امروزه انبوه وسایل ارتباط جمعی، جامعه و بویژه نسل جوان را دچار سردرگمی کرده است. رسانههای مهاجم (اعم از شبکههای ماهوارهای و مجازی) الگوهایی همسو با فرهنگ بیگانه را ترویج میکنند که سبب میشود مخاطب در بیشتر موارد، فرهنگ وارداتی در سبک زندگی را جایگزین انگارههای پیشرونده مدرنیسم کند و نتواند بین آنچه برای بهبود زندگی اجتماعی مناسبتر است و آنچه هویت فرهنگی را از او میگیرد، تفکیک قائل شود.
رسانه؛ یک قدرت فرهنگی در بحث سبک زندگی
علیرضا مرتضوی، کارشناس ارشد مشاوره درباره راهکارهای ترویج سبک زندگی ایرانی میگوید: متاسفانه در فضای رفتاری جامعه ما مقوله تفکر کمیاب است و کمرنگ دیده میشود. اگر به مقوله تفکر اهمیت بیشتری داده شود، بازتاب آن در تمام رفتارهای اجتماعی انسان اعم از صحبت کردن، پوشش و سبک زندگی مشاهده خواهد شد. اگر قبول کنیم ظاهر هر فردی ویترین شخصیتی اوست، باید به نوع لباسی که انتخاب میشود، فکر و توجه شود.
مرتضوی ادامه میدهد: در بحث مد و مدگرایی خلأهای عاطفی و روانی جوانان مؤثر است. کمبودهای تربیتی در سنین پایین و مدرسه ما را با بحران مواجه کرده است. جامعه ما جوان است و به دلیل خلأهای عاطفی و بحرانهای شخصیتی دچار سردرگمی میشوند و همین مساله در مد نمود پیدا میکند. مسأله جوان امروز ما سرگشتگی است و به همین دلیل سیستم و سبک زندگی نامشخصی دارد. بعضی رفتارها اقتضای سن جوانی است، اما به نظر میرسد رفتارها در زمان حال خارج از چارچوب انسانی است.
این مجری درباره دلیل خروج برخی رفتارها از چارچوب انسانی بیان میکند: متاسفانه در خانوادهها و مدرسه به سیستم رشد روانی و تربیتی افراد اهمیتی نمیدهیم. اگر بخواهیم به ترویج الگوهای اساسی برسیم، باید نیروی انسانی خودمان را تربیت کنیم و قطعا جوانان ما به دنبال الگوهای خوب میروند و اصلا نیازی نیست میان هیاهوی رسانهای نگران باشیم.
وی ادامه میدهد: رسانه فقط ابزار فرهنگی نیست بلکه بهعنوان قدرت فرهنگی مطرح است و باید مؤثر و فکر شده حرکت کند و بداند در چه جهتی حرکت میکند تا به ماهیت رسانهای خود نزدیک شود.
مرتضوی با اشاره به بحران کنونی جامعه ما میافزاید: بحران کنونی جامعه ایرانی به این دلیل است که رفتار ما آمیخته با تفکر نیست. رسانه با سریالها یا برنامههایی که نمایش میدهد، میتواند بهعنوان یک قدرت فرهنگسازی مؤثر در نظر گرفته شود.
مجری و کارشناس برنامههای تلویزیونی میگوید: من به شرطی میتوانم مجری یک رسانه فرهنگساز باشم که دیگر مجریان آن رسانه هم در جهت فرهنگسازی قدم بردارند. تهیهکنندگان برنامهها باید بدانند در چه مسیری حرکت میکنند و در زمینههای هنری و اجرایی مطالعه و تخصص داشته باشند. وی با اشاره به لزوم استفاده از رنگهای شاد در لباسها میافزاید: اقدام فروشگاههایی که لباسهای سنتی را ترویج میکنند، مطلوب است، اما با توجه به قشر جوان که بخش وسیعی از جامعه را تشکیل میدهد، باید ترکیببندی رنگی که در این لباسها به کار میرود، کاملا شاد و جوان پسند و سرشار از طرحهای متنوع باشد تا جوانان بیشتر به استفاده از این لباسها گرایش پیدا کنند.
مرتضوی توضیح میدهد: تا وقتی تخصصمدارانه به مسائل نگاه نکنیم، به همین شرایط بسنده خواهیم کرد. یک روانشناس میتواند نظرات خوبی برای ترویج فرهنگ مد و لباس داشته باشد. ما به تنوع و رنگهای شاد در طراحی لباس احتیاج داریم تا زیبایی جوانان را دوچندان کند.
مرتضوی با اشاره به تاثیرگذار بودن قالبهای نمایشی در رسانه میگوید: القای یک موضوع به صورت غیرمستقیم و نمایشی تاثیر بسیاری دارد و البته بیان نمایشی باید کاملا هشیارانه و برنامهریزی شده باشد. ما در فرم اجرای مسائل مورد نیاز جامعه باید برنامهریزی کنیم و امیدوارم در این خصوص اتفاق خوبی بیفتد.
لزوم استفاده از الگوهای سنتی
محمدتقی رفعتی، تهیهکننده و کارگردان برنامه «راه آرامش» که از شبکه دو پخش میشود، میگوید: اگر مجریان یا بازیگران مجموعههای نمایشی از الگوها و پوششهای سنتی استفاده کنند، تأثیرگذاری بیشتری دارد چون زبان انتقال غیرمستقیم سریعتر بر مخاطب اثر میگذارد. ما در حد یک برنامه ترکیبی راهکار سبک زندگی معرفی میکنیم. در حقیقت قدم اول را برمیداریم، اما اجرای عملی آن به برنامههای دیگر بازمیگردد.
تهیهکننده برنامه «راه آرامش» عنوان میکند: برنامههای کودک و نوجوان در ترویج الگوهای سنتی و بومی پوشش، تأثیر بسزایی دارند. بازیهای رایانهای امروز میان بچهها محبوبیت خاصی دارد و اگر طراحان بازیهای رایانهای در پوشش قهرمانهای مثبت این بازیها از طرحهای اسلیمی و سنتی استفاده کنند، بتدریج در ذهن بچهها نهادینه میشود. نقطه ضعف ما در حوزه ترویج الگوی پوشش اسلامی بیشتر به مسائل جوانان و نوجوانان برمیگردد. نقوش سنتی در برنامههایی مثل فیتیله به کار رفته، اما گسترده نیست و به آن اشاره مختصری میشود. متأسفانه تاکنون چند متخصص کنار یکدیگر قرار نگرفتهاند تا الگوهای سنتی و بومی مطابق فرهنگ خودمان در جامعه رواج پیدا کند. جوان امروز به دلیل نداشتن الگوی مناسب از الگوهای جوامع دیگر پیروی میکند و مسئولان باید در برخورد با این مساله اهتمام ویژه داشته باشند.
وی ادامه میدهد: پرداختن به بحث سبک زندگی در رسانه ملی نکته حائز اهمیتی است و به نظر میرسد سیاستگذاران باید برنامه مشخصی برای ترویج الگوهای پوشش و اخلاق مطابق با فرهنگ عمومی جامعه داشته باشند. جوان امروز در معرض آسیبهای بسیاری است و رسانه ملی میتواند در این زمینه فرهنگساز باشد و شوروشعور همراه با تفکر را بیافریند.
نسبت به ضعفهای خودمان آگاه باشیم
مهدی اسماعیلتبار، کارشناس ارشد علوم تربیتی و دکترای مدیریت فرهنگی که برنامه «امروز هنوز تموم نشده» را روی آنتن شبکه یک داشت، درباره رویکرد رسانه ملی در سبک زندگی خاطرنشان میکند: بیش از 26 نهاد فرهنگی در کشور داریم که رسانه ملی طی سهسال گذشته کماعتبارترین آن بوده است؛ به این معنا که بودجه کم داشته است. نداشتن بودجه برای تبلیغات، مثل شرکت در جنگ بدون تسلیحات است.
اسماعیلتبار یادآور میشود: مسیر حرکت رسانه ملی صحیح است، اما گاهی کند حرکت میکند و به ندرت اتفاق خاصی میافتد. در مقوله سبک زندگی ما باید تکلیف خودمان را با خودمان مشخص کنیم؛ مثلا مجریانی که به دنبال گرفتن تابعیت خارجیاند یا دو شخصیتی هستند، نمیتوانند در آنتن زنده درباره اخلاق حسنه صحبت کنند.
از اسماعیلتبار درباره سنخیت رفتار شخصیت مجموعههای نمایشی مثل «آوای باران» با فرهنگ ایرانی میپرسم و وی پاسخ میدهد: مجموعههایی شبیه این تجربه اول یک رسانه مبتنی بر دین، اخلاق، آگاهی و امیدبخشی است و این سریال تجربه سختی است.
این کارشناس ارشد علوم تربیتی توضیح میدهد: رقابت تلویزیون با شبکههای ماهوارهای غیرمنطقی است، چراکه این شبکهها سلیقه مخاطب را نازل کردند و تلویزیون ما باید سلیقه مخاطب را ارتقا دهد.
اسماعیلتبار خاطرنشان میکند: نمایش ناهنجاری دلیل تائید آن نیست و برخی جاها کارکرد واقعگرایانه و تقبیحی دارد و ادامه میدهد، قبول دارم در سریال آوای باران بیاحترامی دختر نسبت به پدر به وجود آمد، اما نمیتوان چنین برخوردهایی را در جامعه انکار کرد. تلویزیون باید زمینه این نوع دیدن را فراهم کند و باید برنامهریزی مشخص در زمینه ترویج سبک زندگی ایرانی داشته باشیم. اگر زمینهچینی برای این نوع دیدن فراهم شود، مخاطب از این برخورد شوکه نمیشود. نباید سبک زندگی در تلویزیون به گونهای رواج پیدا کند که آدمهای بد همیشه پولدار و شیک تصویر شوند و آدمهای دیگر فقیر و کثیف به نمایش درآیند. قشربندی آدمها در تلویزیون کار اشتباهی است.
اسماعیلتبار با اشاره به سبک زندگی در دوران دفاع مقدس میگوید: جنگ مثل کارخانه آدمسازی بود که گاه انسانها با خوی و خصلت بد وارد آن شدند، اما نهایتا رفتارها و باورها بر اثر آن فضا تغییر کرد. برای ارائه الگوی ثابت سبک زندگی اسلامی - ایرانی، باید بیش از هر چیز مبانی را بشناسیم.
این کارشناس تربیتی و فرهنگی عنوان میکند: امروزی کردن مفاهیم کهن ایرانی اهمیت ویژه دارد تا از این طریق با نسل امروز ارتباط برقرار کنیم. باید نیمنگاهی به تربیت پدران و مادران موفق نسل گذشته داشته باشیم و این رفتارها را به روز کنیم و به جامعه امروز ارائه دهیم چون اکنون صحبت و عملکرد ما سنخیتی با یکدیگر ندارد. ما باید مؤلفههایی برای سبک زندگی اسلامی- ایرانی تعریف و کاری کنیم که این سبک زندگی وارد زندگی عادی مردم و رفتارها شود. کاهش طلاق و ناهنجاریها از سویی و کاهش رفتارهای اجتماعی و مدنی مثل تصادفات جادهای نشانهای از ارتقای فرهنگی و افزایش دانش نسبت به سبک زندگی است.
وی میافزاید: رویکرد رسانه ملی باید به آنتن باشد؛ یعنی رسانه باید به هر شخصی که برنامه با کیفیت بسازد، آنتن بدهد. این دقیقا شبیه دوران دفاع مقدس است که درجنگ به افراد توانا لشکر میدادند. الان هم باید اینطور باشد و ما در جنگ نرم، این اصل را در نظر بگیریم.
اسماعیلتبار در پایان میگوید: باید مبانی و چارچوبهای خودمان را حفظ کنیم و به زمان و فناوریها مسلط باشیم و برای سبک زندگی موفق ایده خلق کنیم و نسبت به آینده خوشبین باشیم. جامعه ایران به سمت اخلاق مداری و آگاهی برتر حرکت میکند، اما باید نسبت به ضعفهای خودمان آگاه باشیم.
نسرین بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم