دکتر اسماعیل آذر، مجری و کارشناس برنامه پرمخاطب «مشاعره» درباره رویکرد صدا و سیما در زمینه ادبیات میگوید: در چند سال اخیر، صدا و سیما خوشبختانه به صرافت تهیه و تولید برنامههای ادبی افتاده است و این برنامهها کم و بیش در شبکههای مختلف دیده میشود. برنامههای ادبی از هر دست میتواند مفید باشد، چون ایران قطب فرهنگی جهان و محور این قطب، شعر است. این اشعار شامل آثار کهنی است که بتازگی جایگاهی در ژانر دفاع مقدس برای خود به دست آورده است؛ بنابراین نمود آنچه را تلویزیون تا به حال انجام داده در برنامههای مشاعره دیدهایم.
آذر درباره لزوم استفاده از شخصیتهای طراز اول ادبی یادآوری میکند: نکته اینجاست که اصولا باید تلویزیون از شخصیتهای طراز اول ادبی بهره بگیرد وگرنه ارزشها به ضد خودش تبدیل میشود. ما الان صدها استاد زبان و ادبیات فارسی در کشور داریم که بیشترشان مایلند با صدا و سیما همکاری داشته باشند. صداوسیما باید از این استادان در رشتهها و گرایشهای خاص بهره بگیرد.
وی با اشاره به اینکه ادبیات، آینه تمامنمای مسائل دینی و عرفانی ماست، توضیح میدهد: ما گاهی نمود فلسفه و مسائل دینی را میتوانیم در شعر و سبکهای ادبی ببینیم. شاعران ما در طول تاریخ شاید هزاران بیت براساس مفاهیم قرآنی سرودهاند و اینها منابع و ذخایر ارزشمندی است که انسانهای متخصص باید بتوانند از آن بهرهمند شوند.
راه پرمخاطب شدن برنامه ادبی
دکتر آذر درخصوص علاقه مردم به شعر و افزایش مخاطب در برنامه مشاعره عنوان میکند: مخاطب برنامه مشاعره در روزگار نخستین فقط 3000 تا 4000 نفر بود و الان بیش از 150 هزار نفر از بچههای کوچک تا زن و مردهای مسن برای حضور در برنامه و شعرخوانی اظهار علاقهمندی کردهاند. این مساله نشان میدهد جریانی بهپاشده که طیف مثبت خودش را نشان داده و نمود مثبت بودن این طیف همین افزایش مخاطبان است. قصد داریم در آینده نزدیک کارهای دیگر ادبی هم انجام دهیم. من اعلام میکنم با هر برنامه یا رسانهای که بخواهد در زمینه ادبیات فعالیت کند، حاضرم در زمینه محتوا و کارشناسی بهطور رایگان مشورت بدهم.
لزوم حفظ آرامش و دوری از جنجال
آذر با اشاره به اینکه لزومی ندارد به سمت برنامههای چالشی ادبی برویم، میگوید: معمولا وظیفه ادبیات فارسی این است که به مردم آرامش بدهد و در ادبیات نباید به دنبال چالش باشیم. ادبیات و مراتب عرفانی و دینی باید برای انسان آرامش ایجاد کند و وظیفه ما این است که چنین فضایی را به جامعه تلقین کنیم. البته ممکن است بحثی اتفاق بیفتد، اما اصولا ادبیات کمتر به مباحث گفتوگویی یا چالشی میپردازد.
این استاد ادبیات با ابراز نگرانی نسبت به برنامهای که پخش آن در «جامجم» قطع شده، تشریح میکند: ما در شبکه جهانی جامجم برنامهای تخصصی به نام «ادبستان» داشتیم و در تمام دنیا مخاطبان فراوانی به دست آورده بود. ما خودمان دوست داشتیم این برنامه تخصصی و شیرین در زمینه ادبیات ادامه پیدا کند. متاسفانه مدیریت جدید، این برنامه را به هر دلیلی حذف کرد و به جای آن برنامهای گذاشت که به ادبیات آفریقا و دیگر کشورهایی که مستوجب توجه نبود، میپرداخت. این گله را دارم نباید برنامهای که هفتهای یک ساعت بود و مردم را از هویت ادبی خودشان آگاه میکرد و گفتوگو محور بود، قطع میشد. نه این مدیریت، بلکه مدیریتهایی که پس از آقای فانیان آمدند، با عده خاصی در شبکه کار را شروع و برنامههای ادبی را حذف کردند.
نقد ادبی در تلویزیون
وی درباره تاریخچه استفاده از نقد ادبی میگوید: نقد ادبی در قرن بیستم ظهور کرد و شخصیتی مثل فردیناند دوسوسور، زبانشناس سوئیسی نظریههایی بیان کرد و نقدهای فرمالیستی، ساختاری، پساساختاری و بینامتنی مطرح شد.
آذر با اشاره به علاقه در زمینه نشر برنامههای تخصصی توضیح میدهد: دوست داریم این نظریهها را علاوه بر تدریس در دانشگاه به همه مردم انتقال دهیم، اما این یک طرف قضیه است و باید به طرف دیگر نیز فکر کرد. من مایلم تمام جلساتم در انجمن ادبیات تطبیقی را ضبط کنم و به صداوسیما بدهم و حاضر به همه نوع همکاری در زمینه ادبی هستم. به نظر میرسد الان برنامههای ادبی در کشوری که محور آن ادبیات فارسی است، میتواند بهتر از این باشد. برنامههای شعرخوانی، نقد ادبی و... باید بیشتر باشد.
وی با اشاره به فراهم بودن زمینه چالش در نقد ادبی یادآوری میکند: برنامههایی در زمینه نقد ادبی میتواند در مسیر چالشی قرار بگیرد و بر اساس دال و مدلول مسالهای را به چالش بکشد. مثلا میتوانید چند حرف مثل بارت و ژراژنو را با هم مقایسه، به هم نزدیک یا از هم دور کنید؛ اما باید فرصت طرح آن باشد. الان شبکههایی مثل آموزش به این مساله توجه میکنند، ولی در شبکههای دیگر کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
آذر سپس با ابراز گلایه از مدیریت پخش شبکه دو و پخش نشدن یک برنامه ادبی تشریح میکند: حدود سه سال قبل برنامهای به نام «مولوی و جامعه» ساختیم. این برنامه 26 قسمت 30 دقیقهای در حوزه روانشناسی و ادبیات بود و برای آرامش جامعه ساخته شده بود. شبکه دو سیما این برنامه را به ما سفارش داده بود و در آن ده استاد طراز اول حضور داشتند. ما به زندانهای کشور رفتیم و با شخصیتهای خطرناک صحبت و علت آن را با محوریت مولانا جلالالدین بلخی مطرح کردیم. متاسفانه سه سال است این برنامه خاک میخورد و معتقدند جدول پخش مناسب برای آن وجود ندارد. محور این برنامه شعر و مولوی است و من و دکتر گلزاری بهعنوان روانشناس ـ مجری آن هستیم و حتی گزارشگر ما استاد جامعهشناس است و موسیقی و مثنویخوانی نیز در آن انجام میشود.
راهکار برنامهسازی ادبی موثر
آذر درباره راهکارهای برنامهسازی ادبی موثر میگوید: باید اتاق فکری برای طرح برنامههای ادبی وجود داشته باشد که افراد متخصص طرحهای خودشان را ارائه کنند و از درون آن طرح مناسبی بیرون بیاید و در عین حال حقوق استفاده از طرح طرفین رعایت شود. چند کارگردان خوب باید حضور داشته باشند و نظر بدهند تا این برنامه ساخته شود. گروههای کارگردانی و کارشناسی باید روی این مسائل کار کنند، چون ذهنیت جامعه را به دست میگیرند.
کمبود مضامین ادبی - اجتماعی
رشید کاکاوند، کارشناس ادبیات و مجری برنامههای پرمخاطب «دور میز شب» و «هزار و یکشب» درباره استفاده از ادبیات در تلویزیون میگوید: یکی از مهمترین مسائل هنر و اندیشه که ادبیات بخش جداییناپذیر آن محسوب میشود، این است که هیچ گاه به طور جدی به مفاهیم و درونمایه ادبیات نمیپردازیم.
کاکاوند با اشاره به مناسبتی بودن برنامههای ادبی متذکر میشود: بیشتر برنامههای ادبی تلویزیون به صورت مناسبتی است؛ مثلا در دهه اول محرم به شعر عاشورایی میپردازیم، در ماه رمضان به دنبال مناجاتنامههای ادبی میرویم یا در ایام جنگ تحمیلی به سمت شعر مقاومت گرایش پیدا میکنیم. این امر ضمن لازمبودن به تنهایی باعث میشود ادبیات به مفهوم گسترده با غفلت مواجه شود و کمتر به درونمایههای اصلی ادبیات روزگار خودمان توجه کنیم. مثلا ادبیات اجتماعی کمتر در رسانه ملی مطرح میشود و تاثیر ادبیات اجتماعی بیشتر در قالب فکاهی بوده است و نه طنز. به همین دلیل ادبیات مطرح شده در رسانه، نماینده کامل ادبیات نبوده و مخاطب هم به شنیدن این نوع ادبیات زیبا عادت کرده است ضمن اینکه این بخشی از رسالت ادبیات است و شاید کارکرد رسانه هم همین باشد.
جایگاه ادبیات تخصصی
مجری برنامه پرمخاطب «رادیو هفت» معتقد به استفاده از ادبیات تخصصی در رسانه نیست و میگوید: جای ادبیات تخصصی در رسانه نیست و باید در محافل و مجلات تخصصی دنبال شود. زبان ادبیاتی را که به کار میبرم تخصصی نیست و تمام تلاشم این بوده ادبیات را به صورت جدی و برای توده مردم استفاده کنم. منظور من بیشتر استفاده از مضامین جدی ادبیات است.
وی ادامه میدهد: در فنیترین شکل ما از ادبیات زیبا، دلانگیز و لذتبخش استفاده میکنیم و شاعری هم قطعه شعری را معرفی میکند. در اشکال غیرایدهآل هم از ادبیات کاملا محدود با مضامین سفارشی و طبق دستورالعمل این ادبیات انتخاب و در برنامهای خوانده میشود. گاهی شعر و نوع ادبی که در رسانه به کار میرود، خیلی دلچسب نیست. به نظر الزامی است یک مجری تلویزیون که مسابقهای اجرا میکند، حتما ابتدای برنامه یک بیت شعر بخواند. البته بحث غلطخوانی ادبیات و اشعار فارسی توسط برخی مجریان هم آسیب زننده است.
طرح نشدن ادبیات به عنوان نیاز
کاکاوند با اشاره به اینکه ادبیات در رسانه جدی نیست، میافزاید: ادبیات بهعنوان یک نیاز مطرح نمیشود و بیشتر به شکل خوشایند مردم مطرح میشود. همانطور که میدانید در تاریخ فرهنگ این کشور، مهمترین مقوله فرهنگی بدون تردید ادبیات فارسی است، اما امروزه ادبیات در رسانه به دلیل ماهیت رسانه جدی نیست. خودم در برنامه رادیو هفت فقط شعرهای زیبا میخوانم تا مردم لذت ببرند. گاهی در «دو قدم مانده به صبح» مباحث جدی مطرح میکردیم، اما این روزها بیشتر در رادیو هفت حضور دارم که برنامهای زیباست تا مردم قبل از خواب به آرامش برسند.
وی یادآوری میکند: ادبیات جدی باید از لحاظ جدیبودن دغدغه مردم باشد، زیباییشناسی مردم را ارتقا و اعتماد مردم را نسبت به رسانه افزایش دهد. ادبیات بیشتر به وسیله من و همکارانم به صورت یک تفریح ادبی مطرح میشود. گاهی برنامههای طنز به معنای واقعی گزنده نیست و بیشتر حالت فکاهی دارد تا طنز.
ادبیات، برنامه چالشی نمیخواهد
کاکاوند درباره اینکه زمینه لازم برای ایجاد برنامه چالشی در زمینه ادبیات در تلویزیون فراهم است یا نه، میگوید: معتقدم در فوتبال و سینما امکان ساخت برنامه چالشی وجود دارد، چون حواس توده مردم به آن است، اما ادبیات و مقولات عمیق فرهنگی جدا از اینکه از جنس هیاهو نیست، مبنای تفکر ما درباره فرهنگ هم این است که در آن هیچ قطعیتی وجود ندارد و همه چیز نسبی است. اگر بخواهیم یک نویسنده را زیر سوال ببریم باید بحثهای تخصصی ادبی راه بیفتد که مخاطب عمومی ندارد. وقتی موضوعی مخاطب داشته باشد، نقد آن هم میلیونی میشود. متاسفانه ظاهرا خیلی مهم است برنامهای به تحلیل بازی بازیکنان بپردازد، اما این درباره شعری که مردم نمیخوانند اتفاق نمیافتد. به یاد میآورم عمران صلاحی به احمدرضا احمدی گفت اگر میخواهی کتابت فروش برود، به فلان بازیکن معروف فوتبال بگو برایت مقدمه بنویسد! این جمله طنز است اما درد بزرگی در آن نهفته است.
وی میافزاید: به دلیل شرایط اجتماعی و مسائل مختلف الان دغدغه مردم دیگر فرهنگ نیست. فکر میکنید چند نفر پای یک برنامه چالشی ادبی مینشینند که دغدغه فرهنگی دارند؟
ادبیات جدی، لزوما اتوکشیده نیست
مجری برنامه «دور میز شب» درباره راهکارهای لازم برای ساخت یک برنامه تلویزیونی با مخاطب عام و خاص میگوید: اولا باید ادبیات به شکل جدی مطرح شود، اما جدی بودن به معنای اتوکشیده و عبوس بودن آن نیست. ما عادت کردهایم استادان ادبیات را به شیوهای عصاقورت داده روبهروی دوربین ببینیم. امکان مطرح کردن ادبیات به زبان ملموستر وجود دارد و این کاری است که سعی کردم طی این سالها انجام دهم. اگر برنامه رادیو هفت در سال 91 رتبه برنامه پرمخاطبتر از «نود» ورزشی را به دست آورد، به این دلیل بود که به زبانی ساده بیان میشد.
علاقه ذاتی ایرانیان به ادبیات
کاکاوند ادامه میدهد: امکان دارد مقوله جدی فرهنگ را با زبانی ملموس و با لحنی جدی مطرح کرد. مردم ایران به صورت غریزی با ادبیات رابطه دارند. بخش بزرگی از تبلیغات بازرگانی با کلام موزون، شعر و ترانه پخش میشود و در اکثر مواقع از آن استقبال میشود. درواقع مردم همچنان به این مقوله اهمیت میدهند، اما حواسشان نیست.
وی میافزاید: اگر حواس ما باشد که مردم به صورت ذاتی به ادبیات علاقه دارند، امکان حرکت در مسیر ادبیات وجود دارد.
همین برنامه تفریحی مشاعره اکنون مخاطبان بسیاری پیدا کرده است. با وجود این، شرایط به گونهای است که مردم علاقهمندی به ادبیات را فراموش کردهاند.
خلاقیت در استفاده از علاقهمندی پنهان
این مجری برنامههای ادبی میگوید: اگر آن قدر باهوش باشیم که از این علاقه پنهان، اصیل و تاریخی مردم به شکل سالم و جدی استفاده کنیم، تلویزیون میتواند یک برنامه پربیننده بسازد. ویژگی بالقوه این برنامهها میتواند جذب حداکثری مخاطبان باشد. باید خلاق باشیم، ادا درنیاوریم، خودمان نسبت به ادبیات جدی باشیم و زبان برقراری ارتباط ادبی با مردم را بدانیم. کاکاوند با اشاره به دورشدن از حوزه طنز اجتماعی یادآوری میکند: در حوزه طنز ما بیشتر فکاهیات را در رسانهها رواج دادیم و فکر کردیم طنز است. گلآقا طنز نیست، بلکه طنز مطبوعاتی است و فقط قلقلک میدهد. طعم طنز حقیقی، تلخ و بیشتر به معنای انتقاد است. کمتر زمانی را به یاد میآوریم که یک مقام عالیرتبه به منتقد خودش جایزه داده باشد. بنابراین وقتی فردی جایزه دریافت میکند، طنزپرداز نیست. بعد از چرند و پرند دهخدا ما دیگر طنز نداشتیم. اکثر طنزها مطبوعاتی است و معمولا روزنامهای هم که مجوز نشر میگیرد یعنی گزندگی اولیه خودش را از دست داده و تنها ظاهر انتقادی دارد.
لزوم استفاده از متخصصان
کاکاوند درباره راهکارهای برنامهسازی موفق ادبی عنوان میکند: باید افرادی را که به قالب رسانه و ادبیات آشنا هستند و دریافت درستی از شعر و ادبیات دارند به صورت یک هیأت کنار هم بیاوریم. متخصص فقط به معنای داشتن دکتری ادبیات نیست، بلکه کسی است که تجربه، نگاه سالم و از همه مهمتر دغدغه ادبی داشته باشد. این فرد متخصص نباید ادبیات را بهعنوان یک مقوله زیبا یا ابزار نگاه کند، بلکه ادبیات باید برایش بهعنوان آینه تمامنمای فرهنگ یک ملت باشد. ادبیات ابعاد مختلفی دارد و مثل شعر حافظ است که هر شخصی باید به یک گونه با آن برخورد کند. دلسوختگان ادبیات باید اتاق فکری تشکیل دهند تا بتوانند ادبیات را از گوشه گرد و غبار گرفته بیرون بیاورند. یک برنامه موثر ادبی حتی میتواند برنامه نود را هم کنار بزند. وی ادامه میدهد: بدون اینکه بخواهم به اهل سیاست توهین کنم و آدم سیاسی باشم باید به این اشاره کنم اگر سیاست رد قدمهایش را از فرهنگ پاک کند، آن وقت میتوانیم روزهای خوبی در زمینه فرهنگ داشته باشیم.
نزدیکی ادبیات به درد توده مردم
کاکاوند با اشاره به اینکه ادبیات ما در این سالها مسائل جدی را مطرح نکرده، توضیح میدهد: ادبیات به درد توده مردم نزدیک نشده است. چرا ما شاعران زیرزمینی را به جای خوانندگان زیرزمینی روبهروی دوربین نمیآوریم؟ معمولا شاعران حرف بسیاری برای گفتن دارند و مثل یک اندیشه و حس خلاق است که شعرش میتواند دردمندانه باشد. وی در پایان میگوید: متاسفانه عادت کردهایم زخمهایمان را پنهان کنیم؛ بنابراین وقتی درد پنهان باشد، چطور میتوانیم به دنبال درمان باشیم. تمام ادبیات شادی نیست، بلکه گاهی شاعران براساس احوال اجتماعی اشعار غمانگیز هم میگفتند و نمیشود این اشعار را مطرح نکرد. هرگاه ادبیات ما اوج گرفته، سرزمین و کشورمان نیز به تعالی رسیده است.
نسرین بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم