پیامی به فرانسه به قلم سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان

جام جم آنلاین: در حالی که این مقاله را می نویسم، کشورم بر اثر یکسری رویدادهای داخلی آمیخته با تحولات بین المللی در مرحله بسیار سخت و تهدیدآمیز بسر می برد ، این رویدادها موجب می شود تا لبنانی ها یکپارچگی شان را حفظ نمایند و دوستانشان در جهان و در پیشاپیش آنان فرانسه نیز با مردم لبنان اعلام همبستگی کنند.
کد خبر: ۶۳۱۴۱

فرانسه کشوری است که با او روابط گوناگون فرهنگی و تاریخی و منافع مشترک داریم و دیدگاه مان نسبت به بسیاری از مسایل سیاسی کنونی جهان با یکدیگر نزدیک است و بدیهی است که آرزوی فراوان داریم در جایی زندگی کنیم که حق و صلح در آن حاکم باشد.
در سال 1982 ارتش اسرائیل به بهانه واهی و با پشتیبانی نامحدود امریکا، به لبنان یورش برد تا با این حمله، اهداف راهبردی و اقتصادی گوناگونی را تحقق ببخشد. ارتش اسرائیل در برابر دیدگان افکار عمومی جهان بیروت را اشغال کرد و دولت های جهان بجز برخی تحرکات محدود دیپلماتیک و یا اعلام همبستگی با لبنان و یا انتشار بیانیه در محکومیت این اقدام خم به ابرو نیاوردند. همه این موضع گیری ها سودمند نبود و در نتیجه این یورش دهها هزار لبنانی شهید و زخمی شدند و ویرانی های سنگینی در ساختار اقتصادی این کشور و آسیب های روحی و اجتماعی و مادی فراوانی به بار آمد که کشور لبنان و مردم آن همچنان تاکنون از آن رنج می برند. در پی این یورش جریانات گوناگون مردم لبنان به رغم نابرابری موجود در موازنه قدرت نظامی و سیاسی به صورت گروهی و انفرادی به مقاومت با اشغالگری و پیامدهای آن برخاستند، مردم دردمند لبنان با نثار اشک و خون به خاطر عشق به میهن به مدت 20 سال به رویارویی با دشمن اشغالگر برخاستند.
در دوران اشغال لبنان دو جنگ سنگین و ویرانگری در سال های 1993 و 1996 روی داد اما رزمندگان مقاومت سرانجام موفق شدند با وادار کردن اشغالگران به خروج از کشورمان به پیروزی درخشانی نایل آیند. مگر بخش کوچکی از سرزمین میهن به نام کشتزارهای شبعا که همچنان در اشغال قرار دارد.
شکی نیست که حزب الله بازوی کوبنده و شاهرگ اصلی جنبش مقاومت لبنان بر ضد اشغالگران را تشکیل می داد و به برکت اراده و فداکاری لبنانی ها و برخورداری از پشتیبانی برادرانش به ویژه سوریه و ایران توانست اهدافی را تحقق بخشد که یکی از برجسته ترین سرفصل تاریخ لبنان نوین به شمار می آید. در این میان نقش ارزنده فرانسه در دستیابی به تفاهم نامه آوریل سال 1996 که به موجب آن درها در برابر عملیات مقاومت در میدان نبرد گشوده شد، و این تفاهم نامه به حرکت مقاومت مشروعیت بین المللی بخشید.
از سال 2000، تاریخ آزادسازی بیشتر خاک لبنان، این کشور همچنان مورد تجاوز و تهدید هوایی اسرائیل قرار دارد که از نظر اصولی امکان پایان دادن به آن نیست. و چه بسا سازمان ملل متحد نیز بارها نسبت به آن ابراز نگرانی کرده است. افزون بر آن تعدادی از مسوولان اسرائیل نیز پی در پی امنیت و حاکمیت لبنان و تمامیت ارضی و قلمرو آبی و ساختار اقتصادی این کشور را که با هزینه سنگین بازسازی شده تهدید می کنند. این در حالی است که مقاومت در مرزهای بین المللی به موضع دفاعی متعهد می باشد و برای مقابله با هر تجاوز احتمالی اسرائیل که ممکن است خسارت های جبران ناپذیری به کشورمان و مردم مان وارد آید و سراسر منطقه خاورمیانه را با خطر جدی مواجه سازد ، در چارچوب سیاست راهبردی دولت و با هماهنگی ارتش لبنان عمل می کند.
سلاح مقاومت، قدرت دفاعی راهبردی لبنان را تشکیل می دهد که تحت هر شرایطی اعم از تهدید و یا فشار امکان چشم پوشی از آن را ندارد، زیرا چشم پوشی از آن به معنی قرار دادن لبنان و مردم آن زیر آتش سلاح های سنگین اسرائیل است که در طول دهه های گذشته سابقه تلخی از آن دارند و درد و رنج های فراوانی کشیده اند. چشم پوشی از سلاح مقاومت به مفهوم چشم پوشی از آزادی و استقلال واقعی و حق تعیین سرنوشت آینده و پیشرفت لبنان است. و به همین دلیل است که دیپلمات های اسرائیل با پشتیبانی صریح امریکا و حمایت لابی صهیونیستی که در کشورهای جهان پایگاه دارند، به کشورهای گوناگون سفر می کنند تا شاید بتوانند نام حزب الله را در فهرست سازمان های تروریستی قرار دهند و از نظر حقوقی به مشروعیت مقاومت آسیب برسانند. چه امریکا و برخی کشورهای وابسته و محافل صهیونیستی، با استفاده از ابزارهای مالی و تبلیغاتی اولین کسانی بودندکه با این هدف اسرائیل همراهی کردند. شکی نیست که قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل متحد که در چارچوب یک سازش بزرگ میان امریکا و فرانسه و براساس تلاش ها و منافع اسرائیل و به زیان منافع کشور کوچک ما لبنان صادر شد، که شرایط پیچیده داخلی لبنان به ویژه تمدید سه ساله مدت ریاست جمهوری امیل لحود با آن بی ارتباط نبوده است.
بند اول قطعنامه 1559 شوای امنیت خواستار خروج ارتش های بیگانه از لبنان شده است و منظور ضمنی از ارتش های بیگانه قوای سوریه است. من این بند را بخش مربوط به خواست فرانسه در قطعنامه می نامم. در حالی که بند دوم را که در آن خواستار خلع سلاح شبه نظامیان و منظور آن مقاومت لبنان است بخش امریکایی قطعنامه می نامم. در نتیجه آمیختگی دو بند مزبور، نوعی سازش مقطعی در روابط متشنج امریکا و فرانسه به سبب بحران عراق و کشمکش های گوناگون تجاری و مسایل امنیت اروپا به وجود آمد که بی تردید این سازش به سود اسرائیل، و به زیان کشور لبنان که دوست قدیمی و همیشگی فرانسه است تمام شد. با صدور این قطعنامه لبنان ناگهان خود را در رویارویی با مثلث سه بعدی یافت. یک بعد آن را دشمن صهیونیستی تشکیل می دهد که در آن سوی مرز در انتظار خلع سلاح مقاومت کمین کرده است.
بعد دوم آن را سازمان ملل متحد با یکه تازی امریکا در چارچوب جنگ بازدارنده بر ضد آنچه که تروریسم می نامد تشکیل می دهد که در نتیجه این جنگ بازدارنده کشورهای افغانستان و عراق به اشغال درآمدند. بعد سوم این مثلث بروز آشفتگی داخلی در سایه آسمان ناپایدار لبنان است که به وجود آن اذعان داشته ایم. حال موضع گیری در قبال این قطعنامه هر چه بوده باشد اما به طور تاکید باید اذعان داشت که به یک واقعیت انکارناپذیر تبدیل شده و توانسته آشفتگی و شکاف بزرگی در لبنان و خاورمیانه به وجود بیاورد و امریکا که با تمام توان می کوشد سلطه خود را به تنهایی بر سراسر خاورمیانه بگستراند و همه ثروت ها و منابع طبیعی به ویژه منابع انرژی آن را غارت کند از این قطعنامه بهره برده است. روز 14 فوریه سال جاری ، در پی وقوع جنایت هولناکی در بیروت، رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان جان خود را از دست داد، مردی که در نتیجه تلاش های خستگی ناپذیر برای بازسازی و خدمت به کشورش همواره در تاریخ معاصر لبنان مورد توجه قرار داشته و برای همه آشنا بوده است. بیش از این که میان من و او دوستی و همدلی و اتفاق نظر گسترده درباره بسیاری مسایل بنیادین همچون امنیت و سرنوشت مردم لبنان به وجود آید ، روابط میان حزب الله و حریری در برخی مسایل داخلی با فراز و نشیب و اختلاف نظر و یا اتفاق نظر توام بوده است. من و او درباره نهایت نیاز به ادامه موجودیت و یکپارچگی افراد و سلاح مقاومت و آماده باش آن برای رویارویی با هرگونه تجاوز احتمالی اسرائیل اتفاق نظر کامل داشتیم، و آمادگی و ادامه حضور مقاومت را در چارچوب راهبرد دفاعی دولت لبنان می دانستیم. من و حریری درباره ضرورت بنیان گذاری دولت نوین و عادلانه در لبنان که ضامن امنیت و عدالت و ضرورت فراهم شدن شرایط برابر اشتغال برای همه فرزندان آن و داشتن آینده درخشان به دور از طایفه گری نفرت آور اتفاق نظر داشتیم. من و حریری در زمینه اجرای دقیق منشور موافقتنامه طائف پایبند بودیم و آن را ستون استوار توافق سیاسی طرح نوسازی لبنان می دانستیم.
حادثه بزرگ ترور حریری همه لبنانی ها را پریشان و سراسیمه کرد و به جای حفظ همبستگی و یکپارچگی لازم برای رویارویی با پیامدهای ناگوار این ترور، در جامعه لبنان شکاف خطرناک بروز کرد، همه جریانات سیاسی در برابر یکدیگر به جبهه گیری برخاستند، با وجودی که خون حریری هنوز خشک نشده بود، به گونه بی سابقه از خون او برای دامن زدن به آشوب و تفرقه و بسیج عمومی بر ضد یکدیگر بهره برداری کردند. در این میان به رغم این که دلایل مستندی درباره عاملان ترور در دست نداشتند یکدیگر را به اتهامات ناروا بستند، در این اتهامات، مقام های لبنان و سوریه مسوول ضمنی این جنایت زشت معرفی شدند. این هرج و مرج و آشوب درها را به سوی دخالت بیگانگان که فرصت را برای اجرای فوری قطعنامه 1559 و تهدید امنیت لبنان و بر باد دادن امنیت دفاعی و ثبات این کشور طلایی یافته بودند گشود. بنابراین ما و هم پیمانان خود برای کشف حقایق و واقعیت های جنایت ترور حریری و فرستادن پیام دوجانبه به هموطنان خود و به جهانیان ناچار شدیم در خیابان ها به تجمع و راهپیمایی دست بزنیم. به همین دلیل روز 8 مارس سال 2005 در میدان ریاض الصلح (در مرکز بیروت) تظاهرات راه انداختیم و در آن پایبندی خود را به موافقتنامه طائف دوباره مورد تاکید قرار دادیم. همچنین در آن تظاهرات جریانات مخالف گوناگون را به گفتمان واقعی و جدی برای حل همه مسایل مورد اختلاف و بدون استثناء و تن دادن به اراده و خواست مردم لبنان از راه برگزاری انتخابات آزاد فراخواندیم. در آن تظاهرات همچنین نیاز مبرم خود را به لزوم حفظ سلاح مقاومت تا زمانی که تهدیدهای اسرائیل در آن سوی مرز عملا وجود دارد مورد تاکید قرار دادیم. ما آمادگی خود را برای بحث و گفتگو درباره همه مسایل سرنوشت ساز کشورمان از جمله موضوع مقاومت را اعلام کردیم، بدیهی است که مخالفت نهایی خود را با هرگونه دخالت خارجی که به حاکمیت حق لبنان و آزادی و استقلال کامل کشورمان آسیب می رساند اظهار داشتیم.
عقب نشینی ارتش سوریه از لبنان که از سال 1976 آغاز شد، روز 30 آوریل جاری پایان می یابد. سوری ها در این مدت موفق شدند به جنگ داخلی و یکپارچه کردن ارتش، و بازسازی واحدهای نظامی و نهادهای سیاسی لبنان پایان دهند. لبنانی ها نیز به برکت حمایت آشکار و مستمر سوریه توانستند ارتش اشغالگر اسرائیل را از سرزمین خود بیرون برانند، ما خود را مدیون پشتیبانی سوریه می دانیم و از آن قدردانی و سپاسگذاری می کنیم. نباید فراموش کرد که به موازات این پشتیبانی، اشتباهاتی نیز توسط مسوولان لبنان و سوریه روی داد که رئیس جمهوری سوریه به طور علنی و با شجاعت به آن اشاره نمود. این اشتباهات بود که به روابط بیروت و دمشق آسیب رساند، این در حالی است که ما همواره، خواهان روابط ممتاز و ویژه با سوریه بوده ایم و داشتن چنین روابطی را پیش از همه چیز به سود لبنان می دانیم. زیرا که سوریه در سایه نبود سازش سیاسی در منطقه سپر راهبردی ما را تشکیل می دهد. سوریه عمق اقتصادی و دریچه لبنان به کشورهای عربی و جهان را تشکیل می دهد. بنابر این گسترش این روابط بر مبنای اصول بنیادین در درازمدت به سود مردم دو کشور و یکی از اولویت های مردم لبنان در مرحله آینده است.
اکنون که عقب نشینی کامل ارتش سوریه از لبنان در شرف تکمیل است و قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل کمیته تحقیق درباره جنایت ترور شهید رفیق حریری صادر شده است ، و آن دو خواست اصلی مخالفان دولت لبنان را تامین کرده است، جا دارد راههای خروج از بن بست کنونی را جستجو کنیم. من در این مقاله بار دیگر همه جریانات سیاسی لبنان را به گفتمان جدی و سازنده به منظور سازندگی آینده و درخشان برای نسل های آینده براساس اصول ثابت و پایبندی به وحدت ملی، و همزیستی مسالمت آمیز میان مسلمانان و مسیحیان، و رد هرگونه برتری جویی طایفه و مخالفت با روی آوردن به اسلحه برای حل مشکلات فیمابین و بازگشت به جنگ داخلی و پایبندی به آزادی و دمکراسی و در نظر گرفتن سیستم انتخابات عادلانه و حق انتخاب سالم و سازندگی دولت نوین و قانونمند و رد هرگونه دخالت بیگانه در امور داخلی کشورمان فرا می خوانم.
فرزند حزب الله لبنان دوستی خود را نسبت به فرانسه که نقش ارزنده در تبلور و اجرای تفاهم نامه آوریل سال 1996 و نیز در عملیات اصلی مبادله اسیران لبنانی در زندان های اسرائیل داشته است فراموش نمی کنند. همچنین از فرانسه به عنوان یک کشور دوست که همه مردم لبنان به ارزش های دوستی، تسامح، صلح و دمکراسی آن کشور ارج می نهند، دعوت می شود به پیشبرد گفتمان ملی و آشتی داخلی کمک کند.
فرانسه نباید فراموش کند که نقش او در صدور قطعنامه 1559 احساسات بسیاری از مردم لبنان را برانگیخته است.
لبنانی ها هر چند به نظام منافع پیچیده و ناپایدار و متغیر بین المللی اعتقاد دارند اما در عین حال علاقه ندارند فرانسه را اسیر سلطه طلبی و فزونی خواهی وحشیانه امریکای تجاوزگر ببینند، نباید از یاد ببریم که بسیاری از مسایل اصلی و پیچیده منطقه، به دلایل جغرافیایی و سیاسی و فرهنگی شاخه دار در کشورمان خلاصه شده است ، این مسائل در کشورمان اثر می گذارد و کشورمان را تحت تاثیر پیامدهای خود قرار می دهد. مگر نه این است که امریکا با اشغال عراق، به ثبات منطقه ضربه جبران ناپذیر وارد آورده و عوامل بحران زای جدیدی را آفریده است. این عوامل بحران زا، کشورهای ایران و سوریه و ترکیه را که همسایگان عراق هستند مورد تهدید قرار داده است. با وجودی که مردم فلسطین برای آزادسازی سرزمین های اشغالی و دستیابی به حقوق کامل خود ونیز رسیدن به آزادی و استقلال واقعی مبارزه شرافتمندانه را ادامه می دهد، در همین حال اسرائیل ضمن ادامه اشغال بلندی های جولان از سال 1967 تاکنون از اجرای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل خودداری می کند و در همین حال با بی توجهی به خواسته های محافل و مجامع بین المللی ، به گسترش زرادخانه سلاح های هسته ای خود ادامه می دهد. با وصفی که گذشت مردم لبنان هرگز توانایی رویارویی با چالش های آینده را ندارد، مگر این که اتحاد و یکپارچگی خود را حفظ کرده باشند، من اطمینان کامل دارم که کشور کوچک و زیبای مردم لبنان شایستگی ادامه حیات را دارد، مردم لبنان شایسته اند آزاد و سربلند در کشورشان زندگی نمایند.


مترجم حسن خامه یار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها