نگاهی به 3 فیلم تلویزیونی که هفته گذشته روی آنتن شبکه‌های سیما رفت

مشکل کجاست؟ نبود انگیزه یا ناتوانی؟

در تعطیلات گذشته به دلیل همزمانی با عید قربان، تعداد زیادی فیلم سینمایی ایرانی، خارجی و انیمیشن روانه آنتن شد که پخش و نمایش بیش از 40 فیلم سهم مخاطبان از تعطیلات سه روزه هفته پیش بود. آثاری که بیشتر شاد و سرگرم‌کننده بودند و در این میان مانند همیشه سهم عمده‌ای از این محصولات نمایشی به فیلم‌های تلویزیونی یا همان تله‌فیلم‌ها تعلق داشت که در این یادداشت به تعدادی از آنها خواهیم پرداخت.
کد خبر: ۶۰۹۵۸۶

***

بابای اجباری: فیلمی به کارگردانی عباس مرادیان که چهارشنبه مصادف با عید قربان ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش شد و داستان آن درباره مرد متمولی بود که در میانسالی، مجرد بوده و از ازدواج گریزان است. وی در مواجهه با یکی از سهامداران شرکت که زنی متشخص و باهوش است، همواره به رقابت پرداخته و زیر بار طرح‌های او نمی‌رود و با اجرای آنها مخالفت می‌کند. او در شرایطی اتفاقی همه ثروت خود را از دست می‌دهد و... .

در این فیلم کمدی حمید لولایی، رابعه اسکویی، امیر نوری، یوسف صیادی و کیانوش گرامی به ایفای نقش می‌پردازند.

«بابای اجباری» بی‌اغراق و سختگیری، فیلمفارسی تمام‌عیار است که متاسفانه نویسنده و کارگردان مجموعه کوچک‌ترین بویی از کمدی و طنز نبرده است.

شاید این کلمات کمی تند و گزنده باشد و برای سازندگان این فیلم ناراحت‌کننده، اما در اینجا قصد داریم به نقد تله‌فیلم‌ها بپردازیم و به فکر اقدامی برای تشخیص راه از بیراهه باشیم! به‌راستی وقتی طنزسازان و کمدی‌سازان خوب و با​استعدادی در تلویزیون وجود دارند برای چه باید چنین کارهایی ساخته شود؟

فیلمی که همه چیز آن بی‌دلیل است. شخصیت‌ها یک سری تیپ‌های ناقص هستند و منطق در روایت کمترین نقش را دارد. به‌راستی چرا؟ هدف از ساخت چنین کاری چیست؟ خنداندن تماشاگر؟ که اگر چنین است سازندگان این اثر در جریان نیستند که مخاطب امروز بشدت و فرسنگ‌ها از چنین طنزهایی جلوست و شاید ابتدای دهه 80 به این نوع کارها می‌خندید، اما امروز نه!

یا این‌که قرار است معضل یا موضوعی از مسائل اجتماع در قالب طنز و کمدی به تصویر کشیده شود؟ که باز هم اگر چنین است براستی چند صدم جمعیت ما معضلی مشابه شخصیت‌های فیلم بابای اجباری دارند؟

اولا که باور کنیم کار ساخت کمدی و طنز فرمول و قواعدی بشدت سخت و پیچیده دارد، ثانیا تلویزیون که در چند سال اخیر گام‌های بسیار بلندی در زمینه طنز و کمدی برداشته است با پخش چنین فیلمفارسی‌هایی تمام تلاش‌ها و دستاوردهای خود را از بین می‌برد. پس بهتر است در انتخاب آثارش دقت بیشتری کند.

***

مرخصی: تله‌فیلمی به کارگردانی مسعود آب​پرور که پنجشنبه بیست و پنجم مهرماه ساعت 10 و 30 دقیقه از شبکه سه سیما پخش شد. فیلمی که در آن پریناز ایزدیار، امیررضا دلاوری و افشین کتانچی ایفای نقش کردند و محصول سال 88 است.

«مرخصی» درباره آفرین دختر نوزده ساله‌ای است که به علت کیف زنی در دارالتادیب به سر می‌برد. از سویی به دلیل شرایط بد مالی آفرین، ازدواج او با امیر به تعویق می‌افتد و روزی به او خبر می‌دهند پدرش ایدز دارد و خواهرزاده‌اش گم شده و او باید مرخصی گرفته به خانه بازگردد، ولی زمانی که بر‌می‌گردد می‌فهمد تمام اینها نقشه‌ای از طرف خواهرش بوده تا جای طلاهای گم شده را از طریق آفرین بفهمد و... .

یک فیلم تلویزیونی به معنای واقعی درست و جذاب. کاری پرانرژی و با دقت همراه با فیلمنامه و قصه‌ای منسجم و کارگردانی هوشمندانه. ای کاش بقیه دوستان تله‌فیلم​ساز اندکی از دقت و انرژی آب‌پرور را در ساخت تله‌فیلم رعایت می‌کردند. محصول تصویری «مرخصی» با وجود گذشت چند سال از تولید آن، هنوز تازه و بکر است. با این‌که فیلمنامه‌ای خوب و پرکشش بشدت به مرخصی کمک کرده است.

از ویژگی‌های این فیلم تلویزیونی وجه بسط و پرداخت قصه است که برای مخاطب جذابیت دارد و او را با خود همراه می‌کند. خوشبختانه در فیلم مرخصی درام به‌درستی شکل می‌گیرد و سرگرم‌سازی مخاطب در دل یک قصه پرکشش روایت می‌شود. در ضمن آن‌که شخصیت‌پردازی خوبی نیز در فیلم شکل گرفته و همین باعث شده مرخصی یک سر و گردن از دیگر آثار پخش شده در این ایام بالاتر باشد؛ چیزی که به‌زعم من بیشتر از هر چیز مدیون متن خوب و قوی است و هوشمندی آب‌پرور در خلق صحنه‌ها. هرچند فیلم از جهاتی همانند بازی‌ها جای کار بیشتری داشت، اما در کل مرخصی می‌تواند نمونه قابل استناد از تله‌فیلم باشد؛ چراکه هم قصه و اکت دارد و هم پیام در جای خود و در لایه‌های دوم و سوم چیده شده و به شعار تبدیل نشده است. این امتیازات کمی نیست و باید به آنها دقت داشت.

***

شاه‌کلید: فیلمی به نسبت قدیمی و محصول 1387 گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما که پنجشنبه ساعت 16 پخش شد. این فیلم به کارگردانی سامان مقدم و تهیه‌کنندگی مجید مظفری تولید شده و در آن مجید مظفری، بهاره رهنما و سیروس ابراهیم‌زاده ایفاگر نقش‌های اصلی هستند.

داستان فیلم از این قرار است که اصلان سارقی حرفه‌ای است و در باز کردن انواع قفل تخصص دارد. او در پی خلاف‌هایی که انجام داده به زندان می‌افتد، اما در زندان از اعمال گذشته پشیمان شده و توبه می‌کند. پس از آزادی نیز با وجود وسوسه‌های مختلف، توبه خود را نمی‌شکند. اصلان پس از آزادی از زندان به دنبال همسرش می‌رود و دایی از او سوء‌پیشیــنه می‌خواهد. در همین حین آگاهی و کارخانه خودروسازی نیز از او برای ساخت قفل ضد​سرقت دعوت می‌کند و....

چیزی که در فیلم «شاه کلید» کاملا محسوس است و در همان نگاه اول به چشم می‌خورد، نام کارگردان و تهیه‌کننده فیلم است که هر دو از حرفه‌ای‌های عرصه سینما و تلویزیون به حساب می‌آیند و برای خود اعتبار و کارنامه‌ای قوی دارند. با این وصف انتظار می‌رود محصول این دو هنرمند اثری کاملا استاندارد و قوی از آب درآید، اما شاه کلید برخلاف این انتظارات از همان ناحیه‌ای دچار آسیب شده است که بیشتر آثاری که نام‌هایی مطرح پشت آنها هستند، آسیب می‌بینند؛ یعنی انگیزه نداشتن کافی برای ساخت یک کار قوی و موفق.

بی‌شک سامان مقدم نه کارگردانی کارنابلد است و نه مجید مظفری با مدیوم رسانه ناآشنا. هر دو بخوبی‌ می‌دانند مخاطب چه می‌خواهد و رمز و رموز کار قوی چیست، اما این نگاه حیاط خلوت گونه به آثار تله‌فیلم باعث می‌شود انرژی و انگیزه کافی از سوی سازندگان گذاشته نشود و این بزرگ‌ترین نقطه ضعف شاه کلید است، بعلاوه این فیلم از ناحیه فیلمنامه نیز ایراد های عمده‌ای دارد. هرچند مقدم و مظفری بر اثر دانش و تجربه خود هر چقدر هم بی‌انگیزه کار کنند، باز هم لحظاتی خوب خلق می‌شود. در ضمن از بازی خوب بهاره رهنما نیز بسادگی نباید گذشت.

محمدرضالطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها