در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«گنجشکک اشیمشی» ساخته مشترک او و وحید نیکخواه آزاد و غلامرضا رمضانی چندی پیش جایزه ویژه هیات داوران بیست و هفتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان را از آن خود کرد. اینجا گفتوگو با مردی را میخوانید که سهم بسزایی در تحکیم رابطه دوستانه دانشآموزان و سینما داشته است.
نظرتان درباره زنگ سینما در مدارس و تدوین برنامهای مدون در اینباره چیست؟
نفس این اتفاق خیلی خوب است، اما معمولا دانشآموزان را برای دیدن فیلمهایی به سینما میبرند که معلوم نیست به براساس چه ضابطهای انتخاب میشود. به نظر گزینش و انتخاب این آثار سلیقهای و رابطهای است و حساب و کتاب خاصی ندارد. عموما هم تا آنجا که خودم بچه محصل دارم و مطلع هستم، فیلمهایی برای تماشا انتخاب میشود که ربط چندانی به دانشآموزان ندارد.
اساسا نمایش فیلم برای دانشآموزان و به سینما بردن آنها توسط مدارس چقدر ضرورت دارد؟
این مساله در همه جای دنیا وجود دارد و جزو برنامههای اساسی و معمول مدارس و زندگی مردم است. در ایران خودمان هم قبلا این توجه وجود داشت و الان هم اگر نیست به این دلیل بوده که جایگزین پیدا کرده است. یکی از دلایل آن این است که همه منتظر میمانند تا فیلمی به شبکه نمایش خانگی بیاید و بعد آن را با فراغ بال و شرایط مطلوب ببینند، یا اینکه پای کانالهای مختلف تلویزیون مینشینند و نمیروند. بحث اصلی این است که این سینما چه ظرفیتهایی دارد و چه تاثیراتی میتواند بهلحاظ بعد آموزشی بگذارد. سینمای ما هم در مقاطع مختلف نشان داده که جدا از توجه به وجه سرگرمکنندهای سینما میتواند در تامین اهداف تربیتی و فرهنگی موفق عمل کند. همه اینها نشان میدهد که باید به این سینما پرداخت و آن را جدی گرفت. اشتباه ما این است که فقط میگوییم مردم به سینما نمیروند، اما نمیآییم دلایل این قضیه را بررسی کنیم. الان بدون نیاز به تحقیق میدانی آنچنانی متوجه میشویم که خیلی از مردم مخاطبان شبکههای تلویزیون هستند و همین مساله هم حضور آنها را در سالنهای سینما کمرنگ میکند. آنچه مسلم است این که نیاز مردم و به تبع آن دانشآموزان به سینما وجود دارد، اما رسانههای دیگری به این نیاز پاسخ میدهند و باعث میشوند آنها چندان به سینما نروند.
فکر میکنید ما اصلا فیلمهای مناسب دانشآموزان و گروه سنی کودک و نوجوان داریم؟
مشخص و طبیعی است که ما به آن معنا سینمای دانشآموزی و کودک و نوجوان نداریم. فقط تک فیلمهایی آن هم به بهانه جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان ساخته میشود که به موج و جریانی تبدیل نمیشود و پیوستگی ندارد. اساسا این فیلمها ساخته میشوند که اکران نشوند، چون شرایطی برای اکران آنها فراهم نمیشود. برخی از این آثار هم به هیچ وجه تاثیرگذار نیست، برای اینکه هیچ ارتباطی به دانشآموزان ندارد. چون تعاریف ما در این زمینه مخدوش است. ما در این سالها موفق شدهایم جشنواره فیلم کودک را تنها به یک آتراکسیون تبدیل کنیم و همه فکر میکنند فقط باید در این ایام بچهها را از مدرسه بیاوریم و سالنها را با آنها پر و سرشان را گرم کنیم که پایکوبی کنند و بخندند؛ اما اینکه سینمای کودک نیست. اصلا مخالف این وجه سینمای کودک نیستم و معتقدم بچهها صددرصد به چنین سینمایی هم نیاز دارند، ولی این همه ماجرا نیست. برای همین است که همینطور داریم دور خودمان میچرخیم و حرف حسابی هم در سینمای کودک و نوجوان نمیزنیم. متاسفانه در این زمینه ریشهیابی هم نمیکنیم، چون مثل اینکه اصلا قرار نیست در اینباره اتفاقی بیفتد. همینطور دور هم هستیم دیگر! (میخندد)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: