زن‌سالاری در حرمسرا

زنان همواره یکی از مهم‌ترین عوامل تغییر و گاه فروپاشی حکومت‌ها به شمار می‌رفتند. زنان حرمسرا با وجود این ‌که در فضایی بسته و محافظت شده زندگی می‌کردند، اما گاهی با دستورات، اعمال نفوذ یا توطئه‌هایشان، پادشاهی را از تخت سلطنت به پایین می‌کشیدند. زنان حرمسرا به دو دسته تقسیم می‌شدند؛ زنانی که با تلاش و درایت خود توانستند در عرصه سیاست مقام و جایگاه خوبی پیدا کنند همان زنانی بودند که در حرامسرا با همکاری خواجه‌ها به توطئه در حکومت دست زدند و شاه را برکنار کردند تا مورخان از آن دوره به عنوان دوره زن‌سالاری یا مادرسالاری یاد کنند، اما برخی از زنان در قدرت نبودند و فقط در حرمسرا و نزد شاه زندگی می‌کردند.
کد خبر: ۶۳۷۳۰۹

در دوره غزنوی، زنان حرمسرا هیچ‌گاه نمی‌توانستند با غلامانی زیبا و با هنر که نزد شوهرانشان قرب و منزلت فراوانی داشته‌اند، رقابت و برابری کنند. از این رو، زنانی که نقش‌های سیاسی ایفا‌کرده باشند، بسیار نادرند. از زمان سلجوقیان که بتدریج زمینه نفوذپذیری سنن قبیله‌ای افزون شد و بخصوص آنان تظاهر و تعصب مذهبی حکومت گذشته را نداشته‌اند، زنان از پس پرده‌ها به در آمدند و قدرت و مقامی را که در سرزمین‌های موطن خود داشتند، باز پس یافتند. در این دوره، زنان به‌سلطنت و حکومت رسیده یا به طور مستقیم و غیرمستقیم در کار سلطنت با شوهران یا فرزندان خود شریک بوده‌اند.

نفوذ انیس‌الدوله در دربار ناصرالدین‌شاه به حدی بود که وی اغلب در تصمیم‌‌گیری‌های پادشاه دخالت می‌کرد. او با ناصرالدین‌شاه حدود 35 سال زندگی کرد. در زندگانی اندرونی هم امتیازات ویژه‌ای داشت، در ملاقات با همسران سفیر کبیرها و بزرگان اروپا که به دربار ایران می‌آمدند با مترجم ویژه با آنان ملاقات می‌کرد، در عزل و نصب حکام ولایات دخالت می‌کرد.

پس از تجزیه حکومت سلجوقی، عصر حکومت اتابکان بر ایالات ایران و سپس خوارزمشاهیان و مغول دوره شوکت و قدرت زنان در ایران محسوب می‌شود. سنت‌هایی از این دست در ساختار حرمسراهای آینده نیز موثر افتاد و بسیاری از مناصب و سنن دوران ایلخانی در سلاله‌های بعدی نیز مراعات شد.

در دستگاه دربار خواتین گذشته از عمال دیوانی تعداد بسیاری کنیز و غلام و حاجب و خواجه و سپاهیانی که به تعبیر امروزی گارد سلطنتی می‌توان نامید، به خدمت مشغول بوده‌اند که گاهی تعداد آنان در هر کاخی تا حدود ده هزار نفر می‌رسیده است.

همین اقتدار زنان در سلاله‌های بعدی، خاصه در حوزه حرمسرا کم و بیش بر جای می‌ماند و حرمسراهای سلاطین یکی از ارکان موثر در سیاست و جامعه عصر خود به حساب می‌آمد. گرچه از نقش زنان غیر از حیطه حرم رفته رفته کاسته و هرگز به دوران برابری نسبی زن و مرد در عصر مغول و ایلخانی نمی‌رسید.گسترش دامنه نفوذ و حیطه اقتدار پردگیان حرم پیوسته بر جای می‌ماند و در عصر صفوی و سلاله‌های بعد از آن نیز تداوم می‌یافت.

توصیف حرمسرای صفوی، نمونه‌ای از چند و چون این نهاد مقتدر را به دست می‌دهد، قسمت مخصوص اقامت زنان که به عربی و فارسی آن را حرم می‌نامند که در کنار در ورودی حرمسرا قوای محافظی مرکب از چند واحد مستقر است که نزدیک شدن به ساختمان را غیرممکن می‌سازند.

اهل حرم ناچار به تبعیت از سلسله مراتب دقیقی هستند که در آنجا حکمفرماست. مقام و منزلت درجه اول از آن مادر شاه است. پس از او نوبت به زنان شاه و متعه‌های مورد توجه او می‌رسد. بعضی از آنها نام واقعی خود را رها می‌کنند و نام‌های دیگری می‌گیرند مانند: روشنک، سپیده، ستاره، گل حرم.

تعداد خواجگانی که در خدمت این زنان بودند، بستگی به این داشت که زن مورد بحث تا چه اندازه مورد علاقه و لطف شاه باشد.

علی فراهانی / جام​جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها