در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افراد گوناگونی که در قهوهخانهها رفت و آمد میکردند ، باعث میشدند مردم از احوال طبقات مختلف و آداب و رسوم آنان و حتی دانش و آگاهی ایشان استفاده کرده و اطلاعات خویش را وسعت بخشند، برای مثال از شاعران شعرهای بدیع و نغز و از سیاحتگران اوضاع ممالک دیگر و از تجار وضع تجارت و از سیاستمداران اوضاع کشوری و... را جویا میشدند و این موضوع بخصوص در دوران صفوی گسترش عمدهای بین ایرانیان پیدا کرده و اعتبار یافت. چنانچه مرحوم مرتضی راوندی در کتاب زندگی ایرانیان در خلال روزگاران مینویسد: طبقات مختلف مردم از اعیان و رجال دربار و سران قزلباش [منظور دوران صفویه است] تا شاعران، اهل قلم، نقاشان و سوداگران برای گذراندن وقت، دیدار دوستان و سرگرم کردن خود به بازیهای مختلف، مناظرات شاعرانه، شنیدن اشعار شاهنامه، حکایات، قصص و... به آنجا میرفتند.
تجمع در قهوهخانهها باعث میشد نوعی صمیمیت و مودت بین افراد به وجود آید و شاید با تعارف یک استکان چای طرح یک دوستی عمیق و صمیمی ریخته میشد یا با دریافت لقمهای غذا از شخصی به منظور مشارکت در غذای فرد بنابر سنت حق نمک تا آخر عمر پیوندی عمیق برقرار میشد.
در این مکانها مردم فارغ از کار روزانه برای استراحت و گذراندن اوقات فراغت خویش آمد و شد میکردند و در این رفت و آمدها و برخوردهای مداوم اخبار محله، منطقه یا شهر و کشور بین افراد مبادله میشد، مثلا از حال فلان دوست و همشهری جویا میشدند تا احیانا کسالتی عارض یا مشکلی روی نداده باشد یا عزل و نصبهای کشوری و اقدامات فلان شاهزاده یا احوال ملوک کشوری و سردمداران حکومت مورد بحث قرار میگرفت و گاهی به نقد و بررسی میکشید و اخبار معترضان رد و بدل میشد و گاهی اشعار اعتراضی با صدای بلند و رسا برای دیگران قرائت میشد.
در این جمعها به رسیدگی احوال مردم میپرداختند و جوانمردان با اطلاع از حال یکی از نیازمندان به دستگیری و کمک همت گماشته و با اعلام در قهوهخانهها و اقدام به گلریزان رفع نیاز شده و حاجتی را برمیآوردند.
در این میان، نقش فتیان و منتسبان به زورخانه نیز حائز اهمیت است، زیرا آن افراد که مورد وثوق اهل محل بودند و چهرهای آشنا و محبوب به شمار میرفتند با حضور در قهوهخانهها امکان ارتباط بیشتر و بهتر با مردم و رسیدگی به نیازها و در مواردی تظلمات روی داده به حل معضل اقدام و احقاق حق میکردند که وجود این جوانمردان و ورزشکاران پیوندی بین قهوهخانه و زورخانه ایجاد میکرد.
نقالی و پردهخوانی نیز در این مکانها بسیار جذاب و موثر بود، زیرا جوانان با داستانهای حماسی و مذهبی آشنا میشدند و روحیه جوانمردی و پهلوانی را در خود میپروراندند و با آداب و اخلاق جوانمردان رشد و نمو میکردند و طبق این آموزهها نوعی مرام برای خود متصور شده که عدول از آن را جایز نمیشمردند.
در این باره در کتاب قهوهخانههای ایران آمده است: پس از جا افتادن قهوهخانه میان مردم، زورخانه و قهوهخانه دو نهاد پیوسته به هم را در راه تقویت روحیه ملی و مذهبی مردم در جامعه شکل دادند... باستانیکاران و قهوهخانهنشینان چشم و گوششان پیوسته با اشکال و شمایل پهلوانان تاریخ قومی و دینی و وصف و بیان دلاوریها و مردانگیهای حماسهسازان در تماس بود و هر چه میشنیدند قصه قهرمانیها و رادمردیها بود و بس.
همچنین نقاشیهای قهوهخانهای، کاشیکاریها و خطاطیهای موجود بر در و دیوار قهوهخانه که باز تداعی حماسههای ملی و مذهبی کرده یا روحیه درویشی و خاکساری را القا مینمود جالب توجه است، مثلا هنگام نوشیدن چای یا صرف غذا چشم مردم به تابلوها و کاشیکاریهای زیبا با نقوش رزم رستم و دیو سفید یا شمایل مولا علی(ع) یا درویشی با تبرزین و کشکول میافتاد و قطعا این تصاویر چشمنواز در ذهن بیننده نقش بسته و خیال وی را به پرواز درمیآورد و شاید یکی از این تصاویر وی را مجذوب میکرد و آمال و آرزوی خود را شبیه شدن به صاحب عکس میدید، مثلا آرزو میکرد درویشی فارغ از قیل و قال زمانه باشد که با آواز هو یاعلی دل در گرو مولا میبندد یا جوانمردی پاکباز و والامنش برای دستگیری از خلق خدا یا پهلوانی با خوی و خصال حیدری شود.
قهوهخانهها جای مناسبی برای درددل و حل مشکلات زندگی دور از خانه و خانواده بود، شاید غریبهای که در کنار فرد نشسته با سیمای آشنای خویش درد انسان را بهتر از هر آشنایی بشنود و لااقل سنگ صبوری شود بر بار سنگین روزگار که بر دوش گوینده سنگینی میکند تا لااقل اندکی سبک شود و شاید بعد از آن هیچ وقت همدیگر را ملاقات نمیکردند یا با ابراز مشکل در جمع و استفاده از تجربیات دیگر افراد حاضر و حتی سالخوردگان یا باسوادان حاضر در جمع آن امر مرتفع میشد.
در کل وجود قهوهخانهها مکانی مناسب برای اجتماعات مردمی محسوب میشد تا در آن علاوه بر گذران ساعات فراغت و بیکاری، هم چیز تازهای بیاموزند و هم از اخبار مهم آگاه شده و نیز دیداری از آشنایان و هممحلیها کرده باشند و در این میان فرهنگی عظیم با سنن و آدابی عمیق و مبتنی بر احساسات پاک انسانی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد و مرام مردی و مردانگی در سطح عوام نشو و نما میکرد.
امیر هاشم پور / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: