یادداشت

قصه؛ محل تلاقی مخاطب با اثر

داستان نه‌تنها پربارترین و شایع‌ترین فرم هنری است، بلکه رقیبی جدی برای دیگر کارها و فعالیت‌های روزمره ما نظیر خوردن، خوابیدن، ورزش کردن، کار کردن و... محسوب می‌شود. ما روزانه به همان میزان که می‌خوابیم، گوینده یا شنونده داستان‌های متعدد درباره موضوعات مختلف هستیم. حتی در خواب نیز به رویا فرو می‌رویم.
کد خبر: ۶۱۵۸۷۰

در دنیای امروز نیز با وجود تمام پیچیدگی‌هایش در حجمی وسیع و با اشتهایی شدید به مصرف فیلم، رمان، تئاتر و تلویزیون مشغول هستیم. دایره روابط ما هم در داستان‌هایی پرابهام که فقط ذهن بشری قادر به درک آن است، غوطه‌ور شده است. عطش ما برای شنیدن داستان یا قصه‌گویی، انعکاسی از نیازهای عمیق بشر به یافتن الگوهای زندگی نه صرفا به‌عنوان یک مکمل ذهنی و فکری، بلکه در قالب تجربه‌ای کاملا شخصی و عاطفی است.

این اشتیاق به داستان از دید برخی صرفا نوعی تمایل به سرگرمی است. نوعی فرار از زندگی به جای کندوکاو و ماجراجویی در آن. اما باید پرسید سرگرمی در نهایت چه معنایی دارد؟ سرگرم شدن یعنی شرکت در مراسم داستان به خاطر هدفی که به لحاظ عاطفی یا عقلی راضی‌کننده است. برای بیننده یک فیلم، سرگرمی مترادف است با مراسم نشستن در سالن تاریک، تمرکز روی پرده سینما یا قاب تلویزیون برای تجربه کردن معنای داستان و همراه آن تحت تاثیر قرار گرفتن عاطفی و حتی گاهی دردناک و با عمیق‌تر شدن بر معنای داستان و پیام نشأت گرفته از آن و سرانجام رسیدن به لحظه‌ای که احساس می‌شود انتخاب آن فیلم کاملا بجا و درست بوده است.

انواع فیلم‌ها با ارائه مدل تازه‌ای از زندگی که از معنایی عاطفی و تاثیرگذار نیرو می‌گیرد، بیننده را سرگرم می‌کنند. پناه بردن به این عقیده که بیننده صرفا در پی خلاص شدن از مشکلات و فرار از واقعیت است، درواقع نفی مسئولیت هنرمند است. داستان از واقعیت فرار نمی‌کند، بلکه وسیله‌ای است که ما را در جستجوی حقیقت پیش می‌برد. بهترین تلاش ما برای معنا بخشیدن به هرج و مرج نیز هستی است.

با وجود این در حالی که گسترش فزاینده رسانه‌ها این فرصت را فراهم کرده تا بتوانیم ورای مرزهای زبانی برای داستان‌های خود میلیون‌ها مخاطب جذب کنیم، داستانگویی در مجموع وضعی رو به افول دارد. چنانچه بسیاری از نویسندگان ایرانی و خارجی در گفت‌وگوهای خود بارها به این مساله تاکید داشته‌اند که یک فیلمنامه خوب می‌تواند یک نتیجه خوب به همراه داشته باشد. حتی اگر بازیگران در غایت توانمندی خود ظاهر نشوند و مشکلات بودجه و برآوردهای مالی پایین امکانات کیفی ایده‌آلی برای ساخت بهترین اثر فراهم نکند.

چراکه داستانگویی ناقص و نادرست جذابیت ظاهری را جایگزین محتوا و فریبکاری را جایگزین حقیقت می‌کند. داستان‌های ضعیف در تلاش بی‌امان برای جلب توجه به فیلم‌هایی پرزرق و برق و تزئینی اما دروغگو هستند. از این‌رو رفتار بازیگران هم در این فیلم‌ها از باورپذیری و انعطاف رفته رفته دور می‌شود؛ بنابراین فرهنگ بدون یک روند داستانگویی صادقانه و قدرتمند نمی‌تواند شکوفا شود.

روجا ساسان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها