jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۶۴۴۳۸۲   ۲۰ بهمن ۱۳۹۲  |  ۰۸:۴۴

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند. حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.

باز هم «مغزی» که فرار کرد

سیاست روز: باز هم «مغزی» که فرار کرد

برخی می‌گویند بگذارید اگر امور خراب شد، سؤال کنید. اموری هست که نمی‌شود صبر کرد تا خراب شود و بعد کاری کنیم.

جمله بالا از کدام فیلسوف بزرگ است؟
الف) افلاطون حکیم
ب) فریدریش نیچه
ج) مریم حیدرزاده
د) محمد رضا باهنر

نقطه چین زیر را با کلمات مناسب پر کنید.
محمد غرضی: کسی ........ به من بگوید از عرصه انتخابات ریاست‌جمهور کنار برو!
الف) حال نمی کرد
ب) قابل نمی دانست
ج) دیوانه نبود
د) جرات نداشت

مدیرکل دفتر سلامت وزارت بهداشت: براساس اطلاعات بدست آمده تک فرزندی یکی از عوامل کاهش نرخ باروری است.

با توجه به اطلاعات کسب شده توسط ایشان کدام یک از گزینه های زیر محتمل تر است؟
الف) امسال جایزه نوبل را در رشته پزشکی به ایشان اهدا می کنند.
ب) ایشان در یک حادثه تروریستی دچار جراحات سطحی می شود و امپریالیسم و صهیونیسم را ناکام می گذارد.
ج) ایشان با جدیت به این تحقیقات ادامه می دهد و مشت‌های محکم دیگری به دهان آمریکا می کوبد.
د) ایشان ضریب علمی ایران را چند برابر می کند و بعد فرار مغزها می کند و ضریب را پایین می آورد.

دبیرکل جمعیت هلال احمر: شرایط اضطرار پس از بارش برف سنگین در استان های گیلان و مازندران خاتمه یافته و زندگی مردم به شرایط عادی بازگشته است.

کدام یک از عوامل زیر را در پایان شرایط اضطرار موثرتر می دانید؟
الف) مدیریت هوشمندانه مسئولان استان در برپایی جلسات طولانی و صرف میوه و شیرینی
ب) جانفشانی های جمعیت هلال احمر در استان‌های همجوار
ج) سخنرانی استانداران گیلان و مازندران در جمع پرشور مردم
د) تابش آفتاب و آب شدن برف

تهران امروز: این چه طنزیست می‌نویسم من؟

این چه طنزیست می‌نویسم من؟

این چه کاریست می‌کنم بنده؟

نه در آن اعتدال و انصاف است

نه نشاطی برای خواننده

بهر ارواح، عینهو سوهان

بهر اعصاب، عینهو رنده!

در سخن، طنز در عمل اما

جانب هجو، دست یازنده

متن آن :فحش، تخطئه، تخریب!

تیتر آن :انتقادِ سازنده!

آن یکی را فقط ستیزنده

این یکی را فقط ستاینده

هر چه آن کرد، کمپلت:ضایع!

هر چه این کرد،عَد(!): برازنده!

تهی از فکرت و ظرافتِ طنز

یعنی از لعن و فحش آکنده

«مرگ بر» «مرده باد» می‌گویم

زنده بادا من سراینده!

دو سه دیوان خزعبلات آنگاه

ارث من بهر نسل آینده!

یاد آن طنزهای ناب به‌خیر

طنزهایی فخیم و رخشنده

یاد «حالت»،«ابوتراب جلی»(1)

طنزگویان تا ابد زنده

طنزشان استوار بود و نجیب

کس نمی‌شد از آن سرافکنده!

یک دل سیر خنده در گریه

یک دل سیر گریه در خنده!

بسکه «ایطا» به بار آوردیم

از قوافی شدیم شرمنده!

حال ادیبان بگو درست کنند

از برای حقیر ، پرونده!

(1):زنده یادان «ابوالقاسم حالت» و «ابوتراب جلی» دو تن از اعزّه و اکابر طنز معاصر.

کیهان: میمون (گفت و شنود)

گفت: وندی شرمن گفته است؛ سبد کالا با پول ما، میان فقرا تقسیم شد! و می‌گوید علاوه بر فعالیت هسته‌ای باید برنامه موشک‌های بالستیک، حمایت از حزب‌الله و حماس و... نیز در ایران از سوی آمریکا مورد بررسی قرار گیرد!

گفت: وندی شرمن گفته است؛ سبد کالا با پول ما، میان فقرا تقسیم شد! و می‌گوید علاوه بر فعالیت هسته‌ای باید برنامه موشک‌های بالستیک، حمایت از حزب‌الله و حماس و ... نیز در ایران از سوی آمریکا مورد بررسی قرار گیرد!

گفتم: جان کری هم گفته است با توافقنامه ژنو، فعالیت هسته‌ای ایران را متوقف کرده‌ایم!

گفت: یک سناتور آمریکایی می‌گوید؛ جامعه جهانی درباره خطرناک بودن برنامه هسته‌ای ایران اتفاق‌نظر دارند!

گفتم: از کی تا به حال، آمریکا و متحدان صهیونیست و اروپایی آن تبدیل به جامعه ‌جهانی شده‌اند؟!

گفت: ولی ملت‌های مسلمان جهان و از جمله مردم آمریکا و اروپا، دولتمردان این کشورها را انسان هم تلقی نمی‌کنند چه رسد به نماینده جامعه جهانی!

گفتم: کشیشی به دانش‌آموزان می‌گفت؛ همه ما از نسل حضرت آدم هستیم. فرزند یکی از دولتمردان آمریکایی گفت؛ ولی پدر من می‌گوید که ما از نسل میمون هستیم! کشیش گفت؛ ببین فرزندم! ما به مسائل خانوادگی شما کاری نداریم!

آرمان: ادب مرد به ز دولت اوست

دکتر به من اکیدا و قویا و شدیدا توصیه کرده که برای اینکه شب‌ها راحت‌تر بخوابم و دیازپام هم نخورم، موسیقی گوش بدهم، واقعا این دکتر‌ها گاهی اوقات طوری می‌شوند که یادشان می‌رود حواسشان به زیر میز باشد و از روی میز بیمار را ببینند و تجویز درست کنند، یعنی درست که چه عرض کنم! ما اول فکر کردیم درست است، چون یه‌سری به ویدیو کلوپ سر کوچه زدم (محل ما هنوز ویدیو کلوپ داره) یک لوح فشرده (شما بهش می‌گید سی دی!) خریدم و توی ضبط اتاقم گذاشتم و چشمانم را بستم، آهنگی شروع شده بود که خواننده با تمام احساس می‌خواند «یه روز اگه نباشی تجریش برات بمیره» چشمانم را باز کردم و به طاق اتاق خیره شدم، خواننده ول کن ماجرا نبود و با تمام اعتماد به نفسش ادامه داد «ونک اگه نباشی ذات الریه بگیره» همچنان خیره به طاق بودم که یک نفر وارد اتاقم شد، فریاد زد و گفت «بسی رنج بردم در این سال سی، این چه وضعه شعر و ادب پارسی ست؟!» گفتم «بی‌خود فریاد نزن، شعرهای قدیمی هم نخون، همین چند روز پیش یکی از شاعران خوش ذوق و قریحه کشورمان مصرعی سروده که همه شعرا رفتند پی کارشان!» فردوسی با خوشحالی پرسید «چه مصرعی؟» گفتم «ادب مرد به ز دولت اوست!» فردوسی خندید و گفت «اینکه مال سعدیه!» از جام بلند شدم و گفتم «اسم این بابا رو نیار، پا می‌شه اینوقت شب می‌اد تو خوابم... اونوقت جواب در و همسایه رو چی بدم؟ این مصرع متعلق به آقای بذرپاش شاعر جوان و از مسئولان دولت قبلیه ما هم جای دیگه‌ای نشنیدیم این شعر رو!» فردوسی گفت «تو چرا انقدر از من بدت می‌اد؟ من که کاری به کار کسی ندارم، سی سال از عمرم رو به... آهان، به شوخ دادم، آخرش این شد؟ این چه موسیقی مبتذلیه که گوش می‌دی؟ خجالت نمی‌کشی؟» جواب دادم «همینه که هست، فکر نکن از کارشکنی‌هات خبر ندارم‌ها، مدرک جور کردی مولانا رو فرستادی ترکیه، برای ابوعلی سینا وقت سفارت می‌گیری، خبر دارم مدارک حافظ رو گرفتی با خرج خودت بردی دادی دارالترجمه، اصلا تو خوبی، تو بهترین شاعری، اما جلوی رشد جوانه‌ها رو که نمی‌تونی بگیری؟! همین مصرعی که آقای بذرپاش گفتند باعث نشد کم بیاری؟!».

فردوسی گفت «قبول دارم یه کم مغرور شده بودم» جواب دادم «بابت یک دیوان شعر مغرور شده بودی؟! کاری که تو در عرض سی سال کردی، شوهر عمه بنده امشب تصمیم گرفت شاعر بشه، فرداش با یه دیوان شعر دو برابر دیوان جنابعالی برگشت، فقط وسط بعضی از ابیاتش اسم تو و حافظ و خیام هم همینطوری بی‌دلیل اومده بود!» فردوسی بی‌توجه به حرف من در حالی که سوت می‌زد، به سمت افق حرکت می‌کرد.»

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

نیازمندی ها