از مهم‌ترین خصوصیات مبلغ، همخوانی حرف و عمل اوست

آسیب‌شناسی تبلیغ

بحث آسیب‌شناسی تبلیغ را در دو فضا باید بررسی کرد: یکی تبلیغ دین به عنوان اقلیت (مثلا زمانی که تشیع در اقلیت است و حاکمیت در دستش نیست) و دیگر تبلیغ دین به عنوان اکثریت (مثلا زمانی که شیعیان اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند و حتی حاکمیت را از آن خود می‌کنند.)
کد خبر: ۶۱۴۱۷۳

هنگامی که گروهی از دینداران جامعه در اقلیت هستند، با یکدیگر روابط بسیار صمیمی دارند. آنها با بزرگان و مبلغان دینی‌شان نیز روابط خوبی دارند و کمترین حرف و عمل از سوی آنان برایشان تاثیرگذار است ولی وقتی متدینین در جامعه اکثریت می‌یابند و حاکمیت به دست متدینان می‌افتد، این شرایط عکس می‌شود و فضای نقد، جای آن صمیمت را می‌گیرد. با توجه به شرایط موجود در دنیا که دنیای غیردینی است و تاکیدها بر این است که حاکمیت نباید در دست دینداران باشد، ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مسئولان با ردای دینی مشغول کار هستند یعنی ما در اوج این دنیای دین‌گریز (اگر تعبیر به دین‌ستیز نکنیم) می‌گوییم دین نه‌تنها در جامعه ما منزوی نیست بلکه در کانون جامعه قرار دارد و ما می‌خواهیم براساس الگوهای دینی، حاکمیت جامعه را بر عهده بگیریم و 35 سال است که در این موضوع موفق شده‌ایم، به این معنا که هنوز سر پا ایستاده‌ایم. در این شرایط که ما تمام بافته‌های آنها را رشته کرده‌ایم، نشان می‌دهیم که ما با حاکمیت دینی حتی مستقل هم هستیم.

با مقایسه شرایط کنونی در کشورهای همسایه براحتی می‌توانیم به این موفقیت در کشورمان پی ببریم، زیرا در کشورهای همسایه نه‌تنها مردم اختیار حاکمیت را ندارند و مسئولان سیاسی از خارج از کشور انتخاب می‌شوند، بلکه شاهد فضای جنگ و نزاع نیز در آنها هستیم و تحقیری بالاتر از این برای یک کشور وجود ندارد.

حال ما در چنین شرایطی که خوبی‌های خودش را دارد، باید هزینه انتخابمان را نیز بپردازیم. یکی از هزینه‌هایش این است که الان تبلیغات رسانه‌ای درست علیه ماست یعنی متدینان و اصحاب دین را بشدت بمباران سیاسی و تبلیغاتی می‌کنند.

چون مردم و جوانان ما به خاطر تکنولوژی و فناوری رسانه‌ای و غیررسانه‌ای متاثر از آن طرف هستند، استقبالشان از انتقاد دین زیاد است، درست برخلاف جوامعی که گروهی از شیعیان در آنها در اقلیت هستند و از چنین فضای نقادانه‌ای دورند.

بنابراین متوجه می‌شویم، امروز آسیب‌شناسی تبلیغ دین اهمیت بسیاری دارد و باید به دنبال موثرین شیوه تبلیغ در جامعه امروز باشیم. من تاثیرگذارترین شیوه تبلیغ را در سخنرانی و بیان می‌دانم. هرچند معتقدم کارهای خیریه و حل دعاوی نیز در نوع خود تاثیرگذارند. برای سخنرانی مناسب و هدفمند ـ که بیشترین بعد تبلیغی آن را باید در ایام عزاداری و مراسم مختلف جست ـ توجه به سه نکته لازم است:

1 ـ خوب حرف زدن

2 ـ حرف خوب زدن

3 ـ سازگاری حرف و عمل

من در توضیح این سه مورد فقط جنبه‌های مثبت را می‌گویم. مسلما اگر یک سخنرانی دارای این جنبه‌های مثبت نباشد، از تاثیرگذاری آن کم می‌شود. پس خواننده خود باید آسیب‌شناسی این بحث را در نبود این نکته‌ها بیابد.

خوب حرف زدن

در قدیم، قدما و خطبای قوی ادبیات ایران را بخوبی می‌شناختند تا جایی که می‌توانستند شاهنامه و گلستان سعدی و مثنوی را به درستی بخوانند. حتی بعضی بخش‌های آن را حفظ می‌کردند. الان ما خطبایی داریم که حتی یک بار هم گلستان و بوستان را ندیده‌اند و نمی‌دانند فرق این دو در چیست و هر کدام چند باب دارد. چنین کسی نمی‌تواند از فن بیان بسیار غنی فارسی استفاده کند. درست است که آموزش ادبیات فارسی حتی در مدارس ما ضعیف شده، ولی یادمان باشد قرار نیست، آموزش پرورش و دانش آموزان ما وظیفه تبلیغ دین را بر عهده بگیرند.

نکته دیگر، آشنایی خطبا با ادبیات جدید، رمان، داستان‌های ایرانی و غیرایرانی است زیرا جوانان ما و نسل مخاطب مبلغان با رمان و داستان آشنا هستند. اگر مبلغ دینی این رمان‌ها را بخواند، می‌فهمد که با چه زبانی با این نسل باید صحبت کند.

مبلغ باید بلد باشد که با مردم حرف بزند و حرف مردم را گوش کند. خدا دو گوش و یک زبان به ما داده است. ما باید بلد باشیم، نیم ساعت سکوت کنیم و به مخاطبمان فقط گوش بسپاریم. گاهی اوقات افرادی که به مبلغان و روحانیون مراجعه می‌کنند، نیامده‌اند که درس بگیرند و موعظه بشنوند. آمده‌اند، گوش شنوایی برای دردهایشان پیدا کنند و اگر مبلغ خوب گوش کردن را بلد باشد، با همان حرف زدن بخش عمده‌ای از مشکل طرف حل می‌شود. البته اگر مبلغ بلد باشد که پس از این گوش کردن حرف خوب و متناسب بزند، در اینجا موفق عمل کرده است.

حرف خوب زدن

محتوا در سخنرانی اهمیت زیادی دارد و الان چند نقص عمده در آن وجود دارد: اول این که آشنایی با قرآن و حدیث بسیار ضروری است ولی این مساله برای بعضی به یک شوخی تبدیل شده است. گمان نکنیم، هر کس لباس روحانیت به تن دارد یا ادعای دینداری دارد، با قرآن و حدیث به شکل مناسبی آشناست. در حوزه مدت‌ها عربی می‌خوانند، مدت‌ها منطق می‌خوانند، مدت‌ها اصول فقه قوی می‌خوانند، مدت‌ها فقه قوی می‌خوانند و گرچه افراد در ضمن این آموزش‌های سنگین با قران و حدیث آشنا می‌شوند، ولی آن طور که باید با این دو متن انس نمی‌گیرند. این مقوله اساسی جای بحث دارد که برخی مجتهدان و علما نیز به آن توجه و انتقاداتی را مطرح کرده‌اند. من 9 ترم در دانشگاه تربیت مدرس، برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری درس‌ها را فقط با قرآن و حدیث آموزش دادم. ابتدا همیشه دانشجویان شاکی می‌شوند که ما در این سطح فقط قرآن بخوانیم؟ بعد از یک ترم همه متعجب می‌شوند که عجب! این قرآنی که در تاقچه خانه و سفره عقد و سفره هفت سین ما هست و کمتر سراغش می‌رویم، بوضوح پاسخ بسیاری از سوالات ما را می‌دهد. حتی بعضی دانشجویانم که حافظ قرآن بودند، می‌گفتند ما نمی‌دانستیم که می‌شود با قرآن پاسخ بسیاری از نکات مبهم اجتماعی و زندگی خود را بیابیم. نکته دیگر این است که مبلغ امروزی باید با یک سری از مسائل کاملا به روز و جدی جامعه ما آشنایی داشته باشد که عبارتند از: مسائل اخلاقی، جوانان، زناشویی، سیاسی، هنری و ورزشی. امروز ورزش دیگر یک تفریح نیست بلکه یک حرفه است و در مسابقات جوانان نیز هزینه‌های زمانی زیادی را صرف می‌کنند. اگر مبلغ با این مسائل آشنا نباشد، بعید می‌دانم بتواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کند. مبلغ نباید با خودش فکر کند، همین عده‌ای که پای منبر من می‌آیند، برایم کافی است. خیر، اینها گروهی هستند که اگر شما هم نباشی، پای منبر شخص دیگری می‌روند. کسانی باید پای منبر شما بیایند که اصلا اهل رفتن به چنین جاهایی نیستند.

نداشتن تعصب نیز بسیار مهم است. این نکته تاثیر بسیار زیادی روی مخاطب دارد زیرا او آگاه است که اگر من به نکته‌ای اشکال گرفتم و اشکالم وارد بود، مبلغ اصرار بیهوده بر حرف خود نمی‌کند و از گفته‌اش کوتاه می‌آید. من خود این مورد را بارها در کلاس‌هایم تجربه کرده‌ام.

امروز کار با رسانه جزء مستحبات نیست بلکه جزء واجبات است. مبلغ باید بتواند با رسانه‌های شنیداری و دیداری و مکتوب با مخاطب ارتباط برقرار کند. علاوه بر این که باید حتما با دیدگاه‌های مدرن و اوضاع و شرایط مدرنیته و پست‌مدرنیته آشنا باشد تا بتواند جنبه‌های مختلف آن را نقد کند.

سازگاری حرف و عمل

ممکن است، در آموزش ریاضیات و فیزیک و جامعه‌شناسی نیازی نداشته باشیم که حرفمان با عملمان یکی باشد و برای مخاطب نیز مهم نیست که استاد علوم تجربی که می‌گوید سیگار برای سلامت بدن مضر است، خودش سیگار می‌کشد یا خیر، اما چون دین مستقیما با قلب و روح و ایمان در ارتباط است، مبلغ دینی باید حواسش باشد که رطب خورده، منع رطب کی کند.

انتظار می‌رود، گوینده پیش از هر کسی عامل باشد. ما بسیار حرف می‌زنیم و کمتر عمل می‌کنیم. این سخن از حضرت امیر (در نهج البلاغه) همیشه در ذهن من هست که: الحَقُّ أَوْسَعُ‏ الْأَشْیَاءِ فِی‏التَّوَاصُفِ وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُف.

به طور کلی یعنی حق از آن چیزهایی است که هنگام سخنرانی درباره آن، مجال صحبت کردن فراوان است ولی هنگام عمل کردن، تنگ‌ترین عرصه‌ها را دارد. همین مورد موجب می‌شود که مردم دید منفی به سخنرانی داشته باشند. پس گفت‌وگوهای دینی باید به سمت گفت‌وگوهای مختصرتر، مفیدتر و عملگرایانه برود. البته این تذکر را به خود هم می‌دهم و یادم است، صحبت کردن در این حوزه‌ها بسیار راحت است ولی عمل کردن به آنها دشوار است.

دکتر غلامرضا ذکیانی / استاد دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها