کارگر جوان به کشتن زن میانسال اقرار کرد

جنایت 10 میلیون تومانی

«آن پول را قرض دادم. قرار ما همین بود.» امیر نگاهی به او انداخت و جواب داد: اما من ندارم که بدهم. چکار می‌خواهی بکنی؟ بعد با شنیدن حرف طرف مقابل چیزی یادش افتاد و گفت: اما نه، سفته‌هایم ! می‌خواهی آنها را به اجرا بگذاری؟ جراتش را نداری. کافی است یک داستان دروغ سر هم کنم و بگویم تو با من رابطه داشتی. دیگر چه کسی باور می‌کند که هیچ ماجرایی بین ما نبوده.
کد خبر: ۶۱۷۴۶۰

امیر چند قدمی به طرف شهناز حرکت کرد و ادامه داد: «اما من نمی‌گذارم تو زنده از اینجا بیرون بروی» چند ثانیه بعد صدای فریاد زن میانسال در خانه نیمه‌ساز طنین انداخت اما صدا ناگهان قطع و دقایقی بعد امیر از خانه خارج شد. او با دقت به اطراف نگاه کرد و با سرعت آنجا را ترک کرد. امیر با خود فکر می‌کرد وقتی جسدی در کار نباشد، هرگز نمی‌توانند قاتلی داشته باشند. مطمئنا هیچ کسی به راز این جنایت پی نخواهد برد.تمام این ماجراها را امیر بعد از دستگیری به اتهام قتل زن میانسال برای ماموران شرح داد و لحظه به لحظه ماجرا را توصیف کرد.

 

ناپدید شدن زن میانسال

مرد میانسالی بیست و چهارم اردیبهشت امسال به مجتمع شهید قدوسی مشهد رفت و از ناپدید شدن همسرش به نام شهناز خبر داد. این مرد هنگامی‌که مقابل بازپرس امام وردی قرار گرفت، گفت: مدتی است خانه‌مان در حال تعمیر است و می‌خواهیم طبقه‌ای به ساختمان‌مان اضافه کنیم. به همین دلیل چند روزی است که کارگران ساختمانی به خانه ما رفت و آمد دارند. چون من روزها سر کار می‌روم و وقت ندارم، اگر کارگران وسیله‌ای نیاز داشته باشند یا مصالح ساختمانی بخواهند به همسرم می‌گویند و از او کمک می‌گیرند. دو شب قبل که به خانه برگشتم شهناز گفت برای خرید آهن با یکی از کارگران به نام امیر قرار گذاشته است. امیر را می‌شناختم.او یکی از کارگران ساختمان بود. چون من فرصتی برای رفتن به خرید نداشتم همسرم از او کمک خواسته بود. دیروز همسرم برای خرید آهن از خانه خارج شد و بعد از آن دیگر برنگشت. این در حالی بود که حدود ساعت 2 بعد از ظهر امیر به خانه ما آمد تا شروع به کار کند.

مرد میانسال ادامه داد: وقتی از امیر سراغ همسرم را گرفتم گفت او را اصلا آن روز ندیده است. از حرف‌های امیر خیلی تعجب کردم.از طرفی هر چه با تلفن همراه همسرم تماس می‌گرفتم،خاموش بود. به خانه فامیل و دوستان هم سر زدم ولی بی‌فایده بود. در آخر با خودم گفتم شاید برای او حادثه‌ای رخ داده است به همین دلیل به بیمارستان‌ها و کلانتری‌ها سر زدم اما از همسرم خبری نبود. شهناز مادر سه بچه و زنی پاکدامن است. او زنی نیست که بی‌خبر جایی برود. مطمئن هستم بلایی سرش آمده است. تا صبح هم صبر کردم شاید از او خبری شود اما از شهناز خبری نشد.

 

آغاز تحقیقات

تحقیقات برای یافتن شهناز با اعلام شکایت مرد میانسال به دستور بازپرس امام وردی آغاز شد. در بررسی‌های صورت گرفته هیچ سرنخی از زن میانسال به دست نیامد، به همین دلیل فرضیه قتل شهناز مطرح و در بررسی‌ها مشخص شد شهناز روز حادثه با امیر قرار داشت. به همین دلیل امیر بازداشت شد.

امیر در بازجویی‌های اولیه به بازپرس جنایی گفت: قرار بود روز حادثه با شهناز برای خرید آهن برویم اما آن روز هر چه منتظر او ماندم، خبری نشد. با خودم گفتم احتمالا منصرف شده است و بعد به سر کار برگشتم. نمی‌دانم چه اتفاقی برای این زن افتاده است.

 

بدهی 10 میلیونی

از سوی دیگر، در بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد شهناز مدتی قبل مبلغ ده میلیون تومان به امیر قرض داده و شوهرش نیز از این ماجرا بی‌خبر بود. به این ترتیب فرضیه دست داشتن امیر در قتل شهناز پررنگ‌تر شد این در حالی بود که جسد زن میانسال پیدا نشده بود. بازپرس شعبه 804 مجتمع شهید قدوسی مشهد می‌گوید: با آن‌که طبق تحقیقات صورت گرفته، مشخص بود زن میانسال روز حادثه با امیر در تماس بود و احتمال قتل از سوی او با انگیزه سرقت و فرار از بدهی وجود داشت اما از آنجا که جسد پیدا نشده بود، قتل هنوز محرز نشده بود.

بازپرس امام‌وردی ادامه می‌دهد: تحقیقات روی مرد جوان متمرکز شده بود تا این‌که مدارک هویتی شهناز نزد تنها مظنون پرونده کشف شد. مرد جوان که ابتدا منکر جنایت بود سرانجام با گذشت حدود شش ماه از ناپدید شدن شهناز، زمانی که دید راهی برای فرار نیست به قتل اعتراف کرد و گفت مدتی پیش به‌دلیل بدهی از شهناز درخواست پول کردم. شهناز زن مهربانی بود. از آنجایی که من تقریبا همسن و سال یکی از بچه‌هایش بودم قبول کرد در ازای سفته و گرفتن کارت شناسایی‌ام به من ده میلیون تومان بدهد. شهناز پول را به من داد و قرار شد خیلی زود آن را برگردانم. می‌گفت پول خرید آهن است و زمانی که می‌خواهیم برای ساختمان آهن بخریم پول را نیاز دارد.

 

اعتراف به قتل

مرد جوان در اعترافاتش گفت: دو روز قبل از حادثه، شهناز با من تماس گرفت و گفت باید آهن بخرد و پولی را که قرض داده بود، می‌خواهد اما من تمام پول‌ها را خرج کرده بودم و پولی برای پرداخت نداشتم. چاره‌ای نبود. با شهناز قرار گذاشتم و گفتم هر وقت خواستی پول آهن‌ها را پرداخت کنی بدهی‌ام را می‌دهم. صبح روز حادثه طبق قراری که از قبل داشتیم او به محل ملاقات آمد و سوار خودرو من شد اما من به جای آن‌که به طرف بازار آهن بروم به طرف ساختمان نیمه‌سازی رفتم که کار بنایی آن را به عهده گرفته بودم. شهناز که نمی‌دانست به کجا می‌روم بدون هیچ اعتراضی با من همراه شد. تا این‌که در مقابل خانه در حال ساخت نگه داشتم و به او گفتم پیاده شود.گفتم می‌خواهم از داخل ساختمان وسیله‌ای بردارم و به این بهانه او را هم به داخل ساختمان کشاندم. در آنجا بود که به شهناز گفتم پول‌ها را خرج کرده‌ام و نمی‌توانم بدهی‌اش را بدهم. اما او می‌گفت برای خرید وسایل ساختمان به آن نیاز دارد و اگر پول را ندهم مجبور است سفته‌هایم را به اجرا بگذارد.

امیر در ادامه بازجویی‌ها گفت: من که از تهدید شهناز خیلی عصبانی شده بودم و از طرفی واقعا پولی نداشتم که به او پرداخت کنم تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. زن میانسال فریاد می‌زد و کمک می‌خواست اما کسی در ساختمان نبود تا به او کمک کند. بعد او را با روسری که سرش بود خفه کردم. اول تصمیم گرفتم ماجرا را خودکشی جلوه بدهم به همین دلیل طنابی را دور گردنش بستم اما محلی را پیدا نکردم که بتوانم او را آویزان کنم. خودکشی طبیعی جلوه داده نمی‌شد و مشخص بود که قتل رخ داده است. نمی‌دانستم چکار کنم. باید از شر جسد خلاص می‌شدم اما به چه صورت؟ ناگهان فکری به ذهنم رسید. باید جسد را دفن می‌کردم. شروع به کندن زمین کردم و جسد را داخل گودال قرار دادم اما خاکی که روی او ریخته بودم از بوی تعفن جسد جلوگیری نمی‌کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم روی محل سیمان بریزم تا بویی که به​وجود می‌آید راز قتل را برملا نکند.

 

کشف جسد پس از 6 ماه

متهم به قتل سکوت کرد و بعد از مدتی ادامه داد: بعد از آن‌که جسد را دفن کردم به خانه شهناز بازگشتم و در برابر سوالات همه گفتم اصلا شهناز را ندیده‌ام. مقتول طلبش را می‌خواست. من شهناز را تنها به‌‌دلیل پول به قتل رساندم. فکر می‌کردم با مرگ او صاحب پول‌ها می‌شوم و هیچ وقت راز این جنایت برملا نمی‌شود اما زمانی که دستگیر شدم با وجود آن‌که در تمام مدت تلاش داشتم خودم را بی‌گناه جلوه دهم باز هم دستم رو شد.

با اعتراف مرد جوان به جنایت، اکیپی ویژه از ماموران بررسی صحنه جرم، پزشکی قانونی، تشخیص هویت و کارآگاهان جنایی همراه بازپرس امام‌وردی به صحنه قتل رفتند. بازپرس شعبه 804 مجتمع شهید قدوسی مشهد می‌گوید:در حفاری از محل مورد نظر مشخص شد متهم برای از بین بردن بوی تعفن مقدار زیادی بتون در محل دفن ریخته است. در نهایت پس از حدود شش ماه جنازه زن میانسال پیدا و متهم پس از بازسازی صحنه قتل با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

مرجان رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها