تله‌فیلم «هنوز زنده‌ایم» درباره شور و هیجان زندگی است

سلام دوباره به زندگی

داستان فیلم «هنوز زنده‌ایم» که چندروز پیش از شبکه یک پخش شد، درباره پیرمرد تنهایی است که همسرش را از دست داده و در خانه‌اش که مشرف به یک مدرسه ابتدایی است زندگی می‌کند. پیرمرد بعد از مدتی با بچه‌های مدرسه ارتباط دوستانه‌ای پیدا کرده و به آنها در خواندن قرآن کمک می‌کند، بعد از مدتی او تصمیم جالبی می‌گیرد که باعث می‌شود همیشه در یاد بچه‌های مدرسه و مردم بماند.
کد خبر: ۶۴۳۲۴۹

قصه همان قصه تنهایی و افسردگی سالمندان است، اما در اینجا نه لزوما خود پیری و موقعیت روانشناختی آن که از دست دادن همسر و تکیه‌گاه موجب احساس تنهایی و دلمردگی شخصیت اصلی قصه می‌شود. البته نویسنده بودن را هم به این حس تنهایی باید اضافه کرد.

نویسندگان به دلیل درونگرایی اساسا آدم‌هایی هستند که ظرفیت افسردگی و گوشه‌گیری را دارند و ممکن است اتفاقات تلخ بیرونی آنها را بیشتر در لاک تنهایی فرو ببرد. هرچند انتخاب سعید پورصمیمی برای اجرای این نقش علی‌رغم توانمندی‌های این بازیگرچندان مناسب نبود. مقایسه کنید وجوه رفتاری او را در مقام نویسنده مثلا با جمشید مشایخی در فیلم یک بوس کوچولو.

واقعیت این است که هر نقش یا شخصیتی مناسب با هر بازیگری حتی توانا و هوشمند نیست چنانچه پرویز پرستویی هم نتوانست در فیلم آب و آتش ساخته فریدون جیرانی بخوبی از پس نقش یک نویسنده برآید.

از سوی دیگر فیلمساز در اینجا وجوه دیگری از شخصیت این پیرمرد نویسنده را برجسته می‌کند و او را شخصیتی عصبی نشان می‌دهد، عصبیتی که ناشی از احساس تنهایی و فشار ناشی از مرگ همسر است.

در بازنمایی این وجوه شخصیتی البته پورصمیمی خوب ظاهر می‌شود و شاید تجربه نقش آفرینی پیرمردهای عبوس و تلخ در کارنامه به کمک او در اجرای این نقش آمده است. گاهی تنهایی و احساس طرد شدگی موجب می‌شود فردی خلاق مثل نویسنده علیه گذشته خود طغیان کرده، حس کند یک عمر تلاش او هدر رفته است. وقتی حس کنی حالت خوب نیست علائق و دغدغه‌هایت نیز زیر سوال می‌رود و گاه شکل پوچ به خود می‌گیرد.

فیلم هنوز زنده‌ایم از یک تضاد معنایی هم در بسط مفهومی قصه خود بهره می‌گیرد. همسایگی پیرمرد با مدرسه‌ای که کودکان پر شر و شور در آن به سر می‌برند در واقع به تصویر کشیدن دو دوره سنی کودکی و کهنسالی یا از حیث روان‌شناسی دو موقعیت و حالت کسالت و دلمردگی در برابر نشاط و شور و حال کودکانه است که در کنار هم تصویر جامع‌تری از زندگی به تصویر می‌کشد. شاید همین همجواری به واسطه برخی کنش‌ها و تنش‌هایی که بین پیرمرد و بچه‌های مدرسه پیش می‌آید موجب می‌شود او به زندگی برگردد و روحیه خود را به‌دست آورد. ضمن این‌که وی از فروش و تخریب مدرسه‌ای که صاحب آن بود، پشیمان می‌شود و از این طریق به ترمیم رابطه عاطفی خود با خواهرش که مخالف فروش مدرسه بود نیز کمک می‌‌کند.

مدرسه خود نمادی از اصل زندگی و زنده بودن است که رسالت آموختن را به عنوان ذات زندگی صورت‌بندی می‌کند که همخوانی نمادینی با نویسندگی و ذات آن دارد. فیلم ریتم کندی دارد که اگرچه بخشی از آن به طبیعت قصه برمی‌گردد، اما فقدان رخدادهای جزئی و داستانک‌ها به این موقعیت دامن می‌زند.

تله‌فیلم هنوز زنده‌ایم، فیلمی درباره اهمیت زندگی و شاید جبر زیستن است، جبری که اگر به آن تن دهیم چندان هم تلخ نیست و خود زندگی کمک می‌کند ما چگونه زیستن را بتدریج آموخته، از مرگ اندیشی‌منفی رهایی یابیم. زندگی به شکل بی‌رحمانه‌ای جریان دارد و نمی‌توان آن را متوقف کرد.

مرگ، مصیبت و گرفتاری شاید تجربه زیستن را تلخ و آهسته کند، اما آن را متوقف نمی‌کند. تا زنده هستیم باید زندگی کنیم و این جبر یک جبر کمال‌گرایانه است که موجب می‌شود آدم به رشد و سعادت برسد حتی اگر شده به زور!

مرگ و زندگی بزرگ‌ترین تجربه‌های بشری هستند که بیشترین قابلیت دراماتیک را برای قصه‌پردازی دارند، به شرطی که از زاویه جدید و جذابی روایت شوند.

سیدرضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها