در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این جریان خانواده منصور است که با وجود سه بچه و دو آدم بزرگ، همیشه تلویزیون روی کانال کودکان است و همین مساله گاهی در منزل غوغا و درگیری به وجود میآورد. آقارضا، پدر خانواده منصور، صاحب یک کبابی کوچک سرکوچه است که موقع ناهار و آخر شبها به خانه میآید و خیلی هم بابت این مساله شاکی است و میگوید: این سه تا بچه تلویزیون را قبضه کردهاند. هر وقت به خانه میآیم، میبینم آنها به تلویزیون زل زدهاند و به جای درس خواندن و حتی بازی کردن، فقط تماشا میکنند.
آقا رضا با یادآوری دوران کودکی خود میگوید: زمان ما، بیشتر سرگرمی بچهها بازی در کوچه بود. تلویزیون هم که آمد کمی تماشا میکردیم، اما باز هم برای بازی به کوچه میرفتیم و البته سعی میکردیم کمی هم درس بخوانیم. هرچه زمان جلوتر آمد از تحرک بچهها کم شد. قدیمها بچهها پای آتاری و میکرو و سگا مینشستند، حالا هم جلوی رایانه و اینترنت. دیگر با شبکه مخصوص کودکان، فعالیت فیزیکی آنها به صفر نزدیک شده است.
ملیحه منصور مادر خانواده است که بجز خانهداری، یک کارگاه کوچک خیاطی هم در منزل دارد تا کمک خرجی به زندگی بدهد. او که به سبب وزن زیادش، نمیتواند زیاد راه برود، از کانال پویا راضی است و میگوید: خوب است. بچهها همیشه سرگرم هستند و دیگر از بدو بدو و شیطنت خبری نیست. قبلا باید دنبالشان از این طرف به آن طرف خانه میرفتم، اما حالا یک جا نشستهاند و راحت هوایشان را دارم.
خانم منصور مشکلی با فعالیت فیزیکی کم بچهها ندارد، اما نگرانی او هم کم نیست. ملیحه خانم با ناراحتی میگوید: این همه زل زدن به تلویزیون چشم بچهها را خراب میکند. مدام میروند جلو به تلویزیون میچسبند. جدا از این که بعضی وقتها اصلا درس و مشق را ول میکنند تا فقط تلویزیون ببینند.
سارای ده ساله بزرگترین فرزند خانواده منصور و بهترین مشتری شبکه پویاست. او که خیلی از این شبکه راضی است، میگوید: کارتون دارد، برنامه عروسکی دارد، همه جور برنامهای دارد. من خیلی این شبکه را دوست دارم. همهاش میخواهم همین را ببینم.
وقتی به سارا گفتیم مادرش ملیحه خانم ناراحت است که برای این شبکه از درس و مشقش بیفتد، گفت: این شبکه برنامه علمی مخصوص بچهها دارد که از روی کتابهای درسی و منطبق با درسهای ما تهیه شده و خودش کلی به درس ما کمک میکند. مامان و بابا بیخود نگران درس بچهها هستند.
حسن کوچولوی پنج ساله هم مشتری پر و پا قرص این شبکه است و هر کارتونی را که پخش میشود با لذت تماشا میکند. او که زیاد هم اهل حرف زدن نبود زیر لب چیزهایی درباره کارتون خوب گفت و از دست ما در رفت.
اما جریان خانواده منصور تمام نشده است. نوگل باغ این خانواده، یاشار است که بتازگی یک ساله شده است. آقا یاشار زیاد اهل حرف زدن یا حتی راه رفتن نیست. در چهارگوشه خانه مثل خزنده میخزد و گاهی اصواتی حاکی از درد یا شادی یا گرسنگی از خودش درمیآورد، اما مقصد اکثر این خزشهای دلاورانه جلوی تلویزیون است که آقا یاشار آنجا با انگشتی در دهان به جعبه جادو زل میزند و وقتی برنامه باب طبعش پخش شود، صداهای حاکی از خوشحالی را چند برابر میکند.
البته برای کامل شدن نظرات درباره این شبکه لازم شد از خانواده منصور کمی دور شویم. کنار کبابی آقا رضا، مغازه بقالی محمد آقا درخشش است که او هم نظر جالبی درباره این شبکه دارد.
آقای درخشش میگوید: کلی آدامس و شکلات و هزار و یک چیز با عکس اسپایدرمن و بتمن و سوپر من و بن تن هست که البته فروششان بد نیست، اما اگر شبکه پویا کارتونهای آنها را بیشتر نشان بدهد، فروش اینها هم زیاد میشود و به نفع اقتصاد ماست.
اگر کسی هم نگران تهاجم فرهنگی است، بیاید شکلات و آدامس و کیف و تیشرت با عکس رستم و سهراب و امیرارسلان نامدار درست کند که ما آنها را بفروشیم و البته کارتونهای این شخصیتها را هم تولید کند که هم شخصیت وطنی معرفی بشود، هم تولید داخلی رونق بگیرد.
علی ظهوریراد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: