بیشتر رمانها، داستان و خوراک خوبی برای تبدیل شدن به فیلم و سریال ندارند و در مرحله دوم خط قرمزهای تلویزیون باعث میشود کارگردان دست به سانسور و حذف بخشهایی از کتاب بزند که این مساله خود مشکلات دیگری به وجود میآورد و باعث اعتراض نویسنده یا طرفداران کتاب میشود.کارگردان کلاه پهلوی میگوید: به عنوان مثال رمان «جای خالی سلوچ» از معدود رمانهایی است که فضای مناسبی دارد و میتوان آن را به سریال تبدیل کرد، اما ابتدا باید تمام حقوق مولف رعایت و امتیاز آن خریداری شود تا بعدا مشکلی به وجود نیاید.
او میگوید: برای اقتباس باید نوع نگاه مدیران تلویزیون نیز مدنظر قرار بگیرد. ممکن است رمان جای خالی سلوچ یا «سووشون» نوشته سیمین دانشور بظاهر مشکلی برای تبدیل شدن به فیلمنامه نداشته باشند، اما باید دید مدیران تا چه اندازه حاضر به پخش فیلمی که از روی آن رمان ساخته شده، هستند.
او با تاکید بر اینکه اقتباس از روی رمان مسئولیتهای زیادی به همراه دارد توضیح میدهد: فقط اسم رمان یا داستان آن برای اقتباس ملاک نیست. برداشت از یک رمان مسئولیتهای مختلفی به همراه دارد. ابتدا باید نسبت به داستانی که نویسنده نوشته و فضای داستان او امانتدار بود و به وجوهی که در فضاسازی آن نوشته شده توجه کرد. باید فیلمی که از روی یک رمان ساخته میشود آنقدر قوی باشد تا مردمی که فیلم را میبینند و به مراتب بیشتر از خوانندگان آن کتاب هستند موقع دیدن گمان کنند کتاب را خواندهاند.
ضیاءالدین دری با اشاره به اینکه کلاه پهلوی، رمان نوشته نشدهای در ذهن او بود که به فیلمنامه تبدیل شده است، میگوید: برای اقتباس ابتدا باید آمادگی و شناخت این کار فراهم شود. برای شروع تلویزیون باید کپیرایت رمانها را از نویسندگان آنها خرید و تمام حقوق مولف رعایت شود. این کارگردان تلویزیون در ادامه میافزاید: باید به سراغ رمانهای خارجی بخصوص کمخرجترها برویم و آنها را براساس فرهنگ خودمان ایرانیزه و به روز کنیم، چراکه رمانهای خارجی مثل «جنایت و مکافات» که به لحاظ داستانی قوی هستند دست ما را برای ساخت فیلم روان میکنند. نکته دیگر اینکه باید رماننویسی را میان جوانان تقویت کنیم تا داستانهایی که آنها مینویسند ابتدا خواننده پیدا کنند. این کار باعث میشود آنها نیز مثل کارگردانی که با محدویتها و خطقرمزهای فیلمسازی آشناست، محدویتهای جامعه را در کتاب خود لحاظ کنند. در این صورت کشمکش برای تبدیل رمان به فیلم نیز به مراتب کمتر میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم