دیالوگ فیلمنامه را باور پذیر می​کند

یکی از ویژگی‌هایی که باید در فیلمنامه‌ به آن دقت کرد، نگارش دیالوگ‌هاست.
کد خبر: ۶۱۴۱۴۹

در سال‌های اخیر دیده‌ایم سریال‌های تلویزیونی و البته نمایش‌هایی که روی صحنه می‌رود، از دیالوگ‌نویس بهره برده‌اند و به نظر می‌رسد یکی از راهکارهای ارتقای فیلمنامه‌ها، توجه به همین قضیه است؛ چراکه دیالوگ از آنجا که به روزآمدی آثار کمک می‌کند، می‌تواند به باورپذیری فیلمنامه‌ سریال‌های تلویزیونی برای مخاطب بینجامد.

باید به این نکته توجه داشت که شخصیت‌ها چه می‌گویند، از چه تبار و گذشته‌ای می‌آیند، محل تولد و اقامت‌شان کجاست، چه خاستگاه طبقاتی در اجتماع شهری یا روستایی دارند، تحصیلات و میزان سواد این شخصیت‌ها در چه حد و اندازه‌ای است، ابعاد شخصیتی‌شان چگونه است، (به‌عنوان مثال آدمی اجتماعی با روابط عمومی بالاست یا منزوی و خجالتی است) و همچنین در نظر گرفتن این نکته که چه میزان مطالعه دارد و به چه کتاب‌هایی علاقه‌مند است؟

شاید در نظر گرفتن همه این موارد و توجه به این ابعاد در یک اثر سینمایی یا تلویزیونی امکان‌پذیر نباشد، اما به‌طور حتم برای شکل‌گیری درام در قصه و روایت، رعایت و در نظر داشتن این نکات بسیار کمک‌کننده است. شاید تنها کسی که طی سی سال اخیر توانست به طور خاص و از طریق دیالوگ در اثری تصویری، زبان تازه‌ای را شکل دهد، علی حاتمی باشد. هرچند مسعود کیمیایی در سینما و البته با به کارگیری ریشه‌های زبانی تهرانی، لحن ـ و در برخی موارد ـ زبان منحصربه‌فردی را شکل می‌دهد که او را از دیگران متمایز می‌کند.

در این میان، فیلمسازانی هم هستند که از این موضوع بی‌تفاوت عبور نکرده‌اند. طی پانزده سال اخیر بدون شک حسن فتحی یکی از مهم‌ترین کارگردان های تلویزیون و سینماست که بر اهمیت دیالوگ از طریق آثارش تاکید کرده است. این تاکید و اهمیت هرچند وامدار ادبیات تهرانی‌ها و زبان خاصی است که علی حاتمی شکل داده، اما به‌عنوان ویژگی آثار فتحی هم شناخته می‌شود. در میان آثار او سه مجموعه «شب دهم»، «مدار صفر درجه» و «میوه ممنوعه» مهم‌ترین نمونه​ها در این بحث است. البته نمی‌توانم انکار کنم در همین سه مجموعه، میوه ممنوعه اتفاق درخشان کارنامه او و البته تلویزیون است، اما درباره مدار صفر درجه توضیح بیشتری می‌دهم.

قصه سریال مدار صفر درجه در یکی از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران می‌گذرد؛ دوره‌ای که زبان دوم طبقه‌های تحصیلکرده و اشرافی تهران، فرانسوی است و با ورود تکنولوژی‌های جدید نظیر ماشین‌های مختلف مسافربری و صنعتی، شکل‌گیری صنعت چاپ و بالا رفتن سطح مطالعاتی و البته اهمیت پیدا کردن و جدی‌تر شدن سینما میان توده مردم، واژه‌های فرانسوی و به‌طور کل غیرایرانی، کم‌کم جای خود را باز می‌کند.

مصداق مقدمه این نوشته را می‌توان در همان قسمت‌های نخست سریال مشاهده کرد؛ حبیب پارسا (شهاب حسینی) فرزند دیپلمات معترض مستعفی در سکانسی مشغول خواندن کتاب «جنایت و مکافات» داستایوسکی به زبان فرانسوی است و اشاره می‌کند یک فصل از آن ـ تنها ـ باقی‌مانده است. پدرش برای فهماندن علت مخالفت حکومت با اعزام او، همپای او از داستان زندگی داستایوسکی و همچنین قصه کتاب می‌گوید. در پاسخ منطق پدر، حبیب به آیه‌ای از قرآن اشاره می‌کند که مادرش همیشه آن را می‌خواند.

همین نکات کلیدی در شناخت شخصیت حبیب، زبان او را در ادامه مجموعه شکل می‌دهد. مثلا در ادامه و بعد از اعزام متوجه می‌شویم او اعتماد به نفس بالایی دارد و در عین حال خاستگاه طبقاتی‌اش، او را شخصیتی محجوب و سر به زیر جلوه می‌دهد.

اگر به دیالوگ‌های حبیب در سریال توجه کنیم متوجه دقت فتحی درباره زبان او می‌شویم. این دقت مختص شخصیت اصلی مجموعه نیست. سرگرد فتاحی به‌عنوان یک کارمند دایره نظمیه هم گویش و ادبیات خاصی پیدا می‌کند.

البته بارها از واژه‌هایی چون قسم یا فلذا، فقرات و از این قبیل را از دهان بسیاری از شخصیت‌ها می‌شنویم، اما نکته بارزی که در سریال فتحی دیده شد کلیت گفتاری و حفظ اصول شخصیتی کاراکترها در بیان جملاتشان در موقعیت‌های مختلف بود. کافی است یک‌بار دیگر سکانس روبه‌رویی تئودور و حبیب در فصل پایانی سریال (در تخت جمشید) را مرور کنیم و آن را با سکانس‌های ابتدایی مواجهه پیدا کردن مخاطب با حبیب در قسمت‌های اولیه مقایسه کنیم.

جملات او برای همان موقعیت است و شعاری نیست. حتی وقتی می‌گوید: «امثال تو... تئودور... لکه ننگی هستند بر دامن قوم یهود!»

شاید مجال آن نباشد که مفصل‌تر و مبسوط‌تر بتوان تشریح کرد، اما در پایان به این نکته اشاره می‌کنم که دیالوگ‌نویسی در آثار ایرانی یعنی پایبند بودن به زبان فارسی به این معنا که اگر شخصیت‌های قصه حتی به شکل محاوره و عامیانه صحبت و اصطلاحات کوچه‌ بازاری را استفاده می‌کنند، در برگردان به زبانی دیگر دچار اشکال نشود و نیاز نباشد یک جمله را برایش سه صفحه(!) توضیح داد که منظور چیست. نکته‌ای که در بخش زیادی از سریال مدار صفر درجه اتفاق می‌افتد و برای کاراکترها، حتی لمپن‌های قصه که قاعدتا نباید از ادبیات درست فارسی استفاده کنند، این مورد لحاظ شده و قابل بررسی و تحلیل بیشتر است.

خدایار قاقانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها