به گزارش جامجم، در مراسم بزرگداشت خلیل عمرانی شاعر فقید و پیشکسوت انقلاب، چهرههایی همچون علیرضا قزوه، جواد محقق، مجتبی رحماندوست، محمدحسین جعفریان و علی محمد مودب حضور داشتند و در سخنانی به جایگاه ادبی و آثار عمرانی پرداختند، گرچه داغترین و جنجالیترین صحبتها را شاعر «عشق علیه السلام» یعنی علیرضا قزوه مطرح کرد.
او در این مراسم ابتدا به مظلومیت خلیل عمرانی اشاره کرد و از این که برخی او را شاعر دولتی دانستهاند گلایه کرد و سپس گفت: شخصیتی مانند عمرانی باید در کتب درسی ما حضور داشته باشد، اما امروزه اینگونه نیست. ما میبینیم که برخی دیگر هستند که به جای او خودشان را مطرح میکنند و میاندازند در سیاست.
آنها دولتیترین شاعران هستند و دیگران را متهم میکنند. حالا باید بپرسم شما که بیشترین پول را گرفتید و کمترین شاعران را پوشش دادید، دولتی هستید یا ما؟
قزوه افزود: خانهای که یک میلیارد تومان پول گرفته و کمتر خروجی داده، دولتی است یا ما که با دست خالی 2000 شاعر جوان را تنها در یک سایت اینترنتی پوشش دادهایم و از جایی هم کمکی به ما نمیشود؟ ما دولتی هستیم یا شماها که در فضاهای سیاسی وارد شدهاید و فرزندانی فتنهساز ایجاد کردهاید؛ از شورای شهر سالی یکصد میلیون تومان به طور متوسط بودجه میگیرید و دیگران را متهم میکنید؛ در حالی که شاعرانی مانند خلیل عمرانی خانهشان را حسینیه شعر میکردند.
شاعر «مولا ویلا نداشت» ادامه داد: چند سال پیش برای اولین بار بودجه 500 میلیون تومانی این دوستان را که به واسطه یکی از نمایندگان مجلس لو رفته بود، از سازمان مدیریت و برنامهریزی درآوردیم و به جایش به آنها گفتیم که مشکل فلان شاعر را حل کنید، اما پول را گرفتند و پاسخ دادند ما NGO هستیم و نمیتوانیم کاری کنیم. تازگیها هم در ایام قبل از انتخابات زمینی در منطقه 22 تهران به تشکلی که این افراد در آنها بودند، داده شده و دیدیم که چگونه آن را به نام خودشان زدند و بعد از آن به دیگران تهمت هم میزنند و خودشان را شاعر آزاده مینامند.
من آمادهام با اینها دور یک میز بنشینم و حرف بزنم که آزاده چه کسی است، آنها یا امثال خلیل عمرانی که ساده زندگی میکردند و همیشه در خط انقلاب باقی ماندند؟
قزوه تاکید کرد: خانه شعر این روزها خانه ضدشعر و فتنهساز شده و فکر میکنم دیگر چارهای نداریم جز این که این خانه را که از اموال بیتالمال است از دست این چهار ـ پنج نفر حاضر در آن خارج کنیم؛ خانهای که وابسته به حزب منحله مشارکت است و سالانه چند صد میلیون تومان از اموال بیتالمال پول میگیرد.
مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تاکید کرد: ما شاعر دولتی نیستیم، شاعر دولتی آنهایی هستند که با پول بیتالمال خانههایشان را عوض کردهاند. آنهایی هستند که با پول مملکت کارهای دیگری میکنند و ما هم وظیفه داریم در مقابل آنها بایستیم.
معلمی، نخ تسبیح کمیاب
جواد محقق، دیگر سخنران این مراسم بود، این شاعر و نویسنده با بیان این که مرحوم عمرانی در طول حیاتش شاگردپروری میکرد، نه مریدپروری، گفت: یکی از ویژگیهایی که خیلی از ما در عرصه ادبیات و هنر از آن غفلت میکنیم، ویژگی معلمی است. ما نه شاعر کم داریم و نه داستاننویس، اما افرادی که ضمن دارا بودن این هنر ویژگی معلمی هم داشته باشند، کم هستند.
او ادامه داد: به تعبیر خودم میگویم که ما همهجا دنبال مهره میگردیم، اما اگر هزار مهره داشته باشیم، ولی یک بند برای گردهمایی آنها نداشته باشیم، تسبیح به وجود نمیآید تا ذکر گفته شود. پس باید به فکر بندهایی مانند عمرانی باشیم که تعدادشان زیاد نیست. این شاعر پیشنهاد داد که برای شاعران و نویسندگان زنده و درگذشتهای مانند عمرانی یادنامهای منتشر شود و خود نیز اعلام کرد که حاضر است تا اندازهای مسئولیت بخشی از آن را برعهده بگیرد.
محمدحسین جعفریان شاعر و مستندساز هم در این مراسم گفت: وقتی آدمهایی را که نمیشناسید برای اولین بار در کنار شما قرار میگیرند در شما حس مغناطیس یا دافعه ایجاد میشود و این حس اولیه برای ادامه ارتباط بسیار تعیینکننده است. من اولین باری که عمرانی را دیدم چنین حس وصفناشدنی در من ایجاد شد.
او افزود: افرادی که دافعه ایجاد میکنند، افرادی هستند که حرف از کارهایی میزنند که انجام ندادهاند، ولی من زمانی که در کنار این مرد قرار گرفتم، نمیتوانستم احساس کنم که آدمی منفی است.
علیمحمد مؤدب، مدیر موسسه شهرستان ادب هم با انتقاد از برخیصحبتهای ارائه شده در مورد تکریم نشدن مرحوم عمرانی افزود: در زمان کودکی در روستای ما دکتری به نام کوثری زندگی میکرد که پزشک پیر و بداخلاقی بود، اما مادرانمان وقتی هنگام بیماری ما را نزد او میبردند، هیچگاه پول نمیگرفت. گاهی هم به دیگران کمک میکرد. در عالم ما خلیل عمرانی دکتر کوثری است.
آن زمان که دکتر کوثری از دنیا رفت پزشکان شهر همه با هم قرار گذاشتند تا طی یک زمانبندی چراغ مطب او را روشن نگه دارند، اما متاسفانه نفسانیات اجازه این مهم را نداد. من از عزیزانی که در مکتب زندهیاد عمرانی نفس کشیده و بزرگ شدهاند خواهش میکنم، چراغ حسینیه شعر را روشن نگاه دارند تا مدرسهای که مدنظر او بود چراغش خاموش نشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم