رئیس مرکز فوریت های پزشکی کل کشور با این که دایم تکرار می کند «اختیارات قانونی کافی ندارم» اما از عملکرد خودش دفاع می کند و می گوید: «با امکانات فعلی بد عمل نمی کنیم».
کد خبر: ۶۲۹۵۷
دکتر شهرام علمداری ، شاهد این ماجرا را هم نظرسنجی های وزارت بهداشت و اورژانس می داند که طی آن معلوم شده 40 درصد آگاهی مردم نسبت به اورژانس بیشتر شده است.
آقای رئیس این موفقیت را در بخش نظری ماجرا می داند اما در بخش عملی همه چیز را به گردن امکانات می اندازد: «اکثر آمبولانس هایی که در تهران فعالیت می کنند، بیش از 30سال از عمرشان می گذرد؛ در حالی که کارشناسان عمر مفید هر آمبولانس را 5سال می دانند.» علمداری معتقد است با این وضعیت دورنمای خوبی نسبت به حفظ جان بیماران وجود ندارد: «به قدری مشکلات اورژانس زیاد است که حتی همین الان هم با چنگ و دندان به داد مردم می رسیم.»
در بسیاری مواقع اورژانس در تهران زمانی به بیمار می رسد که یا مردم فرد را به بیمارستان انتقال داده اند یا دیگر کار از کار گذشته است. واقعا چرا جان مردم اینقدر بی اهمیت است؛
این یعنی ما چیزی به اسم فوریت های پزشکی نداریم. این طور نیست؛!
البته آمارهای ما این طور که شما می گویید نیست. ما در اورژانس عبارتی به اسم «لغو ماموریت» داریم که حدود 15الی 20درصد مجموع کل ماموریت های روزانه است.
در ضمن متاسفانه خیلی ها فکر می کنند از لحظه ای که حادثه رخ می دهد اورژانس باید اعزام شود؛ در حالی که زمان آگاه سازی مهم است ؛ یعنی باید فاصله زمانی تماس مردم با 115تا رسیدن ما به محل را محاسبه کرد.
البته آقای دکتر! این زمان هم چندان زمان خوبی نیست. به نظر شما برای کسی که در حادثه ای ضربه مغزی شده ، رسیدن اورژانس یک ساعت پس از حادثه خنده دار نیست.
ببینید ما تمام تلاشمان را می کنیم اما...
اما لابد امکانات ندارید...
دقیقا همین طور است. ما در تهران در طول روز بیش از 15هزار تماس تلفنی داریم اما جالب است اگر برایتان بگویم حداکثر ما به 700 نفر می توانیم کمک کنیم.
به نظر شما با 69 آمبولانسی که ما در تهران داریم می شود جان همه را نجات داد؛
برای شهری مثل تهران چند آمبولانس نیاز است؛
برای این که بتوانیم حداقل نیازهای کلانشهری مثل تهران را برآورده کنیم ، به 200 دستگاه آمبولانس نیاز داریم....
و در کل کشور به چند دستگاه آمبولانس نیاز است؛
در حال حاضر در کشور 1267 دستگاه آمبولانس داریم که باید حداقل به 4200 دستگاه برسد. اگر این آمبولانس ها وارد سیستم ما بشود، اورژانس متحول می شود؛ در غیر این صورت اوضاع فرقی نمی کند.
البته تمام این حرفها و درخواست ها دلیل منطقی دارد. برای مثال در شهری مثل سیاتل امریکا به ازای هر 20هزار نفر یک پایگاه وجود دارد، در نتیجه میانگین رسیدن اورژانس به بیمار 3 دقیقه است.
در مکزیکوسیتی به ازای هر 120 هزار نفر یک پایگاه وجود دارد؛ بنابراین میانگین 15 دقیقه است. در ویتنام هم برای هر 3 میلیون نفر یک پایگاه وجود دارد، در نتیجه میانگین سرعت اورژانس به 30 دقیقه می رسد.
وضعیت ما دقیقا مثل مکزیک است. در چنین شرایطی ما فقط توانسته ایم با هماهنگی های گاه به گاه با دستگاه هایی که با جان مردم رابطه مستقیم دارند، اوضاع را در همین حد نگه داریم مثل نوروز امسال که با پلیس راه ، هلال احمر و راهداری ستادی تشکیل دادیم.
همان طور که قبلا هم گفتید اورژانس در نوروز امسال ظاهرا یکی از بهترین دوران های کاری خود را سپری کرد. با این همه اما خیلی ها فکر می کنند چرا پس با این نمایش خوب ، اورژانس در تمام سال این گونه نیست. به نظر شما ویترین کردن آمبولانس ها جلوی چشم مردم نوعی ریاکاری نیست؛!
نه! این طور که شما می گویید نیست. ما امسال سعی کردیم حداکثر امکانات و توانمان را در ظاهر جلوی چشم مردم بیاوریم تا بدانند ما با این امکانات اندک چطور کار می کنیم.
ببینید! زحمات زیادی در سیستم اورژانس کشیده می شود اما همیشه این نکته برای ما مطرح بوده که چرا هیچ وقت این زحمتها به نتیجه نمی رسد.
امسال ما تمام تلاشمان را کردیم که به گونه ای نتیجه لذت بخش را به مردم نشان دهیم و نشان دهیم ما هم می توانیم در سطح دنیا اورژانس و فوریت های پزشکی مطرحی داشته باشیم.
اما این اتفاق در باقی روزهای سال هیچ وقت نیفتاده. با این حساب و با برآوردهای شما ما چقدر از دنیا در زمینه فوریت های پزشکی عقب هستیم؛
خیلی!
چرا؛!
برای پاسخ دادن به این چرا کمی باید به تاریخچه خدمات دولتها در زمینه اورژانس نگاه کنیم 30 سال پیش در کشورهای بلوک شرق و غرب 3 اتفاق باعث شد که بخواهند سیستم مدیریت حوادث را سازماندهی کنند:
یکی حوادث ترافیکی بود، دیگری حوادث غیرمترقبه و آخری هم بیماری های قلبی و عروقی.
خب این نکته هایی که شما اشاره کردید دقیقا مشکلاتی است که ما در حال حاضر با آنها دست به گریبانیم. این یعنی ما حداقل 30سال از آنها عقبتریم؛!
من اسمی از زمانی که ما چقدر از آنها عقبتریم نمی برم ، فقط همین را بگویم که به دلیل مشکلات عدیده در سیستم اورژانس کشور ما زیان های اقتصادی و امنیتی بسیار بزرگی در طول سال می بینیم. منظورم از امنیت هم نکات بسیار بزرگ است و هم نکات کوچکتر. برای مثال الان امنیت ذهنی مردم به هم ریخته یعنی اسم جاده که می آید همه می ترسند.
همین بحث روحی روانی الان از بزرگترین مشکلات ماست یعنی اسم زلزله که می آید نظم به هم می ریزد و همه در خیابان می خوابند.
از نظر اقتصادی ما چقدر متضرر می شویم. تا به حال محاسبه کرده اید؛
بله! سیستم بیمار اورژانس نزدیک 20 هزار میلیارد تومان در سال به کشور ضرر می زند. این رقم احتمالا خیلی بزرگتر از این حرفهاست چون ما فقط قیمت جان انسان ها و وقت مردم را حساب کردیم و به این رقم رسیدیم وگرنه احتمالا با محاسبه نکات ریزتر رقم خیلی بزرگتر از این می شود.
برای جلوگیری از این ضرر و زیان تا به حال فکری شده یا فقط طرح مساله کرده اید؛
کوچکترین فکری که شده ماجرای سرمایه گذاری است. تجربه اقتصادی نشان داده که هر سرمایه گذاری در حد یک ده هزارم ، در هر دوره 15 ساله ، بیش از 10 درصد باعث کاهش زیانها شود. اما متاسفانه خیلی ها هنوز این مساله را باور نکرده اند. درواقع کلا حساسیت اورژانس را باور نکرده اند. یعنی هنوز نمی دانند سازماندهی خدمات حاکمیت در بحث حوادث و بحران ها چنان آرامشی در جامعه می تواند ایجاد کند که امنیت حاکمیت تثبیت شود. ما تمام این مسائل را در تاریخ تاسیس سازمان ها و وزارتخانه های مربوط به حوادث و بحران ها در دنیا دیده ایم ، اما در ایران متاسفانه مشکلاتی در زمینه به کار بردن این تجربیات وجود دارد.
آقای دکتر به نظر من اوضاع خیلی وخیم تر از این حرفهاست. یعنی از سال 53-54 که اورژانس در ایران تشکیل شد، هنوز نتوانسته ساده ترین مسیرها را در زمینه پیشرفت طی کند.
بله من هم به این مساله معتقدم اما علت دارد. شما ببینید در کنار این که مسوولان ما هنوز اورژانس را آن طور که باید و شاید ندیده اند، دشمنان ما هم بیکار نبوده اند. افرادی که می خواهند حکومتی را ضعیف نشان دهند، تمام تلاششان را برای از هم گسیختن سیستم فوریت های حوادث انجام می دهند، در نتیجه با کوچکترین حادثه ای نظم از بین می رود.
به نظر من این که همه مشکلات را به گردن دشمنان بیندازیم ، چندان صحیح نیست. یعنی به نظر شما خودمان هم در زمینه مشکلات مسوول نبوده ایم؛
قطعا چرا، اما من امیدوارم اشتباهات مسوولان فقط اشتباه بوده باشد نه خدای ناکرده سوءنیت. برای مثال وزارت بهداشت در کشور 41 دانشگاه علوم پزشکی ایجاد کرده و تمام مسوولیت های بهداشتی و درمانی را به روسای آن دانشگاه ها داده است. وزارت بهداشت به جای این که اورژانس را کنار دانشگاه های علوم پزشکی بگذارد، آن را به اداره ای بسیار بسیار کوچک در دل آن تبدیل کرد. ما بزرگترین ضربه ها را از همین جا خوردیم. با این همه اما اورژانس بازهم تلاش خودش را می کند.
تلاش ؛! تلاشی که بازهم نتواند مردم را راضی کند چه فایده ای دارد؛
ما با همه این مشکلاتی که گفتم اورژانس را با چنگ و دندان حفظ کرده ایم. با این همه اما هنوز مشکلات هست یعنی ما با همه این تلاشهایی که انجام می دهیم گاهی بیماری را به بیمارستان می رسانیم ، اما آنها بیمار را از ما تحویل نمی گیرند. این یعنی اورژانس در کشور متولی ندارد.
یعنی هیچ کس حتی به این ماجرا فکر هم نمی کند.
با همین سیستم نمی شود با روسای دانشگاه ها به توافق رسید و اورژانس را از این وضعیت خارج کرد؛
خیلی خنده دار است ، اگر به شما بگویم من که رئیس مرکز فوریت های پزشکی کشور هستم هیچ گونه اختیاری در زمینه فعالیت های اجرایی ندارم ؛ یعنی حتی نمی توانم به رئیس مرکز فوریت های پزشکی تهران که در اتاق روبه رویی ماست ، بگویم این کار را بکن یا آن کار را نکن. در سیستم حال حاضر، ما فقط مشورت می دهیم! برای مثال در جریان نوروز گفتیم اورژانسی ها باید کاور متحدالشکل بپوشند، اما یکی از روسای دانشگاه ها گفت خوب است و دیگری گفت بد است.
این ساده ترین نکته بود تازه. با این وضعیت من هیچ کاری نتوانستم بکنم. اصلا در اورژانس این مملکت هیچ کس پاسخگو نیست. این یعنی فلج مدیریت بحران در کشور، یعنی فلج امنیت کشور!
با همه این تفاسیر اما خیلی ها به شما کمک کرده اند. برای مثال مجلس در بودجه امسال وضعیت مالی شما را به شکلی استثنایی بهتر کرد. این یعنی امسال دیگر بهانه ای ندارید؛!
مجلس آمد ساختاری را که می خواستند از بین ببرند اصلاح کرد. پارسال بودجه ما حدود 50میلیارد تومان بود، اما امسال این رقم 4 برابر شده.
بالاخره مجلس امسال متوجه شد که تمام مراکزی که به مساله درمان مربوط می شوند، درآمد دارند ولی اورژانس فقط هزینه دارد. مثلا بیمارستان ها دایم درآمد کسب می کنند، اما اورژانس نه.
ما با هیچ کس ارتباط مالی نداریم. این بودجه برای ما خبر بسیار خوشی بود، اما تازه مشکل دیگری به وجود آمده که خیلی بزرگتر است. هیچ کس متولی هزینه کردن این پول نیست.
حالا 300نفر می خواهند این پول را خرج کنند. درواقع اورژانس فرمانده ندارد.
با این وضعیت پس چه کسی می خواهد 2هزار آمبولانسی که مجلس بودجه خرید آنها را تصویب کرده بخرد؛ واقعا نمی دانم!
در این شرایط پس بهتر نبود به جای نمایش های نوروزی اول این مشکلات را حل می کردید؛
ما هیچ نمایشی نداریم حتی روزی که قرار بود سیستم امداد نوروزی افتتاح شود در حالی که همه سازمان ها بهترین تجهیزات خود را آورده بودند ما فقط 4آمبولانس با خودمان بردیم.
اتفاقا ما نمی خواهیم به مردم دروغ بگوییم ، می خواهیم واقعیت ها را نشان بدهیم و بگوییم از خیلی نظرها مشکل داریم.
اگر این نیروی انسانی زحمت کش هم در اورژانس نبود که روز و شبشان را اینجا بگذرانند همین خدمات را هم نمی توانستیم بدهیم.
با این وضعیت خراب پس چطور در نوروز اورژانس بیشتر به چشم آمد و در اکثر حوادث حضور بموقع داشت؛
ما هیچ کار اضافه ای نکردیم ، این نتیجه حاصل هماهنگی های بین سازمانی بود. در واقع مردم امسال لذت هماهنگی را چشیدند. سال گذشته تنها در ایام نوروز 432نفر در جاده ها کشته شدند. این رقم با تلاشهای امسال به 83نفر رسید. این یعنی یک موفقیت خیلی بزرگ. تازه! جالب این است که مصدومانی که در صحنه حادثه بودند هم وضعشان خیلی بهتر بود یعنی مردم یاد گرفته اند چه کنند تا تعداد تصادف ها کاهش پیدا کند و اگر هم تصادفی هست کمتر آسیب ببینند.
این وضعیت خوب را نمی توان به تمام سال تسری داد؛
چرا اما در حال حاضر شرایطش فراهم نیست یعنی خیلی چیزها باید حل شود.
مثلا؛!
مثلا باید نتیجه طرح اورژانس ملی معلوم شود.
این طرح که ظاهرا دیگر خبری از آن نیست. به نظر شما اصلا امکان اجرایی شدن پیدا می کند؛
راستش را بخواهید این طرح که ایده اولیه آن توسط رئیس جمهور داده شده می خواهد تمام نهادهایی که به حوادث مترقبه و غیرمترقبه مربوط می شوند را سازماندهی کند. به نظر من هم اگر این طرح اجرا نشود، اورژانس به هیچ جا نمی رسد؛ در حالی که ما خرداد سال گذشته این طرح را به سازمان مدیریت داده ایم ، اما آنها هنوز حتی یک بار هم ما را نخواسته اند که حداقل به ما بگویند این طرح اصلا به درد نمی خورد. این در حالی است که مجلس نظر بسیار مساعدی روی این طرح دارد. اما انگار غیر از مجلس همه مسوولان ، اورژانس را فراموش کرده اند.