در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من خیلی اهل سفر هستم و باید بگویم تقریبا همه شهرهای ایران را دیدهام. بیاغراق بیش از 90 درصد از قسمتهای مختلف ایران را دیدهام و معتقدم بعضی از شهرهای ایران آن چنان که باید دیده نشدهاند، مثل همدان. همه ما میدانیم همدان با آرامگاه بوعلی و باباطاهر و غار علیصدر و... شهری دیدنی است و قابلیت بالایی برای جلب توریست دارد، ولی عجیب است که فقط تعداد کمی به این شهر میآیند و برخلاف شیراز و اصفهان، کمتر گردشگر خارجی در همدان دیده میشود. در حالی که حیف است، گردشگرهای خارجی این شهر زیبا را نبینند. مساله اینجاست که حتی ایرانیها نیز زیاد به این شهر سفر نمیکنند و معمولا کسانی مسافر همدان هستند که به نحوی این شهر را میشناسند.
بعضی از شهرهای ایران طبیعت زیبایی دارد، مثل شمال کشور که جنگلها و دریای زیبایی دارد، بعضی از شهرهای ایران آثار تاریخی دیدنی دارد مثل اصفهان و شیراز و بعضی دیگر تفریحی هستند، مثل کیش. من در انتخاب سفرهایم به حرف دلم گوش میکنم و به آن شهر سفر میکنم.
راستش اگر بخواهم بگویم کدام شهر را بیشتر برای سفر انتخاب میکنم، در وهله اول شمال کشور است و بعد کیش و شیراز.
دلیل این که شمال را در اولویت قرار دادم، این است که به طبیعت علاقه زیادی دارم، آن هم طبیعتی از جنس درخت و سبزه و دریا. البته، صحبتم به این معنی نیست که کویرگردی را رد کنم. به نظرم هر کس در سفر باید ببیند دوست دارد به کجا برود و دلش کجا آرام میگیرد. ممکن است کسی ده روز با تور به کویر برود و این اتفاقا زیباترین سفر او باشد.
در کنار علاقه به طبیعت، کوهستان را هم به خاطر زیباییهایش بسیار دوست دارم. در مناطق غرب کشور ما مثل سنندج، مریوان، کردستان و... کوهستان و طبیعت با هم آمیخته شده و زیبایی متفاوتی ایجاد کرده است .
آنقدر کوهستان در نظر من جذابیت دارد که علاوه بر دیدن دماوند، سبلان و... حتی به دیدن رشته کوههای هیمالیا هم رفتهام و آنقدر دیدن دریای شمال و دریای جنوب برایم جذاب است که حتی به دیدن دریای مدیترانه، سیاه، اقیانوس آرام و... هم رفتهام.
من اهل این نیستم که در سفرهایم به دنبال کشف روستاها یا مناطق خیلی خاص و بکر باشم. البته چنین جاهایی را هم دیدهام. موقعیت کاری من ایجاب میکند سفرهای زیادی داشته باشم و اتفاقا در این سفرها به مناطق متفاوت و خاص زیادی رفتهام، مناطقی که شاید خودم هیچ گاه به دیدن آنها نمیرفتم. مثلا در زابل به روستای قلعه نو رفتم. روستایی بسیار عجیب و متفاوت که قدمت آن به 7000سال پیش باز میگردد. همین که بدانی به روستایی میروی که 7000سال است که پابرجاست، حتما برایت هیجانانگیز میشود. این روستای مرزی شرایط سوقالجیشی دارد و بافت بلوچی بر آن حاکم است. روستای قلعه نو مردمان مهماندوستی دارد. البته اصولا روستاییها مردمان خونگرم و مهماننوازی هستند به همین دلیل مسافران احساس غریبی
نمیکنند. در انتخاب وسیله سفرهایم، خودم را به هواپیما محدود نمیکنم. شمال و شهرهای نزدیک را با خودروی شخصیام و جنوب کشور را معمولا با هواپیما میروم. خیلی هم فرقی نمیکند.
من اهل سفر هستم و سفرم را در هر صورت میروم. چه خارجی، چه داخلی و چه نزدیک و چه دور، چه پول داشته باشم و چه پول نداشته باشم، چه از قبل جایی را مهیا کرده باشم و چه در چادر بخوابم. مهم این است که بروم و ببینم و دقیقا همین را به هموطنانم سفارش میکنم. شما هم به سفر بروید، تحت هر شرایطی که شده ، زیرا تجربههای ارزشمندی به دست میآورید.
معتقدم یکی از دقیقترین جملاتی که در طول زندگیام درباره سفر شنیدهام، این است که میگویند: بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی. من باور دارم سفر مثل یک دانشگاه کامل است که به فرد درسها و تجربههای زیادی را آموزش میدهد و دوری از آن بیش از هر چیز به خود ما آسیب میرساند. زیرا خودمان را از یک موقعیت پرفایده محروم کرده و به دلایل ریز و درشت مثل پول و سختی راه، امکانات و... تجربههای بزرگی را از دست دادهایم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: