بیمار لاعلاجم!

«من نمی خواهم مردم را ناامید کنم اما حداکثر توان اورژانس کشور در صورت وقوع زلزله 5 ریشتری در شهر تهران ، پوشش 15 تا 20 درصدی است. من واقعا نمی دانم که با این امکانات ، امدادرسانی تهران میسر خواهد بود یا خیر؛
کد خبر: ۶۲۹۵۵

در مانور شهر تهران هم در حد 15تا 20درصد وارد شدیم و زمانی که گفتند 22منطقه را پوشش دهید به صراحت اعلام کردیم که ما در حد 15تا 20درصد وارد شدیم و زمانی که گفتند 22منطقه را پوشش دهید به صراحت اعلام کردیم که ما در حد 4منطقه از 22منطقه قدرت عمل داریم».
اینها بخشی از گفتگوی رئیس اورژانس با یکی از روزنامه های صبح است. سازمانی که با صدای بلند اعلام می کند، عملا دست و پایش برای هرگونه فعالیتی بیش از این که هست ، بسته است.
اگر قرار باشد مرکز فوریت های پزشکی کشور از نظر سازمان دهی به اورژانس از 100 امتیاز نمره بدهد، نمره ای بیشتر از 5 نمی دهد. این در حالی است که در گزارش های وزارت بهداشت ، مهمترین عوامل نارضایتی مردم از اورژانس بیمارستانی ، بی توجهی به بیماران و بلاتکلیفی (20درصد)، عدم رسیدگی موقت به بیماران (10درصد) رعایت نکردن بهداشت (10درصد) و کمبود تجهیزات و امکانات (6درصد) عنوان شده است.
اما بدون شک ، مهمترین فاکتور در انتقال بیماران به مراکز درمانی ، سلامت بیماران است. مردمی که در وضعیت اورژانسی با 115 تماس می گیرند، مهمترین وظیفه اورژانس را حضور بموقع در محل حادثه و رسیدگی سریع به مصدوم می دانند.
همان دقیقه های معمولی بی خاصیت همیشگی ، اهمیتی چندین برابر پیدا می کند. آن وقت است که مردم انتظار ندارند 5 دقیقه انتظارشان به 15 دقیقه دلواپسی و خدای نکرده به ناامیدی تبدیل شود.
آن وقت است که سرعت عمل اورژانس کشور، نقش موثری در رضایت و سلامت مردم خواهد داشت.

حقیقت کجاست؛
حقیقت تعداد بالای آمبولانس های از رده خارج موجود در ناوگان حمل ونقل است ، حقیقت ، این است که در بحث بودجه ، هیچ ردیف خاصی برای اورژانس در نظر گرفته نشده ، حقیقت ، این است که با وجود تعهد مبنی بر دایر کردن 830پایگاه اورژانس تا پایان برنامه پنجساله سوم ، حداکثر 700پایگاه دایر شد که از این تعداد حدود 30درصد در آستانه تعطیلی قرار گرفت ، حقیقت ، گره کوری به اسم ترافیک است که عامل مهمی در تاخیر آمبولانس هاست و...
حقیقت آن بیماری است که در اثر تمام این کمبودها و نارسایی ها جان می دهد. انسان هایی که شاید به سادگی بتوانند از چنبره مرگ رهایی یابند اما بسادگی یک چراغ قرمز، یک آمبولانس فرسوده ، یک تاخیر چند دقیقه ای حتی ، جان می سپارند.
مردمی که به وقت روبه رو شدن با یک بیمار بدحال ، شماره اورژانس را پشت سر هم می گیرند و به آسانی ناامید می شوند، آیا نباید از بودجه 40میلیارد تومانی برای تامین آمبولانس های بخش اورژانس بپرسند که فقط 30 دستگاه آن چندین ماه توی گمرک خاک خورد و بعد از تیترهای جنجالی و بحث برانگیز بالاخره به مرکز فوریت های پزشکی رسید؛
اورژانس هر کشور ساختاری دارد که مستقیما به امنیت کشور مربوط می شود و تا وقتی به عنوان یک سازمان قوی و مستقل ، جایگاهی در درون ساختار یک حکومت نداشته باشد، نمی توان از آن انتظار یک یگان ویژه عملیاتی داشت و همین دلیل است که برخی دولتها را مجبور می کند در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه ، چشم انتظار کمک بخش خصوصی و غیردولتی و بین المللی باشد.
آنچنان که در زمان وقوع زلزله بم ، به دلیل فقدان ساختار مستقل به انتظار کمک نشستیم. در حالی که 32پایگاه اورژانس در کشور تعطیل شده و 168پایگاه هم در شرف تعطیلی قرار دارد، مسوولان مرکز فوریت های پزشکی از طرحی به نام طرح اورژانس ملی سخن می گویند و اهدافی مثل تشکیل ستاد هماهنگی و اطلاع رسانی حوادث و بحران ها، آموزش عمومی ، تقویت اورژانس بیمارستانی و پیش بیمارستانی را جزو اهداف عمده این طرح ذکر می کنند که در صورت اجرایی شدن اشتغالزایی وسیعی ایجاد خواهد شد و بسیاری از نیروهای کارشناس و متخصص کشور جذب خواهند شد و... مسوولان از طرحهای بزرگ می گویند و مردم به بهانه های کوچک به خاطر کاستی های بخش اورژانس به سادگی جان می دهند...!

مریم نوابی نژاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها