داستان تلهفیلم «گهواره خالی» به کارگردانی شهرزاد سالمی که از شبکه دو پخش شد، درباره چند نفر از همین نوجوانان است. حسین پسر نوجوانی است که با وجود نگرانی پدر و مادرش، تصمیم میگیرد با دوستانش یک هیات راهاندازی کند؛ گرچه آنها بخش مهمی از مسیر رسیدن به خواستهشان را بدون دردسر طی میکنند، اما تصادف حسین با ماشین، این راه را نصفه گذاشته و بر نگرانی پدر و مادرش صحه میگذارد.
از آنجا که محور اتفاقات «گهواره خالی» دهه اول محرم است و هسته داستان تلاش پسر نوجوان برای جور کردن ملزومات راهاندازی هیات، میتوان گفت این فیلم کاملا در قالب تعریف فیلم مناسبتی میگنجد، اما یکی از عواملی که میتواند باعث برجسته شدن یک فیلم شود، چگونگی ترکیب یک قصه با هدف فیلم است. یعنی در درجه اول مهم این است که فیلم بتواند یک داستان جذاب ارائه دهد تا مخاطب را با خود همراه سازد و در پایان بتواند او را به نتیجهای که از ابتدا مدنظر داشته برساند.
در این فیلم دو گره وجود دارد که داستان بر مبنای آنها پیش میرود. اول تلاش بچهها برای خریدن گهواره برای هیات است که با این که شاخ و برگی به داستان میدهد، اما آنقدر نگرانکننده یا سرنوشتساز نیست که بیننده را درگیر خود کند؛ چون اولا گهوارهای که ده هزار تومان قیمت دارد، گرچه به نظر بچهها مبلغی غیرقابل دسترسی است، اما حتی همان پیرزن مهربانی که خانهاش را به محل برگزاری هیات تبدیل کرده از پس پرداخت آن برمیآید.
ثانیا اگر بچهها نتوانند گهواره را تهیه کنند، درست است که کمی دلخور میشوند، اما در رسیدن به هدفشان خللی ایجاد نمیشود.
در واقع برای تشکیل هیات، هم به سرمایه بیشتری از آن مبلغ احتیاج دارند و هم به امکانات بیشتری مثل نوحهخوان، وسایل پذیرایی و البته مهمانان عزادار. تنها نقطه عطف داستان که آن را از یک فیلم خوشبینانه و سادهانگارانه دور میکند، گرهای است که در پایان داستان ایجاد میشود، یعنی تصادف حسین.
با وقوع این تصادف، حس دلسوزی و نگرانی بیننده تا حدودی برانگیخته میشود و سرنوشت حسین و هیاتی که برای برپا کردن آن تلاش کرده در هالهای از ابهام فرو میرود. این تنها نقطهای در فیلم است که کمی هیجان و دلواپسی و تعلیق ایجاد میکند که البته این اتفاق به تنهایی برای جذاب کردن فیلم کافی نیست.
در مدت زمان فیلم «گهواره خالی» گاه به گاه تصاویری مستندگونه از دستههای عزاداری و هیاتها دیده میشود که نشان از علاقه فیلمساز به روایت مستند در کنار روایت داستانی دارد. از این تصاویر مستند برای برانگیختن احساسات و عواطف مذهبی در بیننده و فضا در داستان استفاده میشود.
از این گذشته، داستانی مثل ماجرای پیرزنی که سالهاست که منتظر است خبر شهادت، اسارت یا زنده بودن پسرش که مفقودالاثر شده بود به او برسد با هدفی مشابه در دل داستان گنجانده شده است، اما به این تصاویر و داستانها بسنده نمیشود و در راه رسیدن به این هدف، گاهی توضیحاتی روشنکننده و بیانیهوار گنجانده میشود.
پیامها، درسهای اخلاقی و نتیجهگیریهای روشن، به وضوح در دیالوگها بیان میشود. درست است که مخاطب این فیلم کودکان و نوجوانان هستند، اما برای آموزش به آنها هم باید با ظرافت پیش رفت، بعضی از نکات را در لفافه گفت و بعضی از نتیجهگیریها را به عهده خودشان گذاشت.
نکته دیگر این است که وقتی فیلمی برای مخاطب نوجوان ساخته میشود و نقشهای اصلی آن را هم نوجوانان بهعهده دارند، ضروری است که از بازیگرانی برای این نقشها استفاده شود که بتوانند بازی خوبی را به نمایش بگذارند. گرچه بازیگران «گهواره خالی» در بیشتر صحنهها به صورت طبیعی بازی میکنند و از صفت دافعهبرانگیز فاصله دارند، اما گاهی هم کلیشه در رفتارها و نحوه دیالوگ گفتن آنها مشهود است؛ طوری که در بعضی از صحنهها، خصوصا در ابتدای فیلم، انگار چیزی را که به آنها دیکته شده است، بازگو میکنند. اگر بازیگران، چه نوجوان و چه بزرگسال، نتوانند همدلی بیننده را برانگیزند و او را با خود همراه کنند، بخش مهمی از تلاش سازندگان فیلم از بین میرود.
در بیشتر صحنههای این فیلم، موسیقی با نقشی قابل توجه پای ثابت تصاویر است. شاید دلیل استفاده زیاد از موسیقی در این فیلم این باشد که از بیشتر اتفاقات و صحنهها انتظار تاثیرگذاری روی تماشاگر وجود دارد. هرچه هست، موسیقی به خاطر بیشتر دراماتیزهکردن فیلم است که چنین پررنگ حضور دارد که البته موسیقی خوب این فیلم، در این زمینه به کمک آن میآید.
مهمترین نقطه قوت «گهواره خالی» موضوع کمتر کار شده آن است. به خاطر مشکلاتی که کار با نوجوانان دارد، فیلمسازان کمتر دردسر کار با محوریت این سنین را بهعهده میگیرند، اما دوربین این فیلم، شخصیتهایی بیادعا و عاشق را دنبال میکند که در عین حال که در مرکز توجه نیستند و نقششان چندان به چشم نمیآید، میتوانند بهترین الگو برای دیگران باشند.
شخصیتهای کمسن و سال این فیلم، به بیننده یادآوری میکنند که همیشه پررنگها نیستند که باید دیده شوند؛ بلکه گاهی بیشترین نقش بهعهده رنگهای پسزمینه است که از کنار آنها ساده عبور میشود.
شروینه شجریکهن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم