همانطور که یک ضربالمثل قدیمی میگوید «مار از پونه بدش میاد، جلوی خونهاش سبز میشه»، رابطه صنعت سینما و سرقت ویدئویی هم دقیقا مثل رابطه مار و پونه است.
از قدیم میگفتند چاقو دسته خودش را نمیبرد، ولی مثل اینکه این ضربالمثل اینجا کارکرد ندارد و دنیای هنر و سرگرمی با اختراع ویدئو و مشتقات آن، دردسر بزرگی برای خودش درست کرد و کمپانیهای بزرگ فیلمسازی در دهه 80 میلادی اگرچه با امید به استقبال پدیده نوظهور ویدئو رفتند که یک منبع مالی خوب و تازه برای خود خلق کنند، ولی آنها نمیدانستند این وسیله قرار است در دست کسانی هم قرار گیرد که علیه منافع مالی آنها اقدام و حرکت خواهند کرد.
باور و امید صنعت سینما در بدو پیدایش این بود که محصولات قدیمی و جدید خود را روانه بازار ویدئویی کرده و سودی در این رابطه کسب کند. برای کمپانیهای بزرگ فیلمسازی که محصولات قدیمیشان تبدیل به کارهای آرشیوی و بیمصرف شده بود، پدیده ویدئو امکان یک سودآوری تازه را ـ که میتوانست رقم بالا و قابل توجهی باشد ـ فراهم میآورد.
کمپانیهای فیلمسازی اکثر محصولات قدیمی و کلاسیک خود را روی نوارهای ویدئو منتقل کردند. در عین حال، آنها محصولات جدید خود را هم مدتی پس از پایان اکران عمومی و کسب حداکثر فروش در جدول گیشه نمایش، روانه بازار ویدئویی میکردند.
استقبال تماشاگران و دوستداران فیلمهای سینمایی هم از این محصولات بالا بود. حالا به مدد رونق ویدئو، علاقهمندان سینما میتوانستند براحتی آثاری قدیمی و کلاسیک را تماشا کنند که شاید تحت هر شرایط دیگری، امکان دیدار با آنها بسیار محدود و حتی غیرممکن بود. در عین حال، با از راه رسیدن موج ویدئو تماشاگران میتوانستند آن دسته از کارها و فیلمهایی را که دوست دارند، خریداری کرده و برای خود آرشیو فیلمی از کارهای مورد علاقهشان تشکیل دهند.
تا قبل از آن، فیلمهای سوپر هشت دارای چنان امکانات خوب و قابل ذکری نبود که علاقهمندان سینما را جذب خود کند و به صورت یک پدیده عمومی و همگانی درآید. ویدئو کارها را در بسیاری از زمینهها راحت کرد.
هم تهیهکنندگان فیلمهای سینمایی راضی بودند و هم تماشاگران علاقهمند. گویا برای اولین بار اتفاقی افتاده بود که همه از آن راضی بوده و کسی بنای مخالفخوانی و شکایت را نداشت.
اما این وضعیت برای مدت زمان زیادی ادامه پیدا نکرد و بزودی پدیده ویدئو (همراه با گسترش روزافزون فعالیتهای خود) با مشکلی بزرگ هم روبه رو شد. از آنجا که هر پدیده نوظهوری در کنار مزایا، معایب خود را هم به رخ میکشد، عیب بزرگ ویدئو خودنمایی کرد. امکانات ویدئویی (از فیلمبرداری آن گرفته تا آماده کردن آن فیلم روی نوار ویدئو) به گونهای بود که میشد براحتی فیلمهای سینمایی را از روی پرده سینما ـ و در دل تاریک سالنهای نمایشدهنده سینما ـ کپی و فیلمبرداری کرد. پس از آن براحتی میشد این فیلم را روی یک نوار یا لوح ویدئویی منتقل کرد.
امکان چاپ و تکثیر نسخههای زیاد از این فیلم کپی شده، کار بسیار ساده و راحتی است و از اینجا بود که سرقت ویدئویی وارد دنیای سینما و رسانههای گروهی شد. کمپانیهای فیلمسازی جزو اولین کسانی بودند که با ماهیت کار سارقان ویدئویی (که با نام Pirates شناخته میشوند) آشنا شدند و متوجه حضور تهدیدی جدی برای محصولات خود شدند.
با گذشت زمان و با سرعت زیاد، فعالیت سارقان ویدئویی گسترش یافت. بزودی این کار به صورت یک حرفه دائم و پولساز برای سارقان ویدئویی درآمد.
در مدت کوتاهی از ظهور و گسترش پدیده ویدئو، فیلمهای سینمایی جدید با فاصله زمانی بسیار کوتاهی از اکران عمومیشان، به صورت قاچاق و غیرقانونی در بازارهای ویدئویی کشورهای مختلف جهان پخش میشد. فاصله حضور نسخههای کپیشده محصولات سینمایی در بازارهای جهان با اکران عمومی آنها حدود چند هفته بود.
با گذشت زمان، این فاصله کمتر و کمتر شد. این نسخهها که از کیفیت پایین صدا و تصویر برخوردار بود (و براحتی میشد صدای واکنش تماشاگران به صحنههای مختلف را شنید و راه رفتن تماشاگران را در ردیفهای جلوی سالن سینما تماشا کرد!) عمدتا در بازار کشورهای در حال رشد (آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین) پخش شده و بیشترین بیننده را در این مناطق داشته و دارند.
علت اصلی هم این بود که محصولات هالیوودی، دیرتر از بقیه مراکز به این کشورها میرسید و فاصله نمایش عمومی آنها با سینماهای آمریکا زیاد بود. همین فاصله زمانی زیاد، راه را برای نفوذ و گسترش نسخههای دزدیده شده فیلمهای سینمایی فراهم میکرد. تماشاگران معمولی که میدانستند فیلمهای جدید آمریکایی دیر به سرزمینهای آنها میرسد، ترجیح میدادند آن فیلمها را با کیفیت بد (اما با یک فاصله زمانی کوتاه) تماشا کنند.
سرقت ویدئویی خیلی زود به صورت بلای اصلی و خانمانسوز کمپانیهای فیلمسازی درآمد که برای تولید فیلمهای پرهزینه و پرسروصدای خود در آن سالها حدود 50 تا 70 میلیون دلار خرج میکردند. فیلمهایشان در کشورهای در حال رشد یک ضرر بزرگ مالی بود. به گفته اتحادیه سینماگران و تهیهکنندگان آمریکا، سرقت ویدئویی در دو دهه 80 و 90 میلادی، سالانه بیش از یک میلیارد دلار به کمپانیهای فیلمسازی ضرر و لطمه مالی میزد. ظاهرا راهی هم برای مقابله با این معضل وجود نداشت، تهیهکنندگان آمریکایی انگشت اتهام را به سوی دولتهای این کشورها نشانه گرفتند.
دولتها هم قول همه نوع همکاری را دادند، ولی با وجود تمام تلاشهایی که به کار بردند (و با وجود دستگیری و محکومیت گروههای فعال در زمینه سرقت ویدئویی) نتوانستند به نتیجه مثبتی برسند و در همچنان روی همان پاشنه قدیمی میچرخید. با گذشت زمان، کمپانیهای فیلمسازی به این نتیجه رسیدند باید با کاهش فاصله زمان اکران عمومی فیلمهایشان با قارههای دیگر، امکان نمایش عمومی همزمان محصولات سینمایی را فراهم کنند.
اجرای این طرح، حالا فیلمها همزمان با سینماهای آمریکا در قاره اروپا هم روی پرده سینماها میرفت و تماشاگران امکان تماشای این فیلمها را همزمان و همراه با تماشاگران آمریکایی داشتند. کمی بعد قاره آسیا و آمریکای لاتین هم به قاره اروپا پیوستند.
در حال حاضر، محصولات جدید سینمایی همزمان با آمریکا در حدود 50 کشور مختلف جهان (از قارههای مختلف) به نمایش درمیآید حتی برخی فیلمهای آمریکایی زودتر از سالنهای سینماهای این کشور در بقیه کشورهای جهان روی پرده سینماها میرود.
برای مثال، دومین قسمت اکشن ابرقهرمانانه و کمیک استریپی «تور» با بازی کریس همسورث، هفته قبل و یک هفته زودتر از آمریکا در 50 کشور جهان اکران عمومی شد.
تماشاگران آمریکایی از جمعه قبل به تماشای این فیلم نشستند. این سیاست جدید توانسته جواب مثبتی به عرضهکنندگان خود بدهد و تا حد زیادی فعالیت سارقان ویدئویی را کاهش دهد، اما سرقت ویدئویی هنوز هم وجود دارد و به حیات خود ادامه میدهد. این شیوه کاری، هنوز یک شیوه سودآور برای سارقان ویدئویی است و هنوز هم سالانه خسارت مالی زیادی به تهیهکنندگان و کمپانیهای بزرگ فیلمسازی میزند.
منبع: اسکرین اینترنشنال
مترجم: کیکاووس زیاری
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد