شما بازیگری هستید که تجربه حضور در سینما و تلویزیون را داشتهاید؛ فکر میکنید کدام یک از این دو وادی بر دیگری ارجحیت دارد و میتواند برای شما بهعنوان بازیگر راضیکننده باشد؟
همه چیز به بازیگر بستگی دارد، برای من بازی در سینما یا تلویزیون تفاوتی نداشته است. گرچه در هر دو رسانه، کارها به لحاظ کارگردانی، شرایط مالی و زمان ساخت با مسائلی روبهروست، اما ماهیت بازیگری در هر دو یکسان است و این بازیگر است که باید خلاقیت و تکنیک لازم را برای ارائه بازی شسته رفته و مطلوب ارائه دهد.
رویه حضور بازیگران جوان را چگونه ارزیابی میکنید؟
با جوانگرایی گسترده موافق نیستم. من در جایگاه یک بیننده تلویزیونی، اگر ببینم در سریالی بازیگر شاخص و چهره بازی نمیکند، آنطور که باید، علاقهای برای پیگیری سریال نشان نمیدهم. به هر روی، کارگردانهای سریالهای تلویزیونی چندسالی است این رویه را در پیش گرفتهاند. اگر این روند حسابشده باشد، حرفی نیست اما بویژه طی سالهای اخیر، برخی سازندگان سریالهای تلویزیونی با هدف پرداخت دستمزد کم، بهجای استفاده از بازیگران زبده و متخصص، از بازیگران آماتور استفاده میکنند که به کار ضربه میزند و شاید در درازمدت به ریزش مخاطب منجر میشود.
طی سالهای اخیر با مجموعه تلویزیونی ملکوت در تلویزیون فعالیت کردهاید. نظرتان راجع به نقشتان در این سریال چیست؟
در سریال ملکوت، با آن که نقش من منفی بود، بازخورد مطلوبی نزد مخاطبان داشته، اما بتدریج و از یک جایی نقش من کمرنگ شد و توجه به سمت دختر جوان سریال رفت.
نکتهای که برخی بازیگران درباره کارهای تلویزیونی اشاره میکنند، نبود فیلمنامهمنسجم است، نظر شما در این باره چیست؟
من هم با این مساله موافقم که اکنون، کمتر به فیلمنامه قوی برمیخوریم. هم در سینما و هم در تلویزیون، مدتهاست با ضعف فیلمنامه مواجهیم. وقتی فیلمنامه که پایه و اساس اثر را تشکیل میدهد، از انسجام و قوت برخوردار نباشد، این مساله به دیگر عوامل کار ضربه میزند و بر کیفیت کل کار اثرگذار خواهد بود.
با توجه به این که تلویزیون فراگیرتر از سینماست و مخاطبان وسیعتری را در بر میگیرد، فکر میکنید جای پرداختن به چه مفاهیمی در سریالهای تلویزیونی خالی است؟
این که میگویید تلویزیون، فراگیرتر از سینما عمل میکند صحیح است، اما فراموش نکنیم کارگردانی باید به عرصه تلویزیون وارد شود که با مولفههای کار دررسانه آشنایی داشته باشد و شناخت و اشراف به این مولفهها نشأت گرفته از آگاهی و تجربه است. چه بسا کارگردانانی بودهاند که در ساخت فیلمهای سینمایی موفق بودهاند اما در تلویزیون نتوانستهاند به ساخت سریالهای خوب بپردازند و موفقیت خود را در این رسانه تکرار کنند. دلیل شکست این است که آنها مولفههای سریالسازی و فعالیت در تلویزیون را بلد نبودهاند. از سوی دیگر همواره براین باورم که اگر یک کارگردان بخواهد ملهم از مسائل روز جامعه به ساخت سریال یا فیلم بپردازد، میتواند عملکرد موفقیتآمیزی داشته باشد، اما اگر دایره سریالسازی به ساخت آثارکلیشهای و سفارشی محدود شود، نتیجهاش روبرگرداندن مخاطب از تلویزیون و رفتن به سمت سریالهای بیمحتوای ماهواره میشود. باید روی نقاط ضعف سریالها کار و آنها را به نقطه قوت بدل کنیم. به عنوان نمونه، مهمترین مشکلی که امروز در سریالهای تلویزیونی دیده میشود، این است که اغلب سریالهای تلویزیونی از شروعی خوب برخوردارند، ولی پایانبندی باورپذیر ندارند.
مدتهاست از بازیگری فاصله گرفتهاید و بیشتر روی فیلمسازی متمرکز شدهاید. در جشنواره امسال فیلم فجر هم فیلم پنج ستاره را از شما خواهیم دید. اگر بخواهید کارگردانی تلویزیونی را تجربه کنید، سعی میکنید به طور مشخص از چه درونمایهای برای ساخت سریال استفاده کنید؟
بییشتر تمایل دارم روی مشکلات زنان در جامعه کار کنم، بویژه زنانی که شوهر خود را از دست دادهاند و با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند. همینطور مقوله بیکاری جوانان که به نظرم معضل بزرگی برای اغلب خانوادههاست. به هرحال بدم نمیآید سریالسازی را تجربه کنم. اگر قرار باشد در این وادی فعالیت کنم، سعی میکنم به سمت و سوی مفاهیمی بروم که برای مخاطب قابل لمس باشد و بداند دردهایش در قالب سریال تلویزیونی آسیبشناسی شده است.
ظاهرا سریال دیگری هم آماده پخش دارید؛ کاری از علی ژکان که قرار است روی آنتن برود.
بله، این سریال «قهر و آشتی» نام دارد و آقای ژکان آن را ساخته است. متاسفانه مدتی است کهاینکار بهدلیل مشکلاتی در زمینه تأمین بودجه تعطیل شده است. امیدوارم موانع پیش روی سریال هرچه زودتر مرتفع شود و کار پس از مراحل نهایی، از تلویزیون آماده پخش شود.
آزاده صالحی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم