خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 185

پنجشنبه 24 آذر 1373 صبح زود به کوهستان رفتم. تا کولکچال صعود نمودیم. هوا سرد بود اما قابل تحمل. ساعت 7 به کولکچال رسیدیم. در خدمت بسیجیان مستقر در کولکچال یک فنجان چای داغ خوردیم و سریعا بازگشتیم.
کد خبر: ۶۰۸۴۴

ساعت 9 به محل کارم رسیدم. آقای مهندس محللی بازتابهای نظر مقام رهبری درباره نپذیرفتن مرجعیت در داخل کشور را مطرح نمود که خیلی ها نمی دانند چه کنند.
باز هم از افاضات علمایی خود برای ایشان هم صادر نمودیم ! در عین حال گفتم تکلیف کار را هم از دفتر مقام رهبری بپرسید ولی فکر می کنم تحلیل من درست باشد.
ضمنا ایشان می گفت آقای مهندس بازرگان که 10 روز در بیمارستان بستری بودند (به دلیل عارضه قلبی) مرخص شده و به منزل رفته اند. خداوند شفایشان دهد.
مرحوم شهید مطهری با ایشان سابقه دوستی طولانی داشت و با همه اختلاف فکری که در مشرب دین شناسی با ایشان داشت به دلیل تدین ایشان با وی مراودات خود را حفظ می کرد.
مشکل اصلی فکری استاد مطهری با بازرگان در نگاه سیانتیستی به حوزه دین بود که در کتب بازرگان کاملا مشهود بود. این رویکرد می تواند گاه ارضاکننده باشد اما مبنای عقلانی ندارد.
مرحوم شهید مطهری در کاوشهای خود مبنای فلسفی و کلامی داشت و به دلیل آموزه های عمیق اسلامی ، دریافت های تازه مکتبی ارائه می نمود ، لذا همیشه آثار او صبغه عقلانی محکمی داشت.
رویکرد مرحوم بازرگان توجیه حقایق دینی در پناه آموزه های علمی به معنای (Science) بود. این کار می تواند مفید باشد اما هیچگاه مبنای عقلانی اساسی ندارد زیرا قلمرو دین یا قلمرو علم به معنای (Science) متفاوت است هر چند قلمروهای مشترکی هم دارند.
اما مبانی متفاوتی دارند. اگر علم را حکمت یا (Knowledge) مراد کنیم ، وضع متفاوت است. یعنی قلمرو (Science) به امور محسوس محدود می شود اما پایه دین بر ایمان و وحی استوار است که دو قلمرو از حیات آدمی است.
اگر قصد ، کشف رموز حقایق دینی از طریق آموزه های علمی باشد و این کار با احتیاط کامل صورت گیرد ، می تواند مفید باشد به شرط اینکه اولا احتیاط لازم صورت پذیرد چرا که بسیاری از یافته های علمی براساس فرضیاتی است که می تواند تغییر کند یعنی آکسیون های علمی همیشه ثبات ندارد و نباید چنین القا شود که این یافته ها وحی منزل است.
ثانیا چنین رویکردی این تصور را به وجود نیاورد که همه شئون دین را پوشش می دهد. یعنی اگر بخشهایی از قلمروی دین یا گزاره ای از دین چنانچه با علم یا (Science) توجیه نگردید ، تفوه شود. گزاره های دینی خلل پذیرفته است. چنین برداشتی معقول نیست چرا که اصل ابتناء قلمروی دین بر آموزه های علمی ، اصل متینی نیست.
این اختلاف مشرب در کتب این دو متفکر هم دیده می شود و مخصوصا در مباحث مطروحه توسط شهید مطهری در سالهای قبل از انقلاب در انجمن مهندسین بیشتر عیان می گردد.
این اختلاف مشرب استاد شهید مطهری با مرحوم شریعتی هم به نحو دیگری دیده می شود.
مرحوم شریعتی با رویکردهای جامعه شناسانه به موضوعات دینی نزدیک می شد و آنان را توجیه می کرد که می توانست گاه مصاب نباشد ؛ چرا که جامعه شناس در غرب از مبانی متافیزیکی خاص برخوردار است و هر نحله ای از یک مکتب فلسفی برخوردار است که این مبانی متافیزیکی با نگرش اسلامی حداقل در همه جا یکی نیست. لذا نمی توان پذیرفت این رویکرد بتواند همه گزاره های مکتب اسلام را پوشش دهد.
گادامر معتقد است در هر فهمی از متن ، مفسر با پیشداوری هایی به سراغ آن می رود و ذهن هیچگاه از پیشداوری ها خالی نیست ؛ لذا می گوید: «انسان موجودی تاریخی است» یعنی انسان همیشه به وسیله پیشداوری ها زندگی می کند و فهم پیدا می کند.
اما حقیقت مساله این است که هر چند مفسر دارای افق معنایی و چارچوب های ذهنی است ؛ اما هدف از تفسیر متن ، دستیابی به افق معنایی مولف است و سعی مفسر باید در جستجوی یافتن عقلانیت مولف و همچنین نیات و مقاصد نهفته در پس الفاظ متن باشد نه آنکه عقلانیت مولف را در عقلانیت خود محو کند.
داستان از این قرار است که ما در تفسیر متون مقدسه گاه دانسته و یا نادانسته پارادایم های ذهنی خود را مداخله می دهیم که معلوم نیست مولف متن آن پارادایم ها را مبنای خود قرار داده باشد و بسیاری از این اختلاف مشربها به این نکته باز می گردد.
البته ممکن است کسی نظیر گادامر اصلا معتقد باشد فهم متن بدون این ساختارهای ذهنی شکل گرفته ، ممکن نیست و همیشه درک متن مقدس همراه با داوری هایی است که تاریخ بر ذهن بشر تحمیل نموده است اما این یک نگاه است که با این رویکرد به نوعی نسبیت گرایی نزدیک می شویم ، اما اگر بپذیریم که معرفت در هر قلمرو ، متدولوژی خاصی دارد ، برای وصول به هر معرفتی ، مقدماتی را باید طی نمود که آنها عملا چارچوب های ذهنی وصول به معرفت را می سازد آنگاه کمتر به این وادی از خطرات سقوط خواهیم کرد.
با آقای دکتر مجتهدی ، استاد فلسفه دانشگاه تهران عصر ملاقاتی داشتم. ایشان از بهترین اساتید فلسفه غرب در کشور هستند که عمر خود را صرف معرفت فلسفی نموده اند و آثار علمی ارزشمندی دارند. همیشه مرهون لطف ایشان هستم.
با ایشان در مورد مباحث فلسفی در صدا و سیما بحث کردم ، نظرات خوبی داشتند. نمونه هایی از کارهایی را که در تلویزیون فرانسه انجام شده است ، ذکر می نمودند که جالب بود.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 184
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها