«کلاس هنرپیشگی» فقط نام یک فیلم نیست. این ترکیب دو کلمه‌ای اشاره به موقعیتی دارد که اقوام دور و نزدیک علیرضا داوودنژاد در آن قرار گرفته‌اند. آنها از لحظه‌ای که متولد می‌شوند خودشان را در یک کلاس درس می‌بینند که انتهایش به هنرپیشه شدن ختم می‌شود. انگار که بازیگری سرنوشت محتوم همه اعضای این خانواده است و جز این راه دیگری ندارند. این که در این کلاس چقدر رشد کنند و نمره قبولی بگیرند یا نه تا حد زیادی بستگی به استعداد و پشتکار خودشان دارد. البته میزان نزدیکی فامیلی آنها با شخص علیرضا داوودنژاد هم تاثیر بسزایی در این زمینه دارد. مثلا زهرا و رضا که فرزندان دختر و پسر او هستند، نسبت به دیگران فرصت بیشتری برای حضور در جلوی دوربین پیدا کردند.
کد خبر: ۶۲۷۹۱۳

کبری حسن‌زاده، مادربزرگ ناتنی داوودنژادها نیز با این که دیر به این قافله پیوست در فیلم «مرهم» توانست یکی از نقش‌های اصلی را بازی کند. داوودنژاد کارگردان در مرحله پیش‌تولید کارهایش برای بسیاری از اعضای خانواده کارت دعوت می‌فرستد و آنها را برای حضور در یک طرح سینمایی فرا می‌خواند. این اقدام او به مذاق خیلی از منتقدان خوش نمی‌آید. آنها معتقدند نتیجه چنین روندی تولید فیلم‌های خانوادگی و دورهمی می‌شود و نباید انتظار یک خروجی جدی و حرفه‌ای از این فرآیند را داشته باشیم. البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که جنس آثار این کارگردان بعضا بازیگران حرفه‌ای را طلب نمی‌کند. جنسی که می‌توانیم اسمش را بازتولید زندگی روزمره، واقعگرایی صرف یا بازسازی لحظات عادی بگذاریم. این فیلم‌ها به بازیگرانی نیاز دارد که همدیگر را از قبل بشناسند و در کنار هم زندگی کرده باشند.

مثلا در فیلم کلاس هنرپیشگی قرار است تبعات بالارفتن قیمت سکه در یک خانواده را شاهد باشیم. افرادی که قبلا درباره این موضوع با هم جر و بحث کرده‌اند و تجربه‌های زیادی از قهر و آشتی دارند، بهتر می‌توانند این رخدادها را باورپذیر جلوه بدهند. در این موقعیت، شهرت بازیگران و میزان تجربه‌شان در سینما و خیلی چیزهای دیگر اهمیت خود را از دست می‌دهد.

داوودنژاد در مسیر فیلمسازی‌اش هرچه جلوتر آمد، تمایلش به استفاده از اقوام و اطرافیان به عنوان باریگر بیشتر شد. این روند در فیلم کلاس هنرپیشگی به اوج خود رسید و همه فامیل از کوچک و بزرگ جلوی دوربین او حاضر شدند. با این حال او در زمان‌هایی که سراغ بازیگران غریبه رفته نتیجه بدی نگرفته است. مثلا طناز طباطبایی یکی از بهترین بازی‌هایش را در فیلم «مرهم» ارائه داد و رضا عطاران نیز در فیلم «هوو» خوش درخشید.

از بین اقوام آقای کارگردان، برادر و پسرش سهم بیشتری در فیلم‌هایش داشته‌اند. رضا داوودنژاد در فیلم‌های بچه‌های بد، مصائب شیرین، تیغ زن، هوو، مرهم و کلاس هنرپیشگی جلوی دوربین رفت. محمدرضا داوودنژاد نیز از نیاز تا کلاس هنرپیشگی بازیگر ثابت بیشتر فیلم‌های برادرش بوده است.

زهرا داوودنژاد در «عاشقانه» منشی صحنه بود. در بچه‌های بد و کلاس هنرپیشگی بازی کرد و در هوو به عنوان دستیار کارگردان در کنار پدر قرار گرفت. البته در فیلم کلاس هنرپیشگی روابط خانوادگی واقعی بر هم خورده بود. مثلا زهرا باید نقش برادرزاده عموی واقعی‌اش را بازی می‌کرد، ولی در این فیلم در نقش دختر او جلوی دوربین رفت.

او چندی پیش در مصاحبه‌ای به عشق و علاقه اعضای خانواده‌اش به سینما اشاره کرد و گفت: ما در خودمان هم سینما را زندگی می‌کنیم. بعضی اوقات ناخودآگاه وقتی در حال صحبت با هم هستیم مثلا من پدرم را با کادر می‌بینم. ما مدام در حال تصویرسازی در ذهنمان هستیم.

احترام‌السادات حبیبیان، مادر داوودنژادها نیز در مرهم و هوو با دیگر اعضای خانواده به عنوان بازیگر نقش مادر همکاری کرد. به این فهرست باید غزل بدیعی (خواهر زنده‌یاد عسل بدیعی و همسر رضا داوودنژاد) را هم اضافه کنیم که فامیل سببی این خانواده محسوب می‌شود.

در شرایطی که روابط انسانی زمانه ما دستخوش تغییراتی شده و اعضای دور و نزدیک اقوام و فامیل از یکدیگر فاصله گرفته‌اند باید قدر این اتحاد و انسجام خانوادگی را دانست. داوودنژاد مثل یک نخ تسبیح همه مهره‌های اطرافش را جمع می‌کند و کنار هم می‌نشاند. او برای اطرافیانش ایجاد اشتغال می‌کند و به آنها فرصتی برای دیده شدن می‌دهد. اما وقتی از دایره فیلم‌های کارگردان خارج می‌شویم، درمی‌یابیم لطف دوستانه او برای حرفه بازیگری ثمرات چندانی نداشته است. بازیگرانی که او در بین اعضای خانواده اش پرورش داده در فیلم‌های دیگران کار خاصی نکرده و حرفی برای گفتن نداشته‌اند. انگار این بازیگران خلق شده‌اند تا فقط عضو ثابتی از فیلم‌های خود داوودنژاد باشند.

احسان رحیم زاده / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها