درآمدی بر مقوله بازیگری در سینما و تلویزیون

جادوگری در قاب تلویزیون​، ستاره بودن روی پرده نقره‌ای

ماهیت هر رسانه، رویکرد‌ها و اهداف مورد توجه آن به شکل‌گیری عرصه‌های مفهومی و تکنیکی خاصی در هریک از رسانه‌ها منجر خواهد شد. چنان که برنامه‌سازی و تولید محتوا را دستخوش تغییراتی می‌کند و به تفاوت کارکردی آن منجر می‌شود.
کد خبر: ۶۰۵۷۷۳

 

 

 

بستر‌های رسانه‌ای عرضه یک محتوا همچون قالبی شکل‌دهنده در چگونگی ارائه آن عمل می‌کنند؛ بنابراین تمام بخش‌ها و حوزه‌هایی که به نحوی با ذات رسانه‌ای مرتبط هستند یا دست‌کم رسانه به‌عنوان محملی برای در معرض قرار گرفتن آنها محسوب می‌شود، ناگزیر به در نظر گرفتن خط‌مشی‌ها و ضوابط مشخصی است. خط‌مشی‌هایی که گاه حتی به یک ممیزه قابل استناد برای نام بردن از ویژگی‌های عرصه‌ای مشخص تبدیل می‌شود. این رویداد در همه عرصه‌های رسانه و هنر از‌جمله بازیگری قابل تحقق است. در تعامل فرمیک و ساختاری رسانه و هنر می‌توان از بازیگران تلویزیون و سینما در دو دسته مجزا نام برد. اگرچه نگاه صرف به بازیگری به منزله یکی از گرایش‌های هنر این معادله را برهم می‌زند، اما نمی‌توان از مشخصه‌های بازی در هر عرصه یاد کرد و به تفاوت مدیوم‌ها توجهی نداشت. مخاطبان تلویزیون دامنه شمول بیشتری دارند و می‌توان امیدوار بود در طول پخش برنامه دست‌کم یک‌بار حتی اتفاقی گذرشان به تماشای برنامه بیفتد.

گذشته از آن، این حالت در ارتباط با برنامه‌های بلندمدت و پرکشش نمایشی از جمله سریال‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی تشدید خواهد شد. حال در نظر بگیرید یک مجموعه در مناسبت‌های زمانی مشخص هم به پخش برسد. در این شرایط با توجه به انگاره‌های ذهنی مخاطب و پیش‌فرض‌های او مبنی بر اهمیت قرار گرفتن در بطن داستانی مجموعه و همراهی با آن تا چه اندازه می‌تواند یک اثر را به بحث روز بدل کند و دامنه آن را به موضوع مکالمات روزمره مردم بکشاند.

در این میان باید نیم نگاهی به آسیب‌های احتمالی و ریسک‌پذیری‌های برنامه‌سازی در تلویزیون داشت. استقبال نکردن مخاطب از یک مجموعه نمایشی، فضای داستانی فاقد جذابیت، ناهمخوانی و تناسب تکنیک با محتوا، ناهماهنگی عناصر فنی و وجوه هنری اثر و مسائلی از این دست می‌تواند دلزدگی بیننده را به همراه داشته باشد. این دلزدگی ممکن است با توجه به حضور رسانه‌های رقیب و عصر اطلاعات گاه به معنای از دست دادن یک گیرنده پیام برای مدت زمانی متمادی یا چه‌بسا همیشه باشد.

دامنه مخاطبان در سینما و تلویزیون

از سویی با نگاه گذرا به کارکردهای سینما و مباحث مختص آن می‌توان این قالب از برنامه‌سازی را در قیاس با دیگر قالب‌ها دارای جذابیت‌های ذاتی دانست. مخاطبان این مدیوم به دلیل ارتباط آگاهانه با رسانه مورد نظر ماهیتی اتفاقی ندارند و درواقع مخاطبانی خاص محسوب می‌شوند؛ چراکه هر فیلم با قرار گرفتن در یک یا چند ژانر و داشتن تمی مشخص در جلب گروهی از مخاطبان متکثر موفق عمل می‌کند. گذشته از آن، تمایزات درون‌نهادی، تفکیک و مرزبندی میان سینمای بدنه و معناگرا و دو‌دستگی یا چند دستگی‌هایی از این جنس و اوج و فرودهای مقطعی مخاطبان همگی نشان می‌دهد تا چه اندازه می‌توان دایره تماشاگران سینما را در قیاس با رسانه‌ای دوربرد همچون تلویزیون تنگ‌تر پنداشت.

تفاوت بازی در مدیوم‌های مختلف

فارغ از هر نوع نگاه تکنیکی به دو عرصه تلویزیون و سینما، صرف نگاه به زنجیره مخاطبان آنها و تسخیر نگاه‌های مخاطبان به یک اثر نمایشی، خود عاملی در راستای اعمال قواعدی نوشته یا نانوشته در بخش‌های مختلف تهیه و تولید یک اثر است. هرچند به نظر می‌رسد در این خصوص گذشته از مباحث فنی ابزار و تجهیزات کاربردی، کمتر نگاه عامدانه‌ای در دیگر بخش‌ها ازجمله نوع ایفای نقش وجود داشته باشد.

اگرچه ظرفیت‌های یک مجموعه نمایشی فرصتی شایان توجه برای پرداخت کاراکتر، معرفی جامع و مانع آن و ورود به باورها و ارزش‌های آن یا اتخاذ تیپ‌ها و الگو‌های بازی و تعمیم آن به گروه‌ها و اقشاری از جامعه، بهتر درآمدن مناسبات میان کاراکترها، زد و خوردها، گره‌افکنی و گره‌گشایی و در نظر گرفتن آغاز و پایانی منسجم‌تر برای هر شخصیت فراهم می‌کند.

دیدگاه صرفاً هنری یا تلفیق رویکرد هنری و رسانه‌ای

اگر بخواهیم به مقوله بازیگری به‌عنوان یکی از گرایش‌های هنری نگاه کنیم، می‌توانیم برای آن شاخه‌های مختلفی در نظر بگیریم و از تکنیک‌های مختلفی صحبت کنیم، اما ترکیب رسانه با آن و چگونگی عرضه این هنر خود مستلزم در نظر گرفتن دسته‌بندی‌های مشخصی است که از طرفی بازیگر را به ویژگی‌های رسانه مورد استفاده رهنمون کرده و از سویی دیگر ساختارهای آن را در نوع بازی او به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه تحمیل می‌کند. طرز بیان، برد آوایی، چگونگی حرکت و مسائلی جزئی‌تر و محتوامحور همچون پردازش و تحلیل نقش، حفظ راکوردهای حسی و عاطفی در مدت زمان درگیری و تلفیق با نقش، چگونگی دخالت کاراکتر در مسیر کنش‌ها، واکنش‌ها، پویایی و ایستایی شخصیت همگی ازجمله عناصری است که می‌تواند به فراخور ماهیت رسانه و مشخصه‌های اصلی آن، تغییراتی در نحوه عرضه یک کاراکتر تحت تاثیر قرار دهد. هرچند شاید قواعد و چارچوب‌های از پیش تعیین شده‌ای در این زمینه وجود نداشته باشد، اما به هر حال نوع رسانه، ظرفیت‌ها محدودیت‌ها و فضایی که برای تعامل با مخاطب برای بازیگر فراهم می‌کند، بی‌شک در جهت‌دهی نگرش او نسبت به در پیش گرفتن رویه‌ای خاص در بازی موثر است. چنان‌ که خود را در بستری مرکب از قصه، شرایط تولید، نقش و ویژگی‌های آن، دامنه مخاطبان و عواملی از این دست احساس می‌کند.

قصیده سالک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها