در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

او از دیوید پرسید چندبار پرش انجام داده و دیوید پاسخ داد: صدبار. حالا دیگر کاملا مطمئن بود. اما پس از پرش و به محض اینکه هارتساک چترش را باز کرد، مشکلات شروع شد. چتر باز نشد و چتر پشتیبان نیز به هم پیچید. همان طور که هردو به زمین نزدیک میشدند هارتساک تصمیم سرنوشتسازی گرفت. او با استفاده از ضامنهای کنترل، بدن خود را به گونهای چرخاند تا بین دایگرت و زمین قرار گیرد. او میخواست از شدت سقوط دایگرت بکاهد. این عمل هارتساک، مسیر زندگی هردو را بسیار تغییر داد. دایگرت تنها چند جراحت مختصر برداشت اما نخاع هارتساک بشدت ضربه دید و او از گردن به پایین فلج شد. مردی که تازه با دایگرت آشنا شده بود سلامت خود را فدای او کرد.
چرا دیوید هارتساک این کار را کرد؟ او در برابر انگیزه حفظ خود که باید در تمام وجودش زبانه کشیده باشد مقابله کرد و با وجود اینکه میدانست احتمال دارد صدمه شدیدی ببیند، بدنش را سپر بلای دیگری کرد. آیا کسی میتواند بهطور طبیعی و بیولوژیک این حد از بخشش را بیاموزد و به کسی تبدیل شود که به نفع دیگران، خود را فدا کند؟
این پرسش موجی از تحقیقات را درخصوص اینکه بیولوژی و تجربه چگونه درهم ادغام شده و رفتارهای نوعدوستانه را به وجود میآورد، برانگیخت.
پاداش درونی
چند سال قبل، بیل هارباف اقتصاددانی از دانشگاه اورگان میخواست بداند چه محاسبات منطقی در اعمال خیرخواهانه مردم نقش دارد. او و همکار روانشناسش یوریخ مایر بودجهای 100 دلاری در اختیار سوژههای مورد تحقیقشان گذاشتند و هنگام انجام تحقیق به اسکن مغزشان به وسیله fMRI پرداختند تا ببینند وقتی سوژهها عمل اهدای پول را انتخاب میکنند، کدام نواحی از مغزشان فعال میشود.
هارباف و مایر دریافتند، وقتی افراد خودشان تصمیم گرفتند پولشان را ببخشند آن بخش از مغز که هنگام دریافت پاداش فعال میشود شروع به کار میکند و فعالیتش بیشتر از زمانی بود که به دستور محققان این کار را انجام میدادند.
هارباف و مایر دریافتند، وقتی اشخاص تصمیم میگرفتند پولشان را ببخشند، آن بخش از نواحی مغزشان که در پردازش پاداش فعال میشود، بیشتر از زمانی که صرفا با دستور محققان تصمیم به اهدای پول میگرفتند، شروع به کار میکرد. یکی از این نواحی آن بخش از مغز است که حاوی نرونهای ترشحکننده دوپامین ـ هورمون لذت ـ است و بنا به گفته هارباف توجه این ناحیه به سمت پاداش، از هر نوع، است. مغز برخی از سوژههای هارباف که به تعبیر او خودپرست بودند هنگام خرج پولشان در راه خیریه فعالیت کمتری نشان میداد در حالی که مغز افراد نوع دوست فعالیت بیشتری داشت. نتایج او از این تحقیق این است که حداقل برای برخی از افراد پول دادن به دیگران نوعی پاداشی درونی به همراه دارد و از نظر عصبشناسی چیزی شبیه قورت دادن داروی اعتیادآور است.
شفقت همچون ماهیچه است
نتایج آزمایشهای هارباف و مایر این پرسش را برانگیخت که آیا میتوان سیستم پاداش مغز را فعال کرد؟ آیا تقویت این بخش در مغز که به بخشش مربوط است میتواند افراد و بویژه کسانی را که خودپرست هستند، مشتاق بخشندگی کند؟
هارباف در این خصوص خوشبین است و میگوید: شما میتوانید ذائقهتان را در مورد انواع چیزهای مختلف تغییر دهید. مثلا خیریهها مقدار کمی پول درخواست کنند، ممکن است پاداش عصبی فرد اهداکننده بر درد پرداخت پول غلبه کند و او برای حفظ تعادل تجربه لذت بیشتر به سمت هدیه دادن متمایل شود. همچنین افراد میتوانند به وسیله مدیتیشن و تمرکز بر اعمال شفقتآمیز و کم کردن خودخواهی ذهن خود را تربیت کنند. در اسکن fMRI مغز افرادی که به مدتی طولانی مدیتیشن انجام داده بودند و کسانی که چنین تجربهای نداشتند و بررسی رفتار آنها در هنگام پخش همزمان صداهای ناراحتکننده مانند گریههای یک زن یا صداهای خنثی مانند همهمه در یک رستوران، مشخص شد هنگام تجربه احساسی و شفقت، مغز افرادی که تمرینهای مدیتیشن داشتند نسبت به دیگران فعالیت بیشتری از خود نشان میدهد. محققان بر این باور هستند که مدیتیشن دائم در خصوص رحم و دلسوزی درک احساس دیگران را آسانتر میکند و به ما انگیزه میدهد که به کمک کسی که ناراحت و مضطرب است، بشتابیم.
تحقیق دیگری در آزمایشگاه دیویدسون از دانشگاه ویسکانسین ـ مدیسون نشان میدهد که دلسوزی مانند ماهیچهای است که میتواند با تمرین و ورزش در وضع بهتری قرارگیرد. در یکی از تحقیقات، دیویدسون و همکارانش روی 41 داوطلب جدید به آزمایش پرداختند. محققان به یک گروه از آنها تمرینهای مدیتیشن بودایی در خصوص دلسوزی نسبت به 30 قربانی بدشانس دادند و آنها را با گروه کنترل مقایسه کردند. علاوه بر آن در یک مطالعه تصویربرداری عصب ، به شرکتکنندگان تصاویر رنج کشیدن انسان را نشان دادند و به بررسی مغزشان پرداختند. مغز کسانی که موقع بازی آن لاین بیشترین بخشندگی را داشتند، هنگام دلسوزی، مسائل عاطفی و احساسات مثبت بیشترین فعالیت را نشان داد. تحقیقات دیگر این یافتهها را تقویت میکند. به طور مثال، روانشناس جین سای و همکارانش دریافتند که پس از انجام مختصری مدیتیشن در زمینه مهربانی و شفقت، افراد نسبت به نشان دادن مهربانی و همچنین دریافت آن از سوی دیگران کمتر میترسند. از طرفی محققان دانشگاه ایموری متوجه شدند که چنین آموزشی میتواند توانایی افراد را در درست تفسیر کردن حالات چهره مردم افزایش دهد.
اوج کمککننده
برخی از محققان بر این باورند که مغز بسیار آماده یادگیری درخصوص دلسوزی و بخشندگی است زیرا این ویژگیها ارزش انطباقی با خود میآورند. برخی از تحقیقات اشاره دارد به اینکه نوعدوستی علاوه بر پاداش ذهنی، پاداش جسمی نیز به همراه دارد. وقتی آلن لاکس، مدیر مرکز دانشگاه فوردام به بررسی هزاران داوطلب از سراسر کشور پرداخت، 95 درصد پاسخدهندهها گزارش کردند که هنگام کمک کردن به دیگران نوعی احساس فیزیکی لذتبخش تجربه کردهاند. ـ چیزی که لاکس آن را اوج کمککننده مینامد. در یک تحقیق از 423 زوج مسنتر در دانشگاه میشیگان مشخص شد کسانی که به دیگران کمک نمیکنند دوبرابر زودتر از دیگران به مرگ نزدیک میشوند. اما ممکن است کمک کردن به دیگران چندان هم فایده جسمی و ذهنی نداشته باشد. تحقیقات بیشتر نشان داده افرادی که صرفا بهخاطر خود کمک، به دیگران کمک کردهاند و انتظار دریافت پاداشی نداشتهاند بیشترین طول عمر را تجربه کردهاند. درواقع کسانی که برای بهتر شدن حال خودشان یا رهایی از مشکلاتشان به دیگران کمک میکنند، چندان فایده روحی و جسمی نصیبشان نمیشود. شاید هنگام کمک کردن به دیگران نباید به فکر اوج کمککننده باشیم تا بهترین حالت روحی را درک کنیم.
اثرات رفتارهای قهرمانانه روی خود فرد بسیار پیچیدهتر است. مثلا به خاطر دیگری خطر بسیار زیادی را به جان خریدن مخالف استانداردهای اجتماعی است که البته عواقبی چون مجروح شدن را دارد. از طرفی چنین رفتاری که از آن با شهامت اخلاقی نام برده میشود قدرت بسیار زیادی میطلبد. اگر از دیویدهارتساک که به خاطر نجات جان شیرلی دایگرت بشدت مجروح شد بپرسید، چرا این کار را انجام داد، او مصرانه به شما میگوید که راهی غیر از این نداشته است.
discover / مترجم: نادیا زکالوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: