بیتوجهی به فرهنگ اصیل فارسی باعث نوعی فراموشی و گمگشتگی فرهنگی میان نسل جدید میشود و در نتیجه نسل جدید هویت و خود واقعیاش را فراموش میکند و بدون هیچ مقاومتی در خدمت نمادهای فرهنگی بیگانه قرار میگیرد. پس وقتی تفکر نسل جدید تغییر کند، خودبهخود آن فکری که پشت اشکال نمادین بیگانه مستتر است، نمود عینی پیدا میکند؛ در حقیقت، تأثیر خود را میگذارد و به اصطلاح فرهنگ جدیدی خلق میشود.
در جهان امروز به فرهنگ و ادبیات یک کشور به عنوان مقولهای اقتصادی که سودآور یا زیانآور است نمینگرند، زیرا برنامههای فرهنگی پرهزینه، درازمدت و آرام پیش میرود، ولی نقش مهم و تأثیر عمیقی که بر افکار جامعه میگذارد بر کسی پوشیده نیست. فـــرهنگ و ادبیات فارسی در قاموس اندیشه صاحبنظران رسانههای دیداری و شنیداری قدرتمند شده و با توجه به سلایق و علایق روزآمد مردم برنامهسازی میشود، به این معنی که مردم را مجذوب نمادهایی میکند که ریشه در هویت آنها دارد.
امروزه یکی از اصلیترین کارکردهای رسانهها، فرهنگسازی است. ما معمولا درباره بحرانهایی مثل بحران محیطزیست، آلودگی هوا، افزایش جمعیت، بحران ناشی از کاهش سرمایههای اجتماعی یعنی کاهش اعتماد بین گروههای مختلف و نیز بین افراد، بحرانهای بینالمللی که به اشکال مختلفی روی جامعه و زندگی مردم تاثیرگذار است صحبت میکنیم، اما درباره بحران فرهنگی و ادبیات فارسی و جایگاه و تاثیر آن در رسانه کم و گذرا حرف میزنیم.
رسانه فقط یک ابزار در زندگی روزانه ما نیست؛ فناوریهای رسانهای و ارتباطی از نوع ابزارهایی با عملکردهای محدود نیست. رسانههای جمعی و ارتباطی اساسا ابزار نیست، بلکه یک چارچوب یا موقعیت برای زندگی است. جهان ویژهای است که ما در آن استقرار پیدا میکنیم،نه اینکه رسانهها در زندگی ما استقرار پیدا میکنند. بحث درباره رسانه و فرهنگ به این واقعیت برمیگردد که رسانهها به عنوان جهان امروزی که ما در آن استقرار پیدا کردیم و انقلابی که ساختار عواطف و احساس ما را دگرگون میکند، جایگاهی خاص و اجتنابناپذیر دارند که اگر به آن توجه شود از پلههای سعادت و ترقی مخاطبان رسانه بالا میروند، در غیر این صورت، قدم به بیراهه میگذارند.
کیهان رویایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم