امریکا در پی استعمار پست مدرن در خاورمیانه

سال 83 سال خوش یمنی برای خاورمیانه نبود ، همچنانکه سالهای پیش از آن هم معمولا چنین بود. این منطقه با داشتن سرمایه های غنی خدادادی از دیر باز عرصه تاخت و تاز قدرتهای استعمارگر بوده
کد خبر: ۶۱۶۰۶
، به طوری که همواره شعله جنگ در این مکان فروزان بوده است ؛ عراق با مردمانی رنج کشیده ، جنگ دیده و تشنه آرامش و ثبات هنوز این عنصر اولیه را پس از 2 سال اشغال به دست نیاورده و باوجود خروج جلادی همچون صدام از عرصه سیاسی این کشور ، دیگرانی به بهانه برقراری دمکراسی ، به جو ناامنی و بی ثباتی دامن می زنند ؛ فلسطین همچنان مظلومانه نظاره گر حراج این سرزمین مقدس توسط اعراب دست نشانده است و هر چه بیشتر زیر چکمه های طرح خاورمیانه بزرگ امریکا له می شود ؛ و ایران کشوری که می خواهد و می تواند روی پای مردان و زنان غیرتمند خود بایستد ، کشوری که بسیاری از غیرممکن ها را ممکن کرد ، در برابر هجمه کشورهایی قرار دارد که ایران وابسته را می پسندند و تحسین می کنند.
برای بررسی عمیق تحولات منطقه طی یکسال گذشته نیاز بود شخصی را برگزینیم که از جمیع جهات برمسائل منطقه اشراف داشته باشد و این توانایی در دکتر پیروز مجتهدزاده ، مدیر موسسه یوروسویک بوده و هست ؛ و او چه با حوصله و متانت به سوالات ما جامع و کامل پاسخ داد.

آقای دکتر ، پرونده هسته ای ایران در یک سال گذشته فراز و نشیب های زیادی را طی کرده است. طی این مدت مذاکرات ایران و اروپا با توافقنامه پاریس به طور جدی آغاز شد و تا جای مناسبی نیز پیش رفت ، ولی امریکا تلاش زیادی کرد تا در مقابل این مذاکرات مانع تراشی کند ، مثلا با وجود این که قرار نبود در جلسه اخیر شورای حکام موضوع پرونده ایران در دستور جلسات قرار گیرد ، اما با فشار امریکا بحث ایران مطرح شد و واشنگتن سعی کرد تا روند پرونده ایران را به سمت مورد نظر خود هدایت کند.هم اکنون مذاکرات ایران و اروپا با کندی پیش می رود، ارزیابی شما از این روند تاکنون چیست؛

این بحث جنبه های مختلف دارد، برخوردهای اولیه ایران با مساله فشارهایی که اروپا و امریکا در زمینه پرونده هسته ای ایران وارد کردند ، برخوردی نارسا و غیرمنطقی بود، ولی خوشبختانه به مرور و براثر تجربه این وضع اصلاح شد و این امروز خوشبختانه مذاکره کنندگان ایرانی وظیفه خود را خوب پیش می برند و نشان می دهد که درک کرده اند که مواضع ایران براساس منافع ملی کشور چه است و چه خواهد بود و برخلاف وضعیت ابتدایی تسلیم صرف درمقابل خواسته های غرب بود ، امروز مذاکره کنندگان خطهای قرمز مشخصی را تعیین کرده اند و به طرف مذاکره و جهان ابلاغ کرده اند و یادآور شدند که ایران البته حاضر به همه نوع همکاری است برای حل این مساله تا آنجایی که این همکاری منطقی باشد و برخلاف استقلال ملی ایران نباشد ، و مشخص شد که مذاکره کنندگان ایرانی به هیچ وجه اجازه ندارند که خواسته های غربی ها را در زمینه توقف غنی سازی اورانیوم برای همیشه بپذیرند و امریکایی ها هم در مراحلی قرار گرفته اند که این مساله را درک می کنند ، اما کیفیت مذاکره بین ایران و اروپا ، آن وعده هایی است که اتحادیه اروپا در مقابل همکاری ها داد تضمین شده نیست.
از مواردی که قابل انتقاد است ، آن است که اتحادیه اروپا در قبال همکاری های صادقانه ایران باید وعده های خود را تضمین کند، مثلا پرونده ایران را در آژانس بین المللی انرژی هسته ای مختومه کند. البته این پرونده نمی تواند تنها براساس دستور ژاک شیراک و یا شرودر مختومه بشود ، این پرونده یک وضعیت تکنیکی خاصی دارد که باید در نتیجه یک پروسه ای این پرونده مختومه بشود، البته قابل تذکر است که ما درک می کنیم که اتحادیه اروپا در مقابل فشارهای ایالات متحده امریکا علیه ایران ، وضعیت بسیار سختی را دچار شده است و ناچار است که طوری گام بردارد که امریکا را هم راضی داشته باشد. با این حال برای خود اتحادیه اروپا و برای حیثیت ژئوپلتیک و حیثیت سیاسی اتحادیه اروپا بسیار اهمیت دارد که ثابت کند که وعده هایی که می دهد بی اساس نیست و قابل اجراست.

در مورد عراق ، دومین سال اشغال این کشور را می گذرانیم ، سیاست امریکا در این دو سال گذشته برای ایجاد امنیت با شکست مواجه شده است و این ابتدایی ترین نیاز یک کشور اشغال شده تامین نشده است.از سوی دیگر نقش آیت الله سیستانی در تحولات عراق پررنگ تر شد ، نقش ایشان در برگزاری انتخابات و پیروزی شیعیان غیرقابل انکار است ، امریکا در مقابل فشارهای آیت الله سیستانی مجبور شد با برگزاری انتخابات موافقت کند ، حال با توجه به این حوادث و مسائل ، شما وضعیت عراق را چگونه ارزیابی می کنید.

آن چه که در عراق اتفاق افتاده است از ابتدا تا روز انتخابات ، به این صورت بود که از یکطرف امریکا دست به یک کار غیرقانونی زد و آن اشغال یک کشور بود ، بدون توافقهای لازم جهانی و مشورت با سازمان ملل متحد و بی اعتنا به افکارعمومی. این کار خلاف قانون بود و این غیرقانونی بودن در همه جا ثبت شد و همین مساله ایده های اولیه امریکا را از بین برد و با شکست مواجه کرد و آن هم ساختن یک نظام جهانی نو بود که آن امریکا در نقش سرور و آقای جهان قرار بگیرد که این هدف از بین رفت ولی به هر حال یک رژیم پوسیده ، بسیار ضدانسانی در این ماجرا از میان رفت ولی این رویدادها وضعیتی را به وجود آورد که این وضعیت باید سر و سامان یابد ، امریکا در مقاطعی در این زمان سعی کرد که از زیر بار مسوولیت فرار کند و مسوولیت ها را به دیگر کشورها و سازمان ملل محول کند و سربازان خود را از عراق خارج کند که فشارهای جهانی مانع از این کار شد و به امریکا یادآوری شد که او این هرج و مرج را ایجاد کرده ، و او باید امروز این مسوولیت ها را بپذیرد و هزینه های آن را بدهد و در این میان درایت و روشن بینی شیعیان عراق و در مجموع مجلس اعلا بسیار مهم بود و بخصوص آیت الله سیستانی که با درایت تفهیم کرد که باید دمکراسی جانشین وضعیت سابق و وضعیت کنونی در عراق باشد و این دمکراسی نمی تواند حاکم باشد ، مگر از طریق انتخابات ، خوشبختانه ایشان متوجه بودند که انتخابات نمی تواند در خلائ برگزار شود و می بایستی تشکیلاتی هر اندازه صوری باید به وجود بیاید تا انتخابات را هدایت کند که این کار صورت گرفت.
طبیعت جغرافیایی عراق حکم می کرد که اگر واقعا دمکراسی باید در آن جا برقرار شود باید این دمکراسی حاصل سپردن حکومت به اکثریت است. در نتیجه امریکا ناچار شد در مقابل طبیعت دموکراتیک عراق و جغرافیای عراق سر فرود بیاورد و با انتخابات موافقت کند. در این رهگذر امریکا تهمت های زیادی به ایران زد. در حالی که دولت ایران بسیار با دقت و با درایت نقش سازنده ای را در این رابطه بازی کرد.
بدون این که در مسائل عراق مداخله کند و از انتقال دمکراسی حمایت کرد و تا آنجایی که توانست در محدودکردن اقدامات تروریستی تلاش کرد. من فکر می کنم که عراق مستقل دموکراتیک ، خواهد بود در خدمت عراقی نه در خدمت ایده های مختلف. امروز خوشبختانه صرف نظر از عده اندکی اقلیت بقیه به طرف ملیت عراق گرایش دارد. این که عراق ، عراقی واقعی باشد ، گرایش ملی عراقی داشته باشد، به سود همگان در منطقه است ، به سود صلح و امنیت در منطقه است و به سود خود ملت عراق است ، این وضعیت جدید اجازه خواهد داد که استعدادهای بسیار گسترده شکوفا شود و نتایج بسیار مثبتی بدهد.
در این میان نقش شیعیان و به خصوص آیت الله سیستانی بسیار سازنده بود تا جلوی نیات پلید امریکا را گرفت.
ولی کار هنوز تمام نشده است. باید دید که امریکا که در برخورد معمول خود که گروههای تروریستی را تقویت می کند ، در آینده از نتایجی که در عراق به دست آورده راضی خواهد بود یا نه که همچنان به تقویت گروههای تروریستی بپردازد.

آقای دکتر ، پس از مرگ یاسر عرفات بحث طرح خاورمیانه بزرگ امریکا بیشتر مطرح شد ، ولی با توجه به وضعیت کنونی خاورمیانه ، طرح خاورمیانه بزرگ امریکا با واکنش سرد کشورهای عربی مواجه شده ، فکر می کنید که چقدر احتمال دارد که این طرح اعمال شود و نتیجه بگیرد؛

ما باید دقت کنیم که هر آنچه که از شعار ایالات متحده مطرح می کند ، آن را با واقعیت تطبیق یافته نبینیم ، اینها شعارهایی که امریکا مطرح می کند، باید دقت کنیم که یکی از بزرگترین حربه هایی که سیاستمداران در کشوری مانند امریکا استفاده می کنند ، در نقش آفرینی های سیاسی ، حربه مفهوم سازی و مفهوم پردازی است ، متاسفانه بیشتر متخصصان و تحلیل کنندگان با این وضعیت آشنا نیستند ، بحث خاورمیانه بزرگ یکی از این مفهوم سازی هاست که اگر امریکا می گوید که انتخابات فلسطین و روی کارآمدن محمود عباس ناشی از اجرای طرح خاورمیانه بزرگ بوده است یا تاییدکننده این طرح است ، باید گفت که او دروغ بزرگی را می گوید ، امریکا این طرح به اصطلاح خاورمیانه بزرگ را در اجتماعی از سران کشورهای عربی در چند ماه پیش مطرح کرد و همه این سران شوریدند و امریکا با شرمساری عقب نشینی کرد و تقریبا دیگر مستقیما از این طرح سخن نگفت ، آنچه که در فلسطین اتفاق افتاد و انتخاب محمود عباس حادثه ای بود که سالهای زیادی فلسطین منتظر آن بود، خود فلسطین هم علیرغم احترام بسیار زیاد به یاسر عرفات از بندهایی از تصمیم یاسرعرفات در زمینه فلسطین ناراضی بود و به دنبال این بودند که تغییر در این وضعیت ایجاد کنند ، منتها یاسر عرفات به پدر فلسطین تبدیل شده بود و چنان احترامی داشت که کسی نمی تواند این بحث را در حیات او مطرح کند.
درگذشت او اگرچه ابراز احترامات زیادی را در پی داشت ، اما در حقیقت این امکان را فراهم کرد که فلسطینی ها آن وضعیت سیاسی جدیدی را ایجاد کنند، به هیچ وجه این که محمود عباسی بعد از فوت و درگذشت یاسر عرفات انتخاب بشود و صحبت از دمکراسی بکند ، ناشی از طرح نیمه پخته و نارسای طرح خاورمیانه بزرگ امریکا نیست.
در عین حال در این شعارپردازی هایی که امریکا مطرح می کند ، نه تنها مساله فلسطین و انتخاب محمود عباسی و شرایط جدید فلسطین را نمونه ای از موفقیت طرح خاورمیانه بزرگ خود می داند ، بلکه وضعیت عراق و افغانستان را هم نمونه دیگری از این مساله می داند.

  • برای اتحادیه اروپا بسیار مهم است که وعده های خود را به دقت عملی کند و درک کند که فشارهای امریکا بر اساس صداقت و حسن نیت نیست

  • در هر سه مورد امریکا یا دروغ می گوید یا این که رسایی فکری لازم را ندارد و متوجه نیست که آنچه در این 3 کشور اتفاق می افتد ، به هیچ وجه ربطی به آن چیزی ندارد که امریکا مدعی آن است ، آنچه که در عراق می بینیم ناشی از یک شرایط بسیار دشوار بوده که رژیم بعث بعد از 50 سال در آن کشور ایجاد کرد و برای 50 سال اکثریت 80 درصدی را زیر منگنه قرار داده بود و ملت عراق را خفه کرده بود. این ملت آماده انفجار بود ، این ملت چاره ای جز منفجرشدن را نداشت . امریکا نیامد که دمکراسی را برای این کشور به ارمغان آورد ، امریکا در ادامه اقدامات جرج بوش پدر که ناتمام و شکست خورده باقیمانده بود ، آمد که بقیه کار را انجام بدهد و بوش کوچک انتقام پدر را بگیرد. امریکایی ها از ابتدا هم از تغییر رژیم بحث می کردند. نه دمکراسی ، آنچه که اتفاق افتاد ناشی از طبیعت دمکراتیک عراق بوده و این کشور چاره ای جز این نداشت.
    در افغانستان هم وضع طوری دیگر است ، در این کشور هنوز دولت مرکزی کنترل لازم بر سراسر کشور ندارد ، هنوز وضعیت از نظر دمکراتیک و جغرافیایی افغانستان طوری نیست که بگوییم قبایل فریفته طرحهای امریکایی شده اند.

    آقای دکتر با توجه به همه صحبتهای جنابعالی درباره خاورمیانه ، فکر می کنید که امریکا به وعده خود برای تشکیل کشور مستقل فلسطین عمل می کند؛

    خیر ، طرح تشکیل کشور فلسطین ، طرحی است که دولت جرج بوش نام آن را طرح نقشه راه گذاشته است. ما شاهد این هستیم که از یک سال و اندی پیش اسرائیل نه تنها کمترین اهمیتی به این طرح بوش نداشت بلکه در مقاطعی نخست وزیر اسرائیل مستقیما به جورج بوش اهانت کرد ، حتی این جمله را به کار برد که یهود اجازه نمی دهد یک بار دیگر به او خیانت بشود. یعنی تا این حد پیش رفت که در مقابل این تهاجم حیرت انگیز اسرائیل و نخست وزیرش به نقشه راه ، بوش سکوت مضاعف اختیار کرده ، همزمان با این تهاجم به طرح نقشه راه ، آریل شارون اعلام کرد که طرح خودش را برای حل مساله فلسطین و اسرائیل دارد و آن هم عبارت است از خروج داوطلبانه از نوار غزه و ما در یک سال گذشته شاهد این بودیم که چگونه در نهایت تبعیض اسرائیل تصمیم گرفت که بعضی از مناطق را که در اشغال دارد و این اشغال چندان اهمیتی برایش ندارد پایان داده و در مقابل اشغال مناطقی را که نیاز دارد و برای اسرائیل ارزش دارد ، اشغال را تقویت کرده است و حتی دیواری به وجود آورده که به گفته فلسطینی ها «دیوار شرم» به وجود آورده است.
    برای ایجاد مرزهای جدید در وسط آنچه را که باید در آینده کشور فلسطین تشکیل شود و علی رغم این که هم جامعه جهانی و هم سازمان ملل متحد این اقدام را محکوم کرده اند وحتی دادگاه بین المللی رای داده است که این دیوار غیرقانونی است و باید برداشته شود ، به اقدامات اشغالگری خود ادامه می دهد. بنابراین آنچه را که شارون اعلام کرده است به عنوان عقب نشینی داوطلبانه ، این طرح در حقیقت تحکیم مواضع اسرائیل در مناطق اشغالی بوده است.
    ما نمی توانیم در شرایطی که این تبعیض بزرگ یا مورد حمایت امریکا و یا با سکوت این کشور مواجه است ، امیدوار باشیم که در یک سال آینده مساله اسرائیل و فلسطین خاتمه پیدا کند و کشور فلسطین تشکیل شود اگرچه بوش در نمایش های تبلیغاتی خود مصلحت را در این می بیند که برای جلب حمایت از طرح خاورمیانه بزرگ جلب همکاری کند پس در این شرایط نمی توان شاهد موفقیت در حل مساله فلسطین باشیم.

    ادعاهای امارات درباره حاکمیت بر جزایر سه گانه ایرانی در یک سال گذشته نیز همچنان مطرح بود که با حمایت های سران دیگر اعراب همراه بوده است. غیر از این اتفاق جدیدی که در این مدت روی داد جعل نام خلیج فارس توسط موسسه جئوگرافیک بود که خشم ایرانی ها را در پی داشت ، حالا فکر می کنید این مباحث از کجا نشات می گیرد و عقبه آن به کجا منتهی می شود و چه کسانی معرکه گردان این توطئه ها هستند؛

    متاسفانه در یکی دو سال اخیر شاهد بالا گرفتن بعضی از توطئه های منطقه ای علیه ایران هستیم که احتمالا این توطئه ها می تواند در ارتباطی مستقیم یا غیرمستقیم با توطئه های بزرگتری باشد که امریکا در 25 سال گذشته علیه ایران تدارک دیده و پیگیری کرده است.
    در این رابطه نه تنها شاهد این بوده ایم که دولت ابوظبی ادعا درباره جزایر تنب و ابوموسی را با یک شدت تبلیغات بین المللی آغاز کرد بلکه شاهد این بودیم که بعضی دیگر از دولتهای منطقه به خصوص دولت قطر پیوستن به ادعای ابوظبی درباره جزایر ایرانی را شدت بخشید و وضعیتی را به وجود آوردند که این وضعیت نمی شود بیش از این مورد بی اعتنایی قرار بگیرد.
    ما از نظر تاریخی می دانیم که این بحث ادعاهای سرزمینی علیه ایران چیز تازه ای نیست و سابقه بسیار زیادی در خلیج فارس دارد و در حقیقت این مساله درباره جزایر ایرانی سابقه آن به سال 1935 بر می گردد ، موقعی که نماینده بریتانیا در خلیج فارس سرگرم ایجاد کشورهای عربی و امارات متحده در جنوب خلیج فارس بود در اقدام مستقیم ضدایرانی و در نتیجه از بین بردن حاکمیت ایرانی و حقوق ایران در خلیج فارس ، در این موقع شاهد این هستیم که نماینده بریتانیا در خلیج فارس دوسیه ای را تهیه کرد که این دوسیه شامل همه مواردی بود که ادعاهای سرزمینی نسبت به خوزستان ، بوشهر ، بندرعباس ، بندر لنگه ، جزایر لاوان ، کیش ، تنب و ابوموسی ، بحرین و... و همه آن چیزهایی که ایران در آنجا حق و حقوق داشت.
    این پرونده در آن موقع مورد توجه دولت بریتانیا قرار نگرفت ولی با روی کار آمدن حزب بعث در عراق در سال 1958 که یک حزب ناسیونالیست افراطی عرب بود و روی کار آمدن افرادی چون عبدالکریم قاسم و صدام این توطئه مجددا تکرار شد و حتی حزب بعث عراق صد میلیون دلار خرج کرد برای از بین بردن واقعیت های خلیج فارس و حتی به ایران حمله کرد و 8 سال جنگ را به ایران تحمیل کرد برای این که شطالعرب را بگیرد و منطقه را سرتاسر عربی کند، خوزستان را بگیرد ، خلیج فارس را خلیج عربی کند و همان موقع هم صدام همه این موارد را اعلام کرد و جزایر تنب و ابوموسی را قصد داشت از ایران بگیرد و به ابوظبی بدهد و همه این مواردی را که تحت عنوان توطئه ایران زدایی خلیج فارس مطرح است قصد داشت انجام دهد که موفق نشد و جهان خود دید که ایرانی ها در این گونه موارد بسیار حساس هستند و مسائلی که به هویت ملی آنها مربوط می شود و به تمامیت سرزمینی کشور خود بسیار حساس هستند و دفاع خواهند کرد.
    این مسائل تمام شد تا سال 1992 که یک سال بعد از این که امریکا برای اخراج عراق از کویت ، وارد منطقه شد تبلیغات سیاسی وسیعی را نیز علیه ایران به راه انداخت ، دولت ابوظبی نیز فکر کرد که در این موقعیت توطئه ها را مجددا پیگیری کند و با طرح ادعای غیرقانونی تمام آن موارد توطئه را مجددا مطرح کرد ، حتی اقدامی که موسسه نشنال جئوگرافی در تغییر نام خلیج فارس و حتی جزایر این منطقه همچون کیش و لاوان انجام داد ناشی از پولهایی بود که از حکومت ابوظبی و قطر دریافت کرد.
    این دو حکومت حتی در ماجرای ننگ آور اشغال عراق از یک طرف با امریکا نهایت همکاری را داشتند و از طرف دیگر با تروریست هایی مانند تروریست های القاعده و طالبان همکاری داشتند.
    دولت ابوظبی زمانی که از طالبان حمایت می کرد ، وقتی مورد انتقاد قرار گرفت وزیر خارجه اش این کلمه را به زبان آورد که هر جا آتشی علیه ایران باشد ، در آن نفت خواهیم ریخت.
    خوشبختانه در مورد نشنال جئوگرافی ملت ایران واکنشی نشان داد که این واکنش علی الاصول باید برای ابوظبی و قطر درس آموز باشد.

    وضعیت اخیر لبنان و سوریه و اختلافاتی که پس از ترور رفیق حریری ایجاد شده است تا جایی رسید که سوریه برای کاهش تنش اعلام کرد که نیروهای خود را از لبنان بیرون می برد ، در این میان مخالفان در شهر لبنان به برخی کشورها سفر کردند تا از آنها بخواهند سوریه را تحت فشار قرار دهند ، امریکا و فرانسه همچنان معرکه گردان این اختلافات هستند و با طرح قطعنامه 1559 در شورای امنیت شعله اختلاف بین سوریه و لبنان را فروزان کردند و به نقطه ای رسید که کشور باثباتی همچون لبنان عملا متشنج شده و کل منطقه را تحت تاثیر قرار دهد ، شما در پس پرده ترور رفیق حریری و ایجاد بلوا بین سوریه و لبنان چه کشورهایی را می بینید و چه جریان هایی قرار دارند؛

    هر انسان عاقل و فهمیده ای وقتی مسائل را تجزیه و تحلیل می کند ، وقتی رابطه بین علت و معلول را برقرار کند و منطق طبیعت را به کار گیرد متوجه می شود که سوریه نمی توانسته است تا این حد احمق باشد که در بدترین شرایط ممکن دست به اقدامی حیرت انگیز بزند که می دانست یکسره به زیان خود تمام خواهد شد.
    سوری ها در عمل ثابت کرده اند که افراد هوشیاری هستند و خود را درگیر چنین وضعیتی نمی کنند ، من تردیدی ندارم که پشت این حادثه که با قتل رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان آغاز شد ، اسرائیل قرار دارد ، برای این که همه منطق های طبیعی جهان این چنین حکم می کنند چرا که اولا این حادثه درست چند روز پس از آغاز تهاجم سیاسی جورج دبلیو بوش علیه سوریه آغاز شد و تردیدی نیست که اسرائیل برای این که این تهاجم سیاسی جدید بوش علیه سوریه را عملی کند دست به اقدامی زد که این اقدام می توانست بدون تردید آشوبهایی به وجود بیاورد که شاهد آن بودیم.
    در فیلمهای خبری که خارج از کشور از تظاهرات و آشوبهای لبنان نشان داده شد، برخی از مفسران اذعان داشتند که حتی در صف مقدم تظاهرات ، عوامل اطلاعاتی اسرائیل حضور داشتند. در این شرایط باید دید که چرا اسرائیل شرایط این چنین اقدامی انجام می دهد ، 1 به دلیل این که اسرائیل می خواهد بحث مذاکره و صلح با فلسطینی ها را به یک بحث انحصاری بین اسرائیل و فلسطین تبدیل کند نه اسرائیل و اعراب ، یعنی مسائل دیگر اعراب را نمی خواهد درگیر این مساله کند از جمله مساله جولان و یا مزارع شبعا ، تا اسرائیل بتواند آسان و دو به دو مساله خودش را با فلسطین ادامه دهد و حل کند از طرف دیگر برای رسیدن به این هدف اسرائیل می خواهد که فلسطین حامی نداشته باشد ، فلسطین که بعد از یاسر عرفات یک دولت ملایمی را انتخاب کرده است و این دولت ملایم می تواند با اسرائیل آسان کنار بیاید و اسرائیل در این میان قصد دارد حامیان فلسطین را حذف کند و شرایطی را به وجود می آورد که حمایت های ایران خنثی شود و حمایت های سوریه می بایستی خنثی شود.
    در مورد سوریه بهترین وضعی که می توانستند انتخاب کنند ، مساله حضور نظامی در لبنان بود و بهانه قرار دادن این مساله و خارج کردن سوریه از لبنان در شرایطی که حضور نظامی سوریه در لبنان به دعوت خود لبنانی ها صورت گرفت و در مدت این حضور امنیت برقرار شد و جنگ داخلی از میان رفت و شرایطی ایجاد شد که اسرائیل ناچار شد سرزمین های اشغالی لبنان را ترک کند و این مساله یکسره به زیان اسرائیل بود و این می بایستی حذف می شد.
    آیا هیچ انسان عاقلی می تواند تصور کند که در این وضعیت سوریه خود دست به اقدامی بزند و همه وضعیت موجود را به هم بریزد ، قطعا سوریه نمی تواند درگیر این حوادث بوده باشد.
    من شکی ندارم که اسرائیل پشت این حوادث است و اسرائیل این صحنه ها را تدارک دیده است و ایالات متحده امریکا هم که در مقابل اسرائیل همیشه عقل خود را از دست داده است بنا به خواسته اسرائیل قدم بر می دارد و حرکت می کند ، فراموش نکنیم که در مسائل خاورمیانه امریکا اسیر و زندانی لابی یهودی و رژیم اسرائیل بوده است.
    آقای دکتر مجتهدزاده از این که این چنین با حوصله به سوالات ما پاسخ دادید ، تشکر می کنم.

  • امریکا باید عذرخواهی کند


    امریکا هم اکنون با کنار گذاشتن ظاهری تهدید نظامی علیه ایران از همکاری با اروپا برای ارائه مشوقهای اقتصادی به ایران سخن می گوید ، مشوقهای ناچیزی همچون حمایت از ایران برای عضویت در WTO یا دادن یک فروند هواپیمای ایرباس ، شما این تغییر رویه امریکا را چگونه ارزیابی می کنید؛
    این تغییر رویه تا حالا به صورت شایعه مطرح شده است. واقعا سندی در دست نداریم که امریکا تغییر رویه داده باشد. روزنامه ها بیشتر این موضوعات را مطرح می کنند. با وجود این که رایس در سخنان خود بحث مشوقهای اقتصادی را به ایران مطرح کرد ، ولی در تمامی این مدت رئیس جمهوری امریکا که رئیس کل سیاسی آن کشور است ، همچنان احتمال اقدامات نظامی علیه ایران را مطرح کرده است ، در این میان مطابق معمول ما در برخود امریکا شاهد تناقض هستیم در برخورد امریکا، در حالی که وزیر خارجه یک مطلب می گوید ، رئیس جمهور مطالب دیگری را می گوید و در عین حال روزنامه ها هم شایعات متعددی را مطرح می کنند. این که امریکا بخواهد مواضع اروپا را تایید کند، باید منتظر بود که این سیاست جدید واقعیت پیدا کند. در عین حال آنچه که تحت عنوان امتیازات اقتصادی به ایران مطرح می شود، اگرچه در ظاهر ناچیز به نظر می رسد، اما در قیاس با وضعیت کلی چندان ناچیز نخواهد بود، بخصوص مواردی همچون پیوستن ایران به WTO ، من فکر می کنم ظاهر قضیه از لحاظ اقتصادی چندان مهم نیست ، ولی از نظر سیاسی بسیار مهم است ، چون که پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی به معنی بازگشت ایران به جامعه جهانی است. در این مورد اهدای هواپیمای ایرباس ، ممکن است امریکا در شرایط حاضر درباره یک فروند هواپیما سخن بگوید. این موضوع کاملا مسخره است ، اما باید درباره تعداد هواپیمایی که باید به ایران فروخته بشود مورد بحث است چون تحریم هایی که علیه ایران اعمال شده است ، خلاف حقوق بشر است ، خلاف انسانیت است ، برای این که این تحریم ها به ملت ایران فشار وارد می کند و جان ایرانیان را به خصوص در زمینه سوانح هوایی به خطر می اندازد، چرا که ایران ناچار است که هواپیماهای کهنه و نامرغوب استفاده کند و این تحریم یک مورد بسیار بزرگ داشت در خدشه دارکردن حقوق بشر در جهان و زیرپاگذاشتن حقوق ملی ملت ایران است. در این جا موضوع این نیست که چند هواپیما فروخته بشود ، بحث بر سر این است که این تحریم ها باید شکسته شود ، من فکر می کنم اگر امریکا بگذارد ، به ما حتی یک هواپیما فروخته شود آن تحریم شکسته خواهد شد. ما ایرانی ها باید برای همیشه به یاد داشته باشیم که در بحث رابطه با ایالت متحده امریکا نمی توانیم تحت هیچ شرایطی حتی وارد بحث های غیرمستقیم با امریکا بشویم تا وقتی که تحریم های غیرانسانی و خلاف حقوق بشر و خلاف انسانیت همچنان برقرار است تا وقتی که این تحریم ها برداشته نشود ما نمی توانیم پیغامی با امریکا بحث کنیم ، آنهایی که پیغام رد و بدل می کنند توجه داشته باشند که این تحریم ها بر اساس این اهانت و تهمت به ملت ایران وضع شده است که ملت ایران ملتی تروریست است تا وقتی که این اهانت بزرگ برقرار است ما نمی توانیم با اهانت کننده بحث کنیم. چه رسد به این که بخواهیم درباره ترمیم روابط بحث کنیم. هموطنان ما باید توجه داشته باشند ما نمی توانیم با امریکا وارد مذاکره مستقیم و غیرمستقیم بشویم تا وقتی این تحریمها شکسته نشوند و باید از ملت ایران هم عذرخواهی شود.


  • عباس محمدنژاد
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها