاه خصوصی و شخصیتی داستانی است که اواخر قرن ۱۹ و شروع قرن ۲۰ فعالیت میکرده است. شخصیت داستانی شرلوک هولمز نخستین بار سال ۱۸۸۷ از سوی نویسنده و پزشک اسکاتلندی سر آرتور کانن دویل ساخته و پرداخته و در کتابها مطرح شد و جرمی برت، بازیگر فقید انگلیسی در نقش هولمز و دیوید برک و ادوارد هاردویک به ترتیب در نقش دکتر واتسون ایفای نقش کردند.
مجموعههای هولمز چند بار از تلویزیون پخش شده و همین مساله یکی از علل اصلی آشنایی مردم با شخصیت شرلوک هولمز، معروفترین کارآگاه تخیلی ـ خصوصی جهان و دکتر واتسون بوده است. حتی افرادی که کتابهای او را نخواندهاند و نمیدانند نویسنده داستانهای شرلوک هولمز چه کسی بوده و شاید اصلا اطلاع نداشته باشند که شرلوک هولمز، یک شخصیت داستانی است، بهدلیل پخش این مجموعه با او و کارهایش آشنایی پیدا کردهاند که عدهای دلیل آن را گرایش بیشتر مردم به سمت رسانههای شفاهی تا خواندن کتاب میدانند. البته این مجموعهها مثل دیگر اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی هیچ وقت نمونه اصیل رخدادهای داستانهای اصلی نبودهاند.
داستانهای جالب جزیره
در سالهایی که شاهد توسعه شبکههای تلویزیونی بودیم، پخش یکی از جذابترین سریالهای تلویزیونی جهان در دهه 90، اتفاق جالبی بود که در شبکه دو افتاد. پخش سریال «جادهای به سوی آونلئا» که با عنوان «قصههای جزیره» روی آنتن میرفت، باعث شد بیشتر مردم هر چهارشنبه ساعت 21 پای تلویزیون بنشینند و این سریال دیدنی را تماشا کنند. این سریال تلویزیونی در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶ در کانادا و ایالات متحده پخش شد. سریال در یک منطقه روستایی و در شهری بسیار کوچک اتفاق میافتد، اما برخورد شخصیتها در جهت بازآفرینی دنیای مدرن است. در قصههای جزیره، به مرور شاهد شکلگیری هستههای اجتماعی و نهادهایی هستیم که در عصر مدرن کارکرد پیدا کرده است. تماشاگر سریال علاوه بر دنبال کردن سریالی جذاب، با وجوهی از تاریخ به زبان داستانی نیز آشنا میشود. این مجموعه تلویزیونی که به مدت هفتسال از شبکه سی.بی.اس پخش شد، محصول مشترک کانادا و آمریکا (با همکاری کوین سولیوان و شرکت دیسنی) بود.
گرچه شرکت دیسنی بعدها سهم بیشتری در تولید این سریال داشت و به ماجراهای عجیبی منجر شد که مقدمات توقف سریال را فراهم آورد. قصههای جزیره براساس اقتباسی آزاد از کتابی به قلم مودمونتگمری، نویسنده مشهوری است که پیش از این سریال «آن و رویاهای سبز» براساس کتاب دیگری از او ساخته شد.
آن و رویاهای سبز، همان سریالی است که در ایران نیز پخش شد و آن شرلی، دختر موقرمز را به یکی از شخصیتهای خاطرهانگیز تلویزیونی تبدیل کرد.
قصههای جزیره را میتوان موفقترین سریال کانادایی دانست که به مدت هفت سال از شبکه سی.بی.اس پخش شد. موفقیت کمنظیر این مجموعه تلویزیونی سبب شد پس از پایان پخش آن در کانادا به140 کشور جهان فروخته شود. البته همزمان با موفقیت سریال در کانادا، تهیهکنندگان قصههای جزیره تغییراتی در داستان ایجاد کردند تا سریال جذابیت بیشتری برای مردم دیگر کشورهای جهان داشته باشد.
شخصیتپردازی قوی، برجستهترین ویژگی سریال قصههای جزیره بود که درباره شخصیتهای کودک بارز بود و باعث میشد از یکسو تماشاگران خردسال با نقشها احساس همذاتپنداری کنند و از سوی دیگر، بزرگسالان بخشی از خاطرات کودکیشان را مقابل خود ببینند. در خلق شخصیتهای خردسال و بهطور مشخص سارا، فیلیکس و فیلیسیتی بیش از اینکه نگاهی اخلاقگرایانه وجود داشته باشد، رویکردی واقعگرایانه بهچشم میخورد. هرکدام از این سه شخصیت شیطنتها، خوبیها، بدیها، بدجنسیها و مهربانیهای خاص خود را داشتند و شخصیتهای سریال همچنان طراحی شده بودند که در کنار شخصیتهای اصلی بتوانند واقعیتی از زندگی اجتماعی را شکل دهند.
سحر مظفری
نگاه کارگردان
سطح مطالعه پایین است
بهمن زرینپور، نویسنده، کارگردان و بازیگر که کارگردانی سریالهایی همچون آوای فاخته، هتل پیادهرو، حامی و بازی در فیلمهایی مانند پاداش، دختری با کفشهای کتانی و زشت و زیبا را در کارنامه خود دارد، ساختن فیلم براساس رمان را یک کار سلیقهای میداند که میتواند در زمینه داستانی تحولات درخور توجهی بهوجود آورد.
او درباره دلیل محدودیت ساخت سریالها و فیلمهای اقتباسی میگوید: بسیاری از کارگردانان و نویسندگان خود را به نگرشها و برداشتهای ساده و ساخت موضوعاتی که در جامعه جاافتاده است، قانع کردهاند. بعلاوه سطح مطالعه خیلی پایین آمده و آنچنان مطالعهای صورت نمیگیرد که حال به ذهن کسی برسد از روی داستان آن فیلمی هم ساخته شود. ابتدا باید به یک اثر نزدیک شویم تا بتوانیم از آن اقتباس کنیم.
نویسنده فیلم ازدواج در وقت اضافه، یکی از موانع مهم اقتباس را خط قرمزهای موجود میداند و میگوید: خط قرمزهایی وجود دارد که نمیتوان از کنار آنها عبور کرد. نویسنده در بسیاری از مواقع نمیداند مرز سلیقههای مختلف تا کجاست. ممکن است قلم بهدست بگیرد و چیزی بنویسد که فراتر از حد پذیرش جامعه باشد، در صورتی که برای نوشتن آن زحمت زیادی کشیده است. ممکن است در پخش به مشکل بربخورد، به همین دلیل سراغ نوشتن متنهای کمدی میرود، چون به نظرش بیخطر است و برای پخش رد نمیشود.
زرینپور با بیان اینکه خودش بارها به سراغ اقتباس رفته است، میگوید: متاسفانه زیاد رفتم، ولی برخورد خوبی با من صورت نگرفت و من هم آن را ناتمام گذاشتم، چون برخی آدم را به کپیبرداری متهم میکنند و میگویند داستان فلان نویسنده را برداشته و به فیلم تبدیل کرده، بنابراین کل آن پروژه را کنار گذاشتم. گاهی سرمایهگذاری روی اثر نویسنده و تغییر و بهروز کردن آن با شرایط جامعه جایگاه و ارزش چندانی ندارد.
زرینپور ادامه میدهد: نباید برای اقتباس، ارزشهای یک اثر را از میان برد. با چند تغییر و به روز کردن یک اثر ممکن است ارزشهای یک اثر از بین برود و کلا کار متفاوتی درآید، بنابراین اقتباس هم علم مخصوص به خود را میخواهد و تا نویسنده بر تمام جنبههای یک اثر آگاه نباشد، نمیتواند اقتباس درخوری انجام دهد و کار خود را زیر سوال میبرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم