پژوهشگر هنر ایرانی ـ اسلامی:

مکتب شهرسازی نداریم

حسن بلخاری استاد دانشگاه و محقق در عرصه هنر اسلامی ـ ایرانی است. او تاکنون کتاب‌هایی را در این زمینه منتشر کرده است، اما مدتی بود کتاب تازه‌ای از او منتشر نشده بود.
کد خبر: ۶۱۵۶۸۸
مکتب شهرسازی نداریم

با او گفت‌وگویی کوتاه انجام دادیم و او از کتاب‌هایی برایمان گفت که این روزها به دست نشر سپرده است.

مدتی است اثر تازه‌ای از شما منتشر نشده است. این روزها منتظر اثر تازه‌ای از شما باشیم یا خیر؟

بتازگی سه کتاب را برای انتشار به ناشران سپرده‌ام. دو کتاب را به انتشارات سوره مهر تحویل داده‌ام و یک کتاب را هم به نشر هرمس. یکی از این کتاب‌ها مجموعه مقالاتی است درباره حکمت هنر هند. در این کتاب ده مقاله وجود دارد و در باب مسائل حکمی و فلسفی هنر معماری هند نگاشته شده و در آن موقعیت فرهنگی هند از لحاظ تاریخی مورد بحث و بررسی قرار داده شده و در این بررسی تطبیقی ریگ ودا، کتاب مقدس هندویان را در برابر اوستا، کتاب مقدس فرهنگ ایران باستان قرار داده‌ام و نظریه‌های مطرح فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی هندی تحت عنوان سادرشیا و همچنین معماری هندویی و بودایی را که مبتنی بر آموزه‌های فکری علمی و حکمی هندوهاست بررسی کرده‌ام. در عین حال در یکی دو مقاله از این کتاب دادوستد فرهنگی ایرانیان و هندیان هم مورد توجه واقع شده است. این مجموعه مقاله را بعلاوه کتاب نظریه اسلامی هنر به سوره مهر سپرده‌‌ام.

کمی درباره کتاب نظریه اسلامی هنر توضیح ‌دهید.

کتاب بسیار مفصلی است و نزدیک به 500 صفحه است. نگاشته‌هایم در این کتاب مجموعه تحقیقات بیش از 10 سال من است و سعی کرده‌ام برای نخستین بار نظریه جامعی ارائه شود که هنر اسلامی در مبانی خود از چه پایه‌ها و بنیان‌هایی بهره برده است. قرآن، احادیث و فرمایشات ائمه اطهار(ع) و روایات و دیدگاه‌های عرفایی چون مولانا مورد بررسی تحلیلی قرار گرفته و سرانجام با نگاه به فلسفه هنر و معماری از دل همه این موارد با استناد به مصادیق هنری و معماری نظریه قدر استخراج شده است.

قرار بود کاری هم در ارتباط با معماری منتشر کنید؟

بله، آن را به نشر هرمس سپرده‌ام. در این کتاب به بررسی رابطه معماری با تاریخ و فلسفه پرداخته‌ام.

نقطه مشترک کتاب‌های تازه‌تان هنر و معماری است. این روزها فضاهای شهری ما با انتقادهای بسیاری روبه‌روست. نظر شما درباره این موضوع چیست؟

واقعیت این است که ما امروزه مکتب شهرسازی نداریم. در طول تاریخ تمدن اسلامی از صفویه به بعد در اصفهان آرام آرام پایه‌های مکتب شهرسازی تمدن ایرانی ـ اسلامی شکل می‌گیرد و اصفهان با یک طرح شهری ساخته می‌شود، بویژه در میدان نقش جهان و اطرافش. اما پس از آن ارتباط با فرهنگ غرب گسترده می‌شود و ما متاسفانه در هنر و بیشتر معماری به عنوان مصرف‌کننده و مقلد عمل می‌کنیم.

به جرات می‌گویم متاسفانه امروز مکتب نظری شهرسازی که بر بنیاد تاریخ ایرانی ـ اسلامی‌مان باشد نداریم و در طراحی‌های شهری بیشتر بنا را بر نیازهای کارکردی و کاربردی انسان قرار می‌دهیم و نیازهای صوری و مادی انسان را در فضا در نظر می‌گیریم.

در معماری ایرانی ـ اسلامی چه نگاهی وجود دارد؟

در طراحی شهری ایرانی ـ اسلامی هم خلوت یک انسان در نظر گرفته می‌شود و هم جلوت او. یعنی هم درون و هم برون. در کل سعی بر این است که هماهنگی میان درون و برون ایجاد شود. یعنی در حقیقت شهر به عنوان خانه بزرگ در نظر گرفته می‌شود و فرهنگی که در ساخت خانه حاکم است در ساخت شهر هم در نظر گرفته می‌شود. اما اصل حاکم فعلا اصل مصرف کردن است تا بر بنیاد نیازهای روحی. به همین دلیل هم مکتب نداریم و بیشتر با اغتشاشات طراحی شهری روبه‌رو هستیم تا یک طراحی دقیق مبتنی بر فرهنگ اسلامی.

تاثیر این نوع شهرسازی چیست؟

بسیار مخرب است. وقتی شما وارد یک شهر می‌شوید اگر این شهر اصولی طراحی نشده باشد و نسبت اجزای مختلف شهر به گونه‌ای نباشد که بر روح و روان انسان آرامش ایجاد کند تنش‌های عصبی بی‌اختیاری را ایجاد می‌کند. این یک امر کاملا طبیعی است. به هر حال می‌دانید ما شهر را برای انسان می‌سازیم و اگر در این قلمرو عنصر انسان نادیده گرفته شود و فضاهای شهر براساس نیازهای روحی ـ روانی او ساخته نشود انسان را دچار نوعی اضطراب رفتاری می‌کند.

منظورتان از اضطراب رفتاری چیست؟

منظورم از اضطراب نداشتن، تمرکز است. ببینید، مسأله و بحران آلودگی هوا و کمبود اکسیژن موضوعی است که وقتی پیش می‌آید توجه همه به آن جلب می‌شود. اما طراحی‌های نامناسب شهری تاثیری کمتر از آلودگی هوا ندارد، اما چون روی سیستم حیاتی انسان اثر نمی‌گذارد از آن ساده می‌گذرند. متاسفانه این دقت نظر وجود ندارد که همه بدانیم منظر شهری نازیبا چه تاثیرات منفی‌ای بر روح و روان انسان دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها