گفت‌وگو با دکتر غلامحسین مراقبی، عضو اتاق فکر برنامه‌های ادبی سیما

سواد برای​کارشناس رسانه کافی نیست

پای سخنان دکتر غلامحسین مراقبی، استاد دانشگاه تهران و عضو اتاق فکر برنامه‌های ادبی سیما و برنامه ادبی «چکامه» و «زنگ فارسی» نشستیم. این دو برنامه از شبکه جهانی جام‌جم پخش می‌شود. دکتر مراقبی در این مجال از کم و کیف برنامه چکامه سخن به میان می‌آورد و نگاهی آسیب‌شناسانه به برنامه‌های ادبی و کتاب محور رسانه ملی می‌اندازد.
کد خبر: ۶۱۸۲۷۴

با توجه به این که اقبال مردم به کتاب کم شده، شاید بشود گفت برنامه‌های کتاب‌محور و ادبی نیز مخاطب کمی خواهند داشت. شما در برنامه‌های ادبی چه رویکردی دارید تا این برنامه مخاطبان بیشتری را با خود همراه کند؟

اگر منظور مخاطب ایرانی است باید بگویم مخاطب ایرانی شوربختانه دیگر کتاب نمی‌خواند و کتاب برای او دارد غریبه می‌شود. اینجا وظیفه صداوسیما ایجاد انگیزه کتابخوانی و پرکردن خلأ موجود است.

صداوسیما چگونه باید این خلأ را پر کند؟

باید ادبیات پارسی را برای مردم قابل فهم کند. برای دستیابی به این خواسته باید از کارشناسانی بهره بگیریم که اولا زبانی مناسب برای گفتن داشته باشند، محتوا متناسب با حال و مقام مخاطب باشد و چینش برنامه‌ها مناسب باشد تا مخاطب خسته نشود.

برنامه چکامه یکی از پرمخاطب‌ترین کارهای ادبی سیما در این روزها است، اهداف این برنامه چیست؟

چکامه، مجله‌ای ادبی است بر پایه ادبیات، یعنی زیربنای این برنامه را ادبیات پارسی قرار داده‌ایم. ما در اتاق فکر زبان پارسی را پایه‌ می‌دانیم. ادبیات پارسی در زبان ما متبلور می‌شود. ادبیات ما گاهی آنقدر پیچیده و دشوار است که به تفسیر و واگشایی نیاز دارد؛ مثلا درباره غزلیات حافظ اختلاف‌های بسیاری وجود دارد و هر کس سعی دارد حافظ را از دیدگاه و منظر خودش بیان کند، اما واقعیت چیست؟ جامعه به سوی پیشرفت می‌رود. ادبیات هم پیشرفت می‌کند و حتی تفسیرها هم گونه دیگری می‌شوند. مثال می‌زنم. شیوه نقدی به نام هرمنوتیک وجود دارد که ما در ادبیات خودمان می‌توانیم بگوییم تاویل است. مثلا در تفسیر شعر حافظ باید آن را با توجه به زمان حافظ تفسیر کنیم یا این که برداشت من مهم است؟ این بحث‌ها اختلاف بسیاری ایجاد می‌کند. مثلا اگر خواستیم تنها برداشت حافظ را نسبت به یکی از غزل‌هایش بدانیم، باید زمانی که شعر سروده شده، حاکمی که آن زمان حکومت می‌کرده، معیشت و جامعه‌شناسی آن زمان و این را که حافظ در چه حالی بوده​، بدانیم. از این رو باید از نظر کارشناسان بهره ببریم که کارشناسان هم دیدگاه‌های مختلفی دارند و فراموش نکنیم برنامه‌های جام‌جم دیدگاه برون‌مرزی دارند یعنی باید نیاز برون‌مرزی را پوشش دهیم.

به نظر شما پرداختن به همه این موضوعات در یک برنامه ادبی امکان‌پذیر است؟

خوشبختانه برنامه دیگری با عنوان «زنگ فارسی» با این رویکرد در شبکه جام‌جم وجود دارد که بنده سخنور آن هستم. همچنین باید شادکامانه بیان کنم برنامه دیگری بزودی روی آنتن می‌آید که بسیار فنی‌تر و زیباتر به ادبیات پارسی می‌پردازد یعنی بخشی از ادبیات پارسی را که در برون مرز انعکاس پیدا کرده، بیان می‌کنیم و کاستی‌ها را نشان می‌دهیم و می‌گوییم زبان و بویژه شعر پارسی در همه زبان‌ها براحتی ترجمه می‌شود. مثلا تاثیر ادبیات ایران بر ادبیات آلمان را واکاوی می‌کنیم، می‌گوییم آیا گوته توانسته بود ادبیات ما یا حافظ را درک کند و خیلی صحبت‌های دیگر.

یادمان باشد ادبیات پارسی از گذشته دور یعنی از سده 12 میلادی از ایتالیا آغاز شد و در واقع تاثیرگرفت. از بهترین کتاب‌های تاثیرگذار بر ادبیات اروپا می‌توان به کتاب «هزار و یک شب» اشاره کرد که جووانی بوکاچیو و دیگران از آن استفاده کردند و کارهای دیگری مانند «سِندبادنامه» نه «سَندبادنامه». اینها دو قصه متفاوت هستند. سَندبادنامه، قصه‌ای است در هزار و یک شب، اما سِندبادنامه داستانی است از زبان پهلوی در زمان ساسانیان و ما در این برنامه خردمندی‌ها و حرف‌های نهفته در آن را واگشایی می‌کنیم، اما در برنامه چکامه سعی داریم از کارشناسان خوب زبان فارسی بهره بگیریم و زیبایی‌های این زبان را عیان کنیم. از سوی دیگر برای جذاب شدن برنامه ما در چکامه سعی داریم برنامه را به صورت چالشی پیش ببریم. اگر در یک برنامه بتوانیم بین مجری و کارشناس چالش عملی ایجاد کنیم، برنامه زیبا می‌شود و از همه مهم‌تر اگر می‌خواهیم مخاطب برون‌مرزی را جذب کنیم، بهتر است موضوعاتی را انتخاب کنیم که برای آنها هم جالب باشد.

چرا مخاطب عام با این آثار کمتر ارتباط برقرار می‌کند؟

باید بگویم آنها هم که اهل مطالعه و کتاب هستند با بسیاری از برنامه‌های کتاب و ادبیات محور کمتر ارتباط برقرار می‌کنند. چرا؟ چون خستگی از برخی از این برنامه‌ها می‌ریزد. عموما زبانشان گویا نیست و شیوه پردازش آنها اشتباه است. مثلا برای معرفی یک کتاب به همان سبک‌های قدیمی رفتار می‌کنند. اگر لحن مجری هم بی‌انرژی باشد، دیگر خیلی بد می‌شود در حالی که حتی حرکات دست و ایما و اشاره در انتقال مفاهیم و جذب مخاطب تاثیر دارد. برای برنامه‌های برون‌مرزی لازم است به شیوه خاصی صحبت شود. به همین دلیل ما در برنامه چکامه از واژه‌سازی و زبان پارسی مثال می‌آوریم. گاهی حتی از کتاب دهخدا انتقاد می‌کنیم. یادمان باشد باید پویش‌گرانه پیش رویم و مطالعه و شهامت ساخت واژه نو را داشته باشیم. برنامه‌ها باید کوتاه و مفید باشند تا کسانی که با ادبیات ارتباط ندارند هم بتوانند ارتباط بگیرند. به طور کلی اگر برنامه‌ها با مسئولیت و شور و شوق اجرا شوند، مخاطب خواهد داشت نه این که بگویم زودتر تمامش کنیم برویم!

مجری و کارشناس در این برنامه‌ها چه جایگاهی دارند؟

برنامه‌ای که مجری قبلا درباره آن مطالعه نکرده باشد و از کارشناس بپرسد امروز چه بگویم، سرانجام خوشایندی نخواهد داشت. این طوری کارشناس مجبور است با مطالعه، آگاهانه و مسئولانه جلو بیاید. نه این که وقت مردم را تلف کند و به تلویزیون ملی لطمه بزند.

ما در برنامه چکامه به تطبیق ادبیات خودمان با ادبیات جهان مانند آلمان، روسیه، آمریکا و فرانسه می‌پردازیم.

مریم احمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها