جمعه 2/10/1373
صبح زود به کوهستان رفتم اما این بار در تمام مسیر به حال خود نبودم و در فکر نامه پدر آن شهید عزیز و خاطره استاد شهید مطهری، تمام مسیر تا کلکچال را طی کردم.
کد خبر: ۶۱۷۷۲
در بین راه برخی از کوهنوردان را دیدم که معمولا در کوهستان همدیگر را ملاقات میکردیم. قدری ایستادیم با هم چاق سلامتی کردیم روحیه کوهنوردان همیشه شاداب و بشاش است. یکی از آنها که سنی حدود 60 سال داشت، دعا کرد و با آواز دلنشینی این دو بیت از غزل گنج روان حافظ را خواند.
این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت اجر صبری ست که در کلبه احزان کردم
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
یاران او هم بر او آفرین گفتند و صلواتی فرستادند و خداحافظی کردیم و از مصاحبت آنان مسرور شدم.
به منزل که رسیدم، آقای سرافراز خبر داد، درگیریها در بحرین چهار کشته و چندین زخمی داشته و دامنه درگیریها گسترش یافته است.
ظاهرا شیخ محمدعلیبن محفوظ دبیرکل جبهه آزادیبخش بحرین هشدار داده است که بیلیاقتیهای رژیم حاکم و اقدامات تحریکآمیز عربستان و انگلیس، منجر به این آشفتگی شده است. این ناآرامیها از 14/9/73 آغاز شده و از زمان استقلال این جزیره در 1971 تا حال بیسابقه بوده است.
مطابق رفتار معمول انگلیس در اینگونه ناآرامیها که خود یک پای قضیه است جهت فرافکنی آن را به دولت ایران ربط داد و با تحریک آنان ، دولت بحرین سامیخلیلالموید، سفیر بحرین در تهران را فراخوانده است.
به نماز جمعه رفتم. آیتالله جنتی امام جمعه موقت در مورد جلوگیری از فشارهای بیحساب بر مسلمانان چچن از جهانیان کمک خواست. آیتالله سید محمد باقر حکیم هم در نماز جمعه بودند، در مورد عراق توضیحاتی دادند و قرار شد در جلسهای با هم در مورد شرایط عراق مبسوط بحث کنیم.
عصر دو ساعتی به کارهای درسی فرزندانم رسیدگی کردم و برخی سوالات آنها را پاسخ دادم آخر شب با خانواده به منزل شهید مطهری رفتیم، دو ساعتی هم در جمع خانوادگی موضوعات مختلف فرهنگی جامعه و اوضاع سیاسی بحث شد.