حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
انبوهسازی و ساخت و ساز در کشور ما هنوز ناشناخته است، گرچه این روزها به هر کجا نگاه میکنید ساختمان نوسازی میبینیم. در واقع، ساختمانهایی که به اصطلاح یتیم هستند و کسی هم پای درستی و خرابی آنها نمیایستد و هر کسی که خانه یا آن ساختمان را بخرد باید پای همه مشکلات و سختیهای داشتن چنین ساختمانی بایستد. از نظر شما چرا ساخت و ساز در کشور ما تا این حد آشفته و بیسامان است؟
به نکته خیلی خوبی اشاره کردید. این مساله از دیرباز در کشور ما وجود داشته و هر کسی به خودش اجازه میدهد وارد کار ساخت و ساز شود. فقط کافی است یک بار فردی اراده کند و با دوستانش جمع شوند و ساختمانی را خراب کنند و آپارتمانی بسازند و از قضا این ساختمان هم خوب یا بد ساخته شود. پس از آن، این جمع یا فرد فکر میکنند ساختمانسازی را میتوانند دنبال کنند و این کار مشکلی ندارد!
حالا این فرد هر شغلی که داشته باشد مهم نیست، مهم این است که پول دارد و برای ساخت و ساز اقدام میکند و این کار را ادامه میدهد. ورود به شغل ساختمانسازی و کار کردن در این حوزه به همین شکل بوده و کم و بیش به همین شکل هم هنوز ادامه دارد.
چه عاملی باعث شده افراد، بیضابطه و بدون اطلاعات وارد این شغل شوند؟
هنوز به علت این موضوع پی نبردهایم چه عاملی باعث شده این افراد به این شغل و فعالیت وارد شوند. ممکن است فردی که به این شغل وارد میشود به دنبال کسب و سود و درآمد باشد؛ اما چرا مردم سرمایه خود را به دست این افراد میسپارند و به افرادی که اطلاعی از این شغل و فعالیتهای آن ندارند، اعتماد میکنند. دلیلش این است که مردم و متقاضیان مسکن و ساختمان اصلا برایشان مهم نیست ساخت این ساختمان به دست چه کسی انجام شده، آیا این فرد یک متخصص بوده یا نه، این ساختمان را چطور و با چه شیوهای ساخته نیز اصلا مهم نیست. مردم حتی اگر از این موضوع هم اطلاع نداشته باشند باز هم همان ساختمان و بنا را خریداری میکنند. در حالی که اگر مشتری به این موضوع توجه کند و هر ساختمانی را خریداری نکند، ممکن است همین موضوع عاملی شود که هر کسی بیاطلاع و به صرف ساخت یک ساختمان وارد این شغل نشود.
راهحل این مشکل کجاست و چطور میشود این مشکل را پیگیری و حل کرد؟
به عنوان مثال کاربردی بگویم ، نخستین قدمی که در این باره میتوان برداشت اعطای پروانه است. در حال حاضر، مالک زمین و ساختمان براحتی میتواند تقاضای پروانه ساخت کند. شهرداری هم که قصد دارد پروانه را صادر کند و پول دربیاورد، میگوید یک مهندس ناظر را نیز معرفی کنید تا پروانه صادر کنیم. در حالی که اصلا پروانه نباید به نام شخص یا مالک صادر شود. مثل همه دنیا فردی که خواستار صدور پروانه است باید با شرکت یا فردی قرارداد ساخت امضا کند که در این کار سابقه دارد و در این کار متخصص است و پرونده دارد. بعد این فرد (حقیقی یا حقوقی) به دنبال کارهای شروع برای ساخت بنا میرود.
وقتی این مسئولیتها و مراجع را نداریم و روند کار هم به این شکل پیش نمیرود، هر فردی خودش اقدام کرده و فکر میکند انجام دادن این کار توسط خودش خیلی راحتتر و شاید هم ارزانتر است. نتیجهاش هم این میشود ساختمانی که باید حداقل صد سال عمر کند زیر 25 سال یا حداکثر 30 سال عمر میکند و این یعنی اتلاف سرمایههای ملی و منابعی که باید صرف توسعه کشور بشود.
با توجه به شرایط موجود آیا آماری از ورود به این صنعت یا تعداد غیرمتخصصها دراین حوزه وجود دارد؟
اساس به وجود آمدن کانون انبوه سازان هم همین هدف بود. ما میخواستیم هر کسی به آسانی و براحتی وارد این شغل نشود. در این کانون هر شرکتی که عضو شود صلاحیتش سنجیده شده و با توجه به دانش فنی این شرکتها درجهبندی میشود. الان خود وزارت راه و شهرسازی وارد این موضوع شده و در تائید صلاحیتها نظارت دارد. پروانه صلاحیتی که صادر میشود باید با امضای معاون وزیر یا مدیرکل هر استان باشد. بنابراین تائید صلاحیت علمی وجود دارد. حال باید شهرداری که به عنوان صادرکننده پروانه ساخت مطرح است به این پروانه و شناسنامه کار حتما توجه کرده و براساس آن مجوز صادر کند.
ما در این باره تلاش کردیم، اما این شهرداری است که باید به این نکته توجه کند و پروانه را برای هر کسی صادر نکند. چون با تمام تلاشهایی که ما انجام دادیم اگر این مانع وجود نداشته باشد هیچ اتفاقی نمیافتد و بازهم هر کسی براحتی به خودش اجازه میدهد به این شغل وارد شود. ما کلی زحمت کشیدیم، دانش فنی مهندسان و کارکنان، تعداد و نوع ماشینآلات شرکتها و عملکرد و سابقه آنها را بررسی کردیم و به آنها درجه و پروانه صلاحیت ساخت دادیم. وقتی شهرداری همکاری نمیکند همه این زحمات به هدر میرود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....