پرونده محافل ادبی

کانون شعر شیعی روزگار ما

نگاهی به دلسروده‌های رضوی شاعران پارسی

در سایه‌سار ماه خراسان

شعر مذهبی و جریانی که با عنوان شعر آیینی شناخته می‌شود، در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. برای این مهم می‌توان عللی را برشمرد که البته رشد احساسات پاک دینی و مذهبی و علاقه‌مندی گروه‌های هدف و مخاطب به بهره‌مندی از جلوه‌های ادبی ازجمله مهم‌ترین این مواردند.
کد خبر: ۶۳۰۴۸۱
در سایه‌سار ماه خراسان

در این میان نباید از کنار کنگره‌ها، سوگواره‌ها و جشنواره‌هایی که محتوای دینی و مذهبی را به عنوان محور سرایش شعر قرار می‌دهند بی‌تفاوت گذشت. حجم بالای کمی و عددی این جشنواره‌ها و میل شاعران بخصوص نسل‌های جوان‌تر و نوآمده شعر به حضور در این رویدادها و تجربه تریبون‌های تازه، سبب خلق آثار فراوانی شده که در میان آنها فارغ از قوت‌ها و ضعف‌های احتمالی تکنیکی، می‌توان بروز و ظهور همان احساسات پاک دینی را به تماشا نشست.

در این میان و در کنارگونه‌های شعر نبوی و علوی و فاطمی و خصوصا عاشورایی و مهدوی، جریانی پرقدرت با عنوان شعر رضوی در حال بالندگی و شکل‌گیری است که نمی‌توان بدون بررسی جدی آن مدعی درک شعر دینی این روزگار شد.

سایه گسترده امام رئوف و مهربان حضرت سلطان اباالحسن علی بن موسی‌الرضا المرتضی(ع) بر خاک ادب‌خیز ایران زمین انوار درخشانی را به مردم این کهن دیار حق‌طلب عنایت فرموده است. در حوزه ادب و شعر این کرامت آنجا دلنشین‌تر جلوه می‌کند که سرزمین عشق‌ورزی با امام غریبان مهد شعر پارسی دیار سخن سرایان ارجمند خراسان است و جمله این موارد سبب شده جریان شعر رضوی علاوه بر دیرینگی جریانی فاخر و والامقام باشد.

در لسان عرب شعرهایی درخشان در شان حضرات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام سروده شده که برای علاقه‌مندان حضرت امام رضا(ع) حکایت تشرف دعبل به محضر ایشان و آن قصیده معروف با مطلع زیر شنیدنی است:

مدارس آیات خلت من تلاوه

و منزل وحی مقفر العرصات

و دو بیت پایانی که حضرت شخصا به قصیده دعبل افزودند:

و قبر بطوس یالها من مصیبه

الحت علی الاحشاء بالزفرات

الی الحشر حتی یبعث الله قائماً

یفرج عنا الهم و الکربات

«و قبری در طوس، مزاری اندوهبار و آتش ریز و داغ‌انگیز، مزار غریبی که قلبش از غصه و اندوه لبریز است تا آنگاه که خداوند قائم را برانگیزد و داغ و غم از دل‌ها بگیرد.»

در شعر فارسی نیز کنکاش‌هایی درخصوص یافتن کهن‌ترین نمونه اشعار رضوی صورت گرفته که در نهایت به قصیده‌ای از جناب سنایی شاعر نام‌آور ادب پارسی رسیده‌اند:

دین را حرمی است در خراسان

دشوار تو را به محشر آسان

از معجزه‌های شرع احمد

از حجت‌های دین یزدان

از رفعت او حریم مشهد

از هیبت او شریف بنیان

... باری این جریان پس از قصیده سنایی، در میان بسیاری از شاعران ادب پارسی با اقبال مواجه شده و از خاقانی و جامی و وحشی تا حزین و واعظ و اشرف مازندرانی و فرخی و بهار، هر کس به قدر همت خویش سعی در ثبت ارادت به زبان هنر داشته‌اند.

روضه پاک رضا دیدن اگر طغیان است

شاید ار بر ره طغیان شدنم نگذارند (خاقانی)

علی بن موسی‌الرضا کز خدایش

رضا شد لقب چون رضا بودش آیین (جامی)

نخل باغ دین علی موسی جعفر که هست

بتغ قدر و رفعتش را ثابت و سیار گل (وحشی بافقی)

تا مدح گویم از سلطان دین رضا

آن آفتاب دین ارواحنا فدا (فرخی یزدی)

در روزگار ما تا عصر انقلاب اسلامی نیز شاعران بسیاری نام خویش را در قافله عاشقان حضرت ثبت کرده‌اند. از شهریار و اخوان ثالث و قیصر امین‌پور تا گرمارودی و قزوه و سهیل محمودی هریک شعرهایی به یاد ماندنی سروده‌اند و همان گونه که در ابتدا گفتیم در سال‌های اخیر این کاروان از نسل شاعران جوان بی‌شمار، همراه و همدل دارد:

من که دست پدر خویش نمی‌بوسیدم

مشهد توس فراخواند به پابوس مرا (اخوان ثالث)

کاش من هم عبور تو را دیده بودم

کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند (قیصر امین پور)

در این مجال شایسته است پس از نگرشی بر دیروز و امروز دلسروده‌های عاشقان امام مهربانی‌ها، به بررسی چند نکته بپردازیم. هرچند مجال کوتاه این دست نوشتارها فرصت بررسی جامع و همه‌‌جانبه را می‌گیرد، اما می‌توان مختصر نگاهی به دریای ارادت شاعران انداخت و از خرمن عاشقی‌هایشان خوشه‌چینی کرد:

ـ بخشی از سروده‌های گذشتگان، محصول سفر به خراسان و زیارت بوده است. چنین سفری در گذشته با انبوه معضلات سفر در آن روزگار و حتی در همین روزگار و عصر سهولت سفر، تجربه‌ای گرانبها با خویش به همراه داشته است.

در باب شعر سنایی گمانه‌زنی شده است که محصول سفر وی به خراسان بوده و شاهد سفر را نامه‌نگاری وی با خیام دانسته‌اند. یکی از قصاید مدحیه رضوی خاقانی شروانی را نیز محصول اشتیاق سفر به خراسان در عهد استواری خوارزمشاهیان و رونق شاعری در آن روزگار دانسته‌اند:

چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند

عندلیبم به گلستان شدنم نگذارند

نیست بستان خراسان را چون من مرغی

مرغم آوخ سوی بستان شدنم نگذارند

اشرف مازندرانی نیز در قصیده‌ای از بعد از گلایه از «عمری ترددهای بیجای سفر و روی دست از دستبرد روزگار خوردن» چنین آرزو می‌کند:

آرزو دارم که جایم در پناه خود دهی

تا بسایم از تفاخر بر سر اوج اعتبار

در روزگار مانیز استاد شهریار از امید به زیارت و سفر می‌گوید:

ای دوست آستان تو می‌بوسم

هر جا بود نشان تو می‌بوسم

بخت ار مدد کند چو فلق هر صبح

ایوان دلستان تو می‌بوسم

اخوان ثالث آشکارا از شوق سفر به توس می‌گوید:

بعد چهل سال که ری داشت چو محبوس مرا

می‌کشد عشق دگرباره سوی توس مرا

ـ زاویه‌ای دیگر که در اشعار گذشته‌گان تا امروز قابل تامل است مدح و ثنای شخصیت والای حضرت امام رضا(ع) همراه باشرح گوهر ناب آن وجود نایاب است. توجه به ابعاد مختلف وجودی زندگی حضرت و بهره‌مندی از حکایت‌های متعدد زندگی آن امام همام که برخی برای شاعران بسیار مضمون سازند.

در شعر سنایی علاوه بر تلمیح‌های گذرا و اشاره کلی به برخی از جلوه‌های زندگی حضرت می‌خوانیم:

قرآن نه در او و او اولوالامر

دعوی نه و با بزرگ برهان

از خاتم انبیا در او تن

از سید اوصیا در او جان

واعظ قزوینی شاعر قرن یازدهم هجری در قصیده مناجات خویش به مطلع «یارب به فضل خویش گناهان ما ببخش» به بعد علمی وجود آن حضرت که عالم آل محمد «صلی‌الله علیه و اله و سلم» هستند اشارتی کوتاه می‌کند:

این نامه‌ها ز گریه کاظم بشو به جرم

این جهل‌ها به دانش و علم رضا ببخش

در میان معاصران قیصر امین‌پور در غزل معروف خویش در بیتی زیبا به حدیث سلسله‌الذهب اشاره می‌کند:

از نشابور با موجی از لا گذشتی

ای که امواج توفان تو را می‌شناسند

سهیل محمودی نیز همین مفهوم را بیان کرده است:

منشور نشابور سرسلسله نور

با حکمت و راییم، یا ضامن آهو!

علیرضا قزوه نیز با نگاهی معرفتی از سفر سلوک وار خویش می‌گوید:

ای سوره ​ اعراف من ای قبله هشتم

در ظلمت من پنجره‌ای باز کن از نور

برقراری پیوند میان زندگی روزمره و مفاهیم شعر رضوی نیز گرچه در دهه‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته، اما می‌توان ردپای آن را در شعر ملک‌الشعرای بهار و شعری رضوی با اشاره به حوادث انقلاب مشروطه نیز یافت:

بوی خون ای باد از توس سوی یثرب بر

با نبی برگوی از تربت خونین پسر...

اما از شاعران دهه‌های اخیر به سه تجربه شعری اشاره می‌کنم. نخست شعری از زهرا حسین‌زاده که حضور عناصر ملموس و تجربه‌های عینی زندگی را در قالب شعری در حال و هوای زیارت رادری از تاجیکستان روایت می‌کند.

فرخار پایتخت پری‌هاست، بختشان

عمر چنین مسافرتی را نمی‌دهند

زیتونه جان! بلند شو این هم حرم، ببین

کم غر بزن غریبم و آقا نمی‌دهد

طیبه نیکو نیز فضای نوستالوژیک سفر کودکان در دهه‌های 50 و 60 را در شعر سپید تصویر کرده است

دست‌هاش

به دور ضریح تو طوافم می‌دهد

دست‌هاش

در بازارچه اطراف حرمت

دست‌هام را می‌گیرد

حمیدرضا شکارسری نیز در شعری دیگر تور ایتالیا و اسپانیا و دبی و استانبول و خزر و شیراز را رد می‌کند و سرانجام می‌گوید:

خانم!

من فقط یک بلیت رفت مشهد می‌خواهم

حتی‌الامکان بی‌برگشت...

نکته آخر این که برخی آسیب‌ها در شعر امروز رضوی دیده می‌شود نظیر تاکید بیش از حد بر روزمرگی‌ها، پرداخت به حکایت‌های کرامات نظیر آهو و کبوتر حرم و غفلت از معارف رضوی و ابعاد وجودی زندگی آن امام همام، اما در این نوشتار فرصت پرداختن به این مهم نبود. لذا با عنایت به اهمیت این مساله آن را به فرصتی مستقل موکول می‌کنیم.

منابع و ماخذ:

ـ سنگری، محمدرضا. (1392) غریبان را غریبان می‌شناسند. ستاد شب شعر عاشورا و انتشارات نوید شیراز

ـ کاظمی، محمدکاظم. (1391) تاملی در چند شعر رضوی. پایگاه اینترنتی محمدکاظم کاظمی به نشانی mkkazemi.persianblog.ir

ـ هاتفی، غلامرضا. (1389) جلوه‌های امام رضا(ع) در شعر فارسی. پایگاه اینترنتی غلامرضا هاتفی به نشانی www.rezahatefi.blogfa.com

ـ دیوان حکیم سنایی به تصحیح استاد مدرس رضوی و پایگاه اینترنتی نگین توس

هاشم کرونی ‌‌/‌‌ شاعر و منتقد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها