این موضوع مهم و حیاتی که با ذات سینما عجین شده متاسفانه آنچنان که باید در کشورمان جدی گرفته نشده و تنها اندکی از فیلمهای کوتاه تولید شده با نمایش در جشنوارههای بینالمللی خریدار پیدا کردهاند و هزینههای خود را پوشش میدهند. بخش دیگر نیز با بهرهگیری از جوایز نقدی جشنوارهها به حیات خویش ادامه میدهند و اساسا با توجه به اهداف جشنوارهها ساخته میشوند که همین مساله نیز به بسیاری از این آثار لطمه زده و آنها را به کارهایی سفارشی تبدیل کرده است. در همه کشورهای صاحب صنعت سینما به سینمای کوتاه نیز اهمیت داده و فکری برای چرخه اقتصادی و نمایش آن میکنند. در کشورهای اروپایی این توجهات بیشتر بوده و فیلمهای کوتاه جدی گرفته شده و بسیاری از فیلمسازان آینده خود را پرورش میدهند. در این سیستم به چند شکل بازگشت سرمایه تضمین شده و صاحبان اثر نیز در معرض بازخوردهای کار خویش قرار میگیرند. نخست حمایتهای دولت از طریق کمکهای غیرنقدی و اعطای یارانه برای تولید که به سر پا نگهداشتن سینمای کوتاه و تجربی کمک شایانی کرده است. در وهله دوم موسسات تجاری برای حفظ وجهه فرهنگی خود به سرمایهگذاری در آثار یاد شده اقدام کرده و در نمایش آن نیز پیشقدم میشوند. برای مثال میتوان به خطوط هوایی مشهور بین المللی اشاره کرد. فروش حق پخش آثار فوق به شبکههای تلویزیونی یکی دیگر از راههای کسب درآمد و تامین هزینههاست که این روش سالهاست در کشورهای مختلف باب شده و از جهات گوناگون به نفع سازندگان فیلمهای کوتاه است؛ زیرا در این چرخه علاوه بر تامین هزینهها، مخاطبان زیادی با فیلمها ارتباط برقرار کرده و بازخوردهای خوبی را به سازندگان آثار میدهند. شبکه آرته ازجمله شبکههای یاد شده است که هر ساله فیلمهای کوتاه بسیاری را پخش کرده و مخاطبان بسیار هم دارد.
اما اقتصاد سینمای کوتاه ایران کاملا وابسته به دولت بوده و کمتر به راههای دیگر برای تامین سرمایه اندیشیده است. حمایتهای دولتی از این سینما کار شایسته و قابل قدردانی است، اما شکل و میزان آن باید به گونهای باشد که سینمای کوتاه احساس وابستگی شدید به آن نداشته باشد. وجود شبکههای متعدد تلویزیونی در کشورمان امکانی بالقوه را برای خریداری و نمایش فیلمهای کوتاه به وجود آورده که متاسفانه به فعل نرسیده است؛ البته معدود جرقههایی در این باب زده شده که هیچ یک ادامه نیافته و به یک سال هم نرسیده است. برای مثال میتوان به برنامه نمایش هفتگی فیلمهای کوتاه از شبکه دو سیما در یک دهه قبل اشاره کرد که با وجود بازخوردهایی مناسب، ادامه پیدا نکرد. گستردگی مخاطبان شبکههای یاد شده این امکان را در اختیار فیلمسازان جوان که این روزها به مدد پیشرفتهای تکنولوژیک چند برابر سالهای گذشته شده میگذارد تا بیواسطه با مخاطبان خویش ارتباط برقرار کنند. همچنین شبکههای تلویزیونی میتوانند با خرید حقوق پخش فیلمهای کوتاه به پخش آن در کنار آگهیهای بازرگانی خود لابهلای مجموعههای پربیننده، مبادرت ورزند. بسیاری از این دسته آثار زمان اندکی دارند و بشدت مناسب پخش به این شیوه هستند.
جنبه آموزشی فیلمهای کوتاه نیز مقوله دیگری است که تا امروز کمتر به آن توجه شده و تلویزیون بهعنوان یک رسانه فراگیر بخوبی میتواند از آن در جهت اهداف آموزشیاش بهره بگیرد. از سوی دیگر در سالهای اخیر فیلم کوتاه با فیلم مستند اشتباه گرفته شده و مخاطب عام نیز از یک فیلم کوتاه انتظارات یک کار مستند را دارد، در حالی که این دو گروه تفاوتی بسیار با یکدیگر داشته و هریک هویت مستقلی دارند. علت این مساله نیز به علاقه وافر فیلمسازان جوان به مستندگرایی برمیگردد که گاه به افراط کشیده میشود. با تاسیس شبکه مستند، گامهای بلندی در این ارتباط برداشته شده و به مرور مخاطبان متوجه تفاوتهای بنیادین سینمای مستند و فیلمهای کوتاه خواهند شد. در این میان جای خالی برنامهای تخصصی در حوزه فیلمهای کوتاه کاملا به چشم میآید که به شکل بالقوه قابلیت جذب مخاطبان جدیتر این دسته از آثار را دارد.
سینمای کوتاه با آنکه در دو دهه اخیر چندان جدی گرفته نشده، ظرفیت جذب مخاطب از طریق قاب کوچک تلویزیون را دارد مشروط بر آنکه یک برنامهریزی مدون برای آن صورت گرفته و هدفگذاری کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت برای آن لحاظ شود.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم