گروه کودک و نوجوان این شبکه از اولین گروههایی بود که به فعالیت در جهت رسیدن به این اهداف پرداخت و از آن زمان تاکنون این گروه توانسته با ساخت برنامههایی شاد و آموزنده همچون دوستان،سرزمین الفبا، خونه خاله و بچههای ایران به جذب مخاطبان کوچک بسیاری نائل شود. هنرمندان و برنامهسازان گروه کودک این شبکه مشغول ساخت برنامهای عروسکی ـ نمایشی با نام «آقاجون سلیمون» هستند. لوکیشن کار طبقه پنجم سینمافردوسی واقع در خیابان انقلاب است.پس از بالا رفتن از 120 پله به محل ضبط میرسم. ساعت 3 بعد از ظهر است. بچهها یکییکی میآیند. عوامل فنی مشغول آماده کردن تجهیزات نور، صدا و دکور هستند. دکور کار به خانهای قدیمی شباهت دارد با حیاطی بزرگ پر از گلهای رنگارنگ و وسایلی که خانه پدربزرگها را بهخاطر میآورد.
تغییر ذائقه مخاطب
جمال حاتمی، تهیهکنندگی کار را به عهده دارد. او بیش از 9 سال است در زمینه برنامهسازی کودک فعالیت میکند و در کارنامهاش برنامههای موفقی چون جمعمون جمعه، آبرنگ، کلون و مستند بازیهای خاکستری به چشم میخورد. وقتی از او درباره چگونگی شکلگیری طرح برنامه میپرسم، میگوید: طرح اولیه این کار را آقای میرکیانی، مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه جامجم ارائه کرد. دوست داشتیم برنامهای جالب توجه برای بچهها بسازیم. احساس کردیم در کنار این همه عمو و خاله جای یک پدربزرگ خالی است؛ پدربزرگی که بتواند تجربیات نسل گذشته را به بچهها انتقال دهد. به اعتقاد من ارتباط بچهها با پدربزرگ و مادربزرگ همیشه نزدیکتر و شیرینتر است تا حتی با پدر و مادر و معتقدم بازی و شادی و دست و جیغ به جای خود، اما ما برنامهسازان موظفیم ذائقه مخاطب را نیز تغییر دهیم. در این کار روی اتفاقات بیش از دیالوگها تمرکز کردیم و سعی میکنیم اتفاقات شیرینی را برای مخاطب رقم بزنیم. حاتمی درادامه میافزاید: حدود چهار سال پیش نیز سری اول آقاجون سلیمون به پخش رسید که آن زمان تمرکز بر آموزش بازیهای ایرانی و مهارتهای زندگی بود، اما در این سری محوریت کار ما ادبیات فارسی است. در ضمن کار قبلی به صورت زنده پخش میشد، اما اکنون تولیدی کار میکنیم و برنامه و عواملش پختهتر از قبل شدهاند. امیدواریم با آغاز فصل زمستان این مجموعه را روی آنتن بفرستیم.
آموزش مثلها با نمایش
ساعت نزدیک 16 است. محمد میرمعصومی، کارگردان برنامه عوامل را با هم هماهنگ میکند. مهسا ایرانیان و شراره طیار، صداپیشههای برنامه پشت میکروفن مینشینند. نسیم یاقوتی و اعظم صانعی هم که کار عروسک گردانی را به عهده دارند در جایگاه خود مستقر میشوند. مجری –بازیگر برنامه جلیقه و شلوار طوسی رنگی پوشیده و عینکی با قاب پهن به چشم دارد. موهای جوگندمی و کلاه روی سرش او را به یک پدربزرگ تمامعیار تبدیل کرده است. موسیقی کار به صورت سرصحنه اجرا میشود. پدربزرگ روی تختی قدیمی مینشیند و کتاب مثنوی را برمی دارد. با بچههای توی خانه سلام و احوالی میکند و میگوید: «خوب است گاهی بچهها کنار بابابزرگها بنشینند و قصه و حکایت گوش کنند تا وقتی خودشان بزرگ شدند بروند دنبال کتاب که بهترین دوست است. سپس پدربزرگ بلند میشود و همراه عروسکها تصنیف معروف سلام را با موسیقیای شاد میخوانند: من میگم سلام/ تو بگو سلام/ همه با هم سلام/ من میگم بخند/ تو بگو بخند/ تو بخند تو چشمام... بعد قسمت اصلی کار که آموزش ضربالمثل است آغاز میشود. نام این قسمت: اگه پشت گوشت رو دیدی». با پایان یک بخش از کار فرصت مناسبی دست میدهد تا با محمد میرمعصومی به گفتوگو بنشینم. او که ساخت برنامههای پرمخاطب و آموزندهای چون قصههای عمونوروز، رسیدیم و رسیدیم و یک لقمه فیل را در کارنامهاش دارد در مورد قصه کار میگوید: ابتدا باید بگویم با توجه به نظرسنجیهایی که از مخاطبان انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که کودکان و نوجوانان مقیم خارج از کشور علاقه زیادی به فرهنگ و آداب و رسوم ایران دارند. آنها حتی به معماری ایران نیز علاقه نشان میدهند و والدینشان خواهان این هستند که فرزندانشان با ادبیات و زبان فارسی بیشتر آشنا شوند، بنابراین با توجه به این نیاز مخاطب و این که از اهداف شبکه جامجم آموزش زبان فارسی به کودکان است، مصمم شدیم این مجموعه را به تولید برسانیم. در مورد قصه کار باید بگویم اینجا درواقع یک خانه و یک کارگاه عروسکسازی است که پیرمردی به نام آقاجون سلیمون در آن زندگی میکند و سالهاست که به عروسکسازی مشغول است تا این که یک روز دو تا از عروسکها پیش چشم او جان میگیرند و زنده میشوند. این مجموعه 90 قسمت ده دقیقهای و به صورت اپیزودیک است. در هر قسمت اتفاقاتی میافتد و داستان کار را شکل میدهد. ما ساختار سه پردهای را در این مجموعه رعایت کردهایم؛ یعنی آغاز، میان و پایان.
لحظه به لحظه این کار مفهومی است و در هر اپیزود بچهها با یک ضربالمثل زبان فارسی به زبان ساده آشنا شده و مفهوم و کاربرد آن را میآموزند. بازیها در این کار ریتمیک است و رگههای زیادی از طنز وجود دارد. از اشعار و تصنیفهای قدیمی زیاد استفاده شده است. برای رعایت چینش کار سعی کردهایم هماهنگی بین بچههای تماشاچی و بازیگر برقرار کنیم تا بچهها واقعا حس کنند با یک پدربزرگ روبهرو هستند و او را باور کنند. این کارگردان درباره ویژگی متنهای برنامه میگوید: ما به موضوعاتی چون احترام به بزرگتر، تنبلی، پرخوری، حسادت، کمک به دیگران، مهربانی، شجاعت، کار و تلاش و... توجه کردهایم. متنها را بسیار ساده و کوتاه همراه با دیالوگهای آهنگین در نظر گرفتهایم تا برای مخاطب شش تا ده سال کسلکننده نباشد. میرمعصومی در مورد شخصیتهای مجموعه این گونه ادامه میدهد: در این کار سه شخصیت داریم. آقاجون سلیمون پیرمردی مهربان و باتجربه است. او بسیار مطالعه میکند و داستانهای بسیاری میداند که برای بچهها تعریف میکند. خیلی مهربان است و به سنتهای ایرانی علاقه دارد، اما خودش را به روز کرده و با زندگی امروزی بیگانه نیست. دو عروسک داریم به نامهای سرور و سالار. سرور کلاه و شلوار و گیوههای قهوهای رنگ و پیراهن و جلیقه میپوشد. این عروسک از اسفنج، پارچه و خمیر کاغذ ساخته شده است. پسری تنبل و پرخور و کمی شیطان است و گاهی خرابکاری میکند. سالار تداعیکننده عروسک مبارک است. او پیراهنی به رنگ بنفش و جلیقهای زرد رنگ و کلاهی قهوهای بر سر دارد و تماما از چوب ساخته شده است. کمی داناتر است و اهل تلاش و کوشش. شخصیت معتدلی دارد و گاهی ناآگاهانه اشتباهاتی مرتکب میشود. صداپیشهاش هم با سوت سوتک (سفیر) صدای آن را اجرا میکند. باید بگویم این دو عروسک به صورت نخی گردانده میشوند و به هر کدامشان 12 نخ نامرئی وصل است. امروزه شاهد حجم بالایی از عروسکها ی تنپوش یا دستکشی و فکزن در برنامههای مختلف هستیم و ما صرفا به منظور بالا بردن جذابیت کار از عروسک نخی که گردانندگیاش نیز بسیار مشکل است، استفاده کردهایم.
دکور و موسیقی شاد
از میرمعصومی میخواهم در مورد دکور کار توضیح دهد که میگوید: دکور شامل خانه، کارگاه و باغچه است که از جنس چوب و یونولیت از سویمنوچهر درویش علیپور ساخته شده است. از رنگهای شاد و متنوع استفاده شده تا جذابیت بصری داشته باشد و تلفیقی است از معماری سنتی و مدرن. در چینش وسایل صحنه از صندوقچه و چراغ نفتی و ظروف سفالی و صنایع دستی استفاده کردهایم تا خانه یک پدربزرگ را تداعی کند. وی همچنین درباره موسیقی میگوید: میبینید موسیقی کار سر صحنه و با استفاده از ریتمهای شش و هشت قدیمی است با ترانهها و تصنیفهایی که حس نوستالژیک دارند. موسیقی تیتراژ نیز با صدای استاد مرتضی احمدی است و قرار است در آینده ده کلیپ با محوریت قصههای کودکانه برای کار ساخته شود که در خلال مجموعه به پخش خواهد رسید. امیدواریم بتوانیم گوش بچهها را با موسیقی زیبای ایرانی آشنا کنیم.
عاشق بچهها هستم
مهرداد نظامآبادی در زمینه گرافیک تحصیل کرده و سالهاست در تئاتر و تلویزیون به فعالیت مشغول است. از جمله بازیهای او میتوان به سریالهای «ردپای دوست» و «کوی دامون» اشاره کرد. او همچنین سالهاست در زمینه آموزش نمایش خلاق به کودکان و خردسالان فعالیت دارد. نظامآبادی درخصوص نقش خود میگوید: تجربه موفق گذشته در سری قبلی آقاجون سلیمون مرا بر آن داشت تا بار دیگر این نقش را اجرا کنم. پیرمردی مهربان و باسواد و اهل ورزش که سرحال مانده است. او برای بچهها و حتی همسایگانش وقت میگذارد تا تجربیات خود را با زبان شیرین و ساده انتقال دهد.
بازیگر این برنامه تلویزیونی شبکه جهانی جامجم ادامه میدهد: برای نزدیک شدن به نقش، از کارآکتر مرحوم استاد حسن نیرزاده خیلی بهره گرفتم. او یک روش نوین آموزشی داشت و در آن دوران جلوتر از زمان خود بود. وی با شعر و نمایش، آنچه را مدنظر داشت به بچهها یاد میداد.
من حدود 20 سال در آموزش و پرورش مشغول به کار بودهام و از تجربیاتم در این زمینه خیلی استفاده میکنم. به ادبیات کهن و ادبیات کودک نیز بسیار علاقهمندم و مطالعه در این زمینه را جزو برنامه روزانه خود قرار دادهام. من عاشق بچهها هستم و به رفتارهایشان خیلی دقت میکنم و میکوشم هم به آنها بیاموزم و هم از آنها یاد بگیرم. در مورد گریم و لباس هم باید بگویم طرح این لباس را خودم دادهام و وقتی آن را میپوشم و این موهای مصنوعی سیاه و سپید را بر سر میگذارم حس میکنم یک پدربزرگ واقعی شدهام، با آن که 40 سال بیشتر ندارم. وی در پایان صحبتهایش میگوید: به اعتقاد من بچههای ایرانی خارج از کشور به گذشته خود و کشورشان علاقهمندند و ریشهشان در این آب و خاک است. ساخت این گونه برنامهها آنها را با فرهنگشان آشنا میکند و حتی برای بزرگترها نیز خاطرهانگیز است. ساخت برنامههای آموزشی قوی میتواند بچهها را پای تلویزیون بنشاند و فاصلهها را کم کند. امیدوارم این کار به دل مخاطب بنشیند.
سعیده موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم