هنوز برای بسیاری این سوال وجود دارد که چرا آمریکاییها پذیرفتند چنین هزینهای را قبول کنند و چرا پس از این همه خرج، براحتی پرونده سفر به ماه را تمام نشده بستند و از پرتاب سه آپولوی باقیمانده چشم پوشیدند، پروندهای که دیگر باز نشد و برای کسانی که از عمق ماجرا خبر ندارند شک و شبههایی را به وجود آورد که آیا این طرح اصلا اجرا شد یا تنها هنرنمایی چند فضانورد خیالی جلوی دوربینهای فیلمبرداری در یک استودیوی فیلمسازی بوده است.
برای پی بردن به واقعیت و دلیل اصلی اجرای طرح آپولو باید به سالها قبل بازگشت. روز سیزده مهر 1336 خبرگزاری رسمی شوروی با پخش اطلاعیهای، سیاستمداران آمریکایی را از خواب خرگوشی بیدار کرد: نخستین ماه مصنوعی (ماهواره) ساخته دست بشر توسط کارشناسان اتحاد شوروی در مدار قرار گرفت.
این خبر به قدری غیرمترقبه بود که آیزنهاور، رئیسجمهور آمریکا در مرحله اول آن را یک شوخی خواند، اما صدای بیب بیب فرستنده رادیویی اسپوتنیک ـ 1 نشان داد ماهواره روسها از روی آمریکا در حال عبور است و آمریکا دیگر نمیتواند خود را به عنوان نخستین کشور صاحب قدرت صنعتی به نمایش گذارد. شوروی با قدرت، اما به شکلی اسرار آمیز به فضا وارد شد و پرنده مرموزش بالهای خود را بالای آسمان آمریکا باز کرده بود. هیچ کس نمیدانست او در کجا پرواز میکند و در نوک چنگالهایش چه چیزی قرار دارد.
آمریکا همچون کشتی تایتانیک در اقیانوس تاریک فضا در وحشت کوه یخ به سر میبرد و هر لحظه ممکن بود ضربهای دریافت کند؛ اسپوتنیک 2، 10، 20 و... .
مسابقهای بین دو کشور در گرفته بود و هر دو طرف، کاری شبانهروزی و بدون توقف را پیش رو داشتند تا نشان دهند از دیگری برتر هستند، اما سردمداران آمریکا با وجود سراسیمگی و ناامیدی مردم، چندان تحرکی از خود نشان نمیدادند. دولتمردان از ـ ناسا ـ سازمان فضایی نوپای آمریکا حمایت کافی نمیکردند. در نخستین سال، ناسا تقاضای 23 میلیون دلار بودجه داشت، اما تنها یک میلیون به این سازمان اختصاص یافت. ناسا بار دوم 71 میلیون دلار تقاضا کرد و آیزنهاور تنها 29.5 میلیون دلار از کنگره آمریکا بودجه خواست. مدتی بعد وقتی موشک ردستون در حضور مقامات بلندپایه نتوانست پرواز کند و در برکههای کاناورال سقوط کرد ناسا وضع خرابتری پیدا کرد و این شبهه پیش آمد که اصولا توان رقابت وجود ندارد.
ورود آمریکا به عصر فضانوردی
در انتخابات ریاست جمهوری آذر 1339 وقتی کندی از حزب دموکرات به پیروزی رسید، اوضاع پیچیدهتر شد. رئیس ناسا از مقامش برکنار گردید. مقامات دیگر ناسا هم در معرض همین خطر قرار گرفتند. حتی صحبت اخراج ورنر فون براون بر سر زبانها افتاد. هیچ کس دیگر در ناسا با دلگرمی کار نمیکرد. در چنین شرایطی، پرواز گاگارین در بیست و دوم فروردین 1340 روحیه حسادت و رقابت را دوباره به کالبد نیمهجان ناسا دمید و باعث شد این سازمان عریض و طویل و بیمصرف (در آن زمان) حرکتی به خود بدهد. نخستین سفینه مرکوری در روز پانزدهم اردیبهشت 1340 به سرنشینی آلن شپارد به فضا پرتاب شد. پرواز غیرمداری آلن شپارد گرچه در برابر پرواز 108 دقیقهای گاگارین کار مهمی بهشمار نمیرفت، اما همین سفر 15 دقیقهای برای آمریکاییان جشن بزرگی بود و همه را به خیابان کشاند، زیرا نشان داد آمریکا به عصر فضانوردی وارد شده است. عکسالعمل رئیس جمهور جدید بر هیجان مردم افزود. هنوز میزهای جشن را برنچیده بودند و خیابانهای شهرهای آمریکا را تمیز نکرده بودند که جان کندی سی و پنجمین رئیسجمهور آمریکا درباره طرح سفر به ماه سخنرانی و آن را به عنوان یک هدف ملی اعلام کرد: زمان کار بزرگ فرا رسیده است. زمانی که مردم ما باید رهبری در فضا را به دست بگیرد. این کلید زندگی آینده ما در زمین است. روسها به دلیل موتورهای موشکی قوی تا چندی دیگر در مسابقه پیروز میشوند. این باید کوششهای ما را افزایش دهد. نگاه سراسر جهان به ماست، اما موفقیت فضانورد شپارد نشان داد نهراسیدن از خطر باعث صعود و تقویت موقعیت ما میشود. مطمئن هستم ملت ما میتواند فرستادن انسان به ماه و بازگشت او به سلامت را انجام دهد. هیچ طرح فضایی در این زمان برای بشریت همچون این طرح نمیتواند اهمیت داشته باشد.
به دنبال آن، رئیس ناسا دو ماه در جلسات شبانهروزی مجبور بود مثل اسرا درباره تضمین اجرای برنامه سفر به ماه جواب پس دهد و ثابت کند ناسا میخواهد و مهمتر از آن میتواند سفینه و موشکی بسازد که به ماه برود، اما برای این کار به بودجه و زمان نیاز دارد. آیا امکان انجام آن تا سال 1349 وجود داشت و چه بهایی برای آن باید هزینه میشد؟ محاسبات نشان میداد بین 30 تا 40 میلیارد دلار برای انجام این طرح لازم است، یعنی بیش از قیمت همه ناوهای هواپیمابر و زیردریاییهای آن زمان.
تصمیم کندی را میتوان دعوت استراتژیک نامید. این ایدهای ملی، گستاخانه و بزرگ به شمار میرفت که در برابر پیروزیهای فضایی پی در پی روسها و حرفها و رفتار تحقیرآمیز خروشچف رهبر وقت شوروی به ملت آمریکا آرامش بخشید. دیگر لازم نبود آمریکاییها نیمهشب با هراس این که روسها چه ماهوارهای پرتاب کردهاند از خواب بپرند.
یک نکته مشخص بود و آن اینکه قول کندی برای او مشکلی به وجود نمیآورد و تنها موقعیتش با این طرح قویتر میشد، زیرا دو دوره ریاست جمهور کندی، قبل از آخر دهه تمام میشد، اما این تعهد، بار سنگینی بر گردن مسئولان ناسا بود و دردسر بزرگی برای آنها درست شد. ناسا برای انجام چنین طرحی به موشک و سفینههای فضایی قویتری نیاز داشت.
ناسا در رقابت با روسها
برای انجام طرح آپولو، به موشک نیرومندی نیاز بود که ساترن ـ 5 نام گرفت. ساخت موشک عظیم ساترن ـ 5 تحت ریاست ورنرفون براون انجام میشد. او و همکارانش کسانی بودند که در جریان جنگ جهانی دوم موشکهای آلمانی را در پینه مونده درست میکردند و الان در آمریکا در مرکز مارشال فعالیت داشتند. همین آلمانیها پرتاب اولین ماهواره آمریکایی و پروازهای شپارد و گریسام را صورت دادند. برای رسیدن به موشک ساترن ـ 5 طبیعتا نیاز بود آنها، نخست گامهای کوچکتری برداشته و تجربههای لازم را به دست آورند. آنها ساخت موشکهای ضعیفتری از نسل ساترن را آغاز کردند. در ششم آبان 1340 نخستین موشک ساترن ـ 1 پرتاب شد که از موشکهای به کار گرفته شده توسط روسها برای پرتابهای سرنشیندار نیرومندتر بود. به این ترتیب نخستین گام برای اجرای آپولو برداشته شد. تنها آزمایش ساترن کافی نبود. رقیب هر روز برگ تازهای رو میکرد و باعث بیاعتمادی بیشتر مردم به تواناییهای ناسا میشد. پرواز دسته جمعی وستک ـ 3 و 4 و پرتاب نخستین زن به فضا از موارد دیگری بود که در رسانههای همگانی انعکاس وسیعی پیدا کرد.
در این زمان، گرچه مسئولان ناسا تلاش داشتند با تبلیغ روی برنامه آپولو تا حدودی به مردم روحیه بدهند، اما برای به دست آوردن تجربههای عملی لازم برای سفر به ماه به برخی عملیات مانند ردیابی، الحاق دو ناو، راهپیمایی در فضا، مدت پروازی برابر با زمان برای سفر به ماه و برگشت به زمین نیاز بود، اما با پروازهای کوتاه و پرایراد مرکوری، ناسا نمیتواند بلافاصله سفینههای آپولو را به کار بگیرد و برای به دست آوردن این تجربه با تغییراتی در ناو مرکوری، سفینه جدیدی طراحی و ساختند که جمینی نام گرفت و میتوانست دو نفر را به فضا ببرد. اما قبل از آن که ناسا بتواند با بهکارگیری جمینی، خودی نشان دهد، روسها سفینه واسخد را وارد بازی کردند که اولین فروند آن سه نفر را به مدار برد و در جریان پرواز دومین واسخد، یک فضانورد روس، دست به راهپیمایی زد. ناسا باز هم رو دست خورد و سرشکسته شد. این شکستهای پی در پی باعث شد مردم از طریق رسانههای گروهی فشار بیشتری به مسئولان بیاورند و آنها برای جامه عمل پوشاندن به وعده کندی عجله کنند. این سرعت غیرمجاز برای سبقت گرفتن از روسها مثل همه سبقتهای غیرمجاز، خطرناک و حادثهساز شد.
سه فضانورد آپولو ـ 1 در جریان یک تمرین به دلیل رعایت نکردن دقیق مسائل امنیتی و عجله در ساخت ناو، بر اثر آتشسوزی در سفینه آپولو کشته شدند. پیامد این حادثه، چند پرواز بدون سرنشین بود که برای آزمایش و کسب اعتماد بیشتر انجام شد. در مهر ماه 1347 نخستین ماموریت سرنشیندار سفینه آپولو در سفینهای به نام آپولو ـ 7 صورت گرفت و متعاقب آن سرنشینان آپولو ـ 8 با ناو مشابهی در دسامبر همان سال به دیدار ماه رفتند و کریسمس را در مدار این کره گذراندند. فضانوردان آپولو ـ 9 سختافزارها و روشهای مورد نیاز برای فرود در ماه را در مدار زمین آزمایش کردند. سرنشینان آپولو ـ 10 این کار را در مدار ماه انجام دادند و بالاخره زمان انجام تعهد کندی رسید و در سیام تیر 1348 نخستین انسان بر ماه گام نهاد. با انجام این پرواز، آمریکا توانست مقام بالایی در جهان کسب کند و خود را بهعنوان قدرت برتر فضایی به همه بشناساند. پروازهای بعدی به ماه به استثنای آپولو ـ 13 که با نقص فنی همراه بود و فضانوردان با خطر مرگ مواجه شدند، چندان جذابیتی نیافت به طوری که اواخر کار عدهای از مردم خواستار پایان دادن به این طرح سنگین شدند. ناسا سرانجام به این نتیجه رسید که سه پرواز نهایی آپولو را لغو کند و برنامهای که با شور و هیجانی ملی آغاز شد، با سردی و بیعلاقگی مردم به پایان رسید.
سیروس برزو / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم