در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به وجود بیش از 24 ژانر اصلی، راههای بیشماری برای تلفیق خلاقه آنها وجود دارد. بنابراین نویسندهای که بر ژانرها تسلط کامل داشته باشد، میتواند فیلمی بیافریند که دنیا هنوز به خود ندیده است.
از این گذشته تسلط بر ژانرها باعث مورد توجه قرار گرفتن اسنادی میشود که در آنها فیلمنامهنویس را به روز میکند. زیرا قراردادهای ژانر یک بار و برای همیشه نوشته نشدهاند، بلکه به موازات تحولات اجتماعی، پیوسته در حال تغییر، تکامل، تطبیق و تعدیل هستند و تحولات اجتماعی ضرباهنگ کندی دارند، اما به هر حال به وقوع میپیوندند و با ورود جامعه به مرحلهای جدید، ژانرها نیز دستخوش دگرگونی میشوند؛ چراکه ژانرها چیزی نیستند جز پنجرههایی گشوده بر واقعیت یا به عبارتی راههایی متفاوت برای نگریستن به زندگی. وقتی واقعیت مقابل پنجره دچار تغییر و تحول میشود ژانرها نیز به تبع آن تغییر میکنند. در غیر این صورت اگر ژانری انعطاف خود را از دست بدهد و نتواند پابهپای جهان متغیر حرکت کند، دچار رکود و فترت میشود. منظور از این انعطافپذیری یدک کشیدن نمایندگی جامعهای است که فیلمنامه در آن نوشته میشود. یک فیلمنامه، غیر از ویژگیهای زمانی خاص خود باید مولود عصر حاضر باشد و فارغ از هر نوع ژانری که در زیر مجموعه آن قابل دستهبندی است، واقعیتهای اجتماعی را هم در بر بگیرد.
اما دلیل دیگری بر اثبات اهمیت اشراف و تسلط بر ژانر این است که فیلمنامهنویسی کار دوندگان سرعت نیست. حقیقت این است که نوشتن یک فیلمنامه خوب از اولین جرقه تا نسخه نهایی، دستکم شش ماه طول میکشد.
نوشتن یک فیلمنامه به لحاظ خلق یک جهان، یک شخصیت و یک داستان همان قدر کار میبرد که نوشتن یک رمان 400 صفحهای و تنها تفاوت واقعی در تعداد کلماتی است که در هر یک به کار میرود. فیلمنامه به دلیل فشردگی شدید خود کار و زمان زیادی میطلبد. حال اگر بتوانیم آزادانه و به دلخواه آن را به رشته تحریر دربیاوریم، کار سادهتر و حتی سریعتر میشود.
نویسندگان بزرگ عموما از التقاط مبرا هستند. هریک از آنها توجه خود را منحصرا به یک ایده و به موضوعی که آنها را به وجد میآورد، معطوف کرده و در سراسر عمر همان موضوع را با تغییرات و تحولاتی زیبا دنبال میکنند.
به طور کلی ژانر باید منبع الهام و آفرینش باشد. باید هر بار که نسخه نهایی فیلمنامهتان را میخوانید شما را تکان بدهد. به این معنی که نسبت به برآیند کار خود احساس به روز بودن کنید، برگرفته از واقعیت و دارای معیارهایی اصولی باشد. این احساس را به خودی خود میتوان سرآغاز خلق یک اثر کمنظیر دانست. چراکه یک فیلمنامه خوب حتی در بدترین شرایط کیفی تولید نیز میتواند خروجی قابل قبولی داشته باشد.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: